بررسی برخی صفات كمی و كیفی ژنوتیپ های امیدبخش چغندرقند در شرایط تنش خشكی

فتح اله طالقانی داریوش*,صادق زاده حمایتی سعید,مطلوبی فرشید,خیامیم سمر

* موسسه تحقیقات چغندرقند

این تحقیق به منظور ارزیابی هشت ژنوتیپ جدید چغندرقند نسبت به خشكی در سه تیمار متفاوت آبیاری (حالت معمول، تنش اول فصل و تنش مداوم در طول فصل) طی سال های 1384 و 1385 در ایستگاه تحقیقاتی مهندس مطهری موسسه تحقیقات چغندرقند کرج اجرا شد. این هشت ژنوتیپ حاصل اجرای طرح های تحقیقاتی قبلی در موسسه تحقیقات چغندرقند بودند و از بین ده ها ژنوتیپ مورد بررسی انتخاب شدند. ژنوتیپ های مذكور واكنش متفاوتی به تنش خشكی داشتند كه جهت ارزیابی دقیق تر در این تحقیق در نظر گرفته شدند. این آزمایش به صورت کرت های خردشده (سطوح مختلف خشكی در كرت های اصلی و ژنوتیپ ها در كرت های فرعی) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تكرار اجرا شد. نتایج نشان داد تیمار بدون تنش (آبیاری پس از هر 80 میلی متر تبخیر از تشتك كلاسA ) و تنش اول فصل (سه بار آبیاری جهت استقرار بوته ها، عدم آبیاری تا 500 میلی متر تبخیر از تشتک کلاس A و سپس تداوم آبیاری به شکل نرمال) از نظر عملکرد ریشه، عملکرد شکرسفید و نسبت وزن ریشه به اندام هوایی در گروه آماری مشترک قرار گرفتند، اما راندمان مصرف آب با تنش اول فصل معادل 35درصد نسبت به تیمار نرمال به طور معنی دار افزایش یافت. در بین ژنوتیپ های مورد بررسی، ژنوتیپ های 7112، BP کرج و RS003 بیشترین عملکرد شکرسفید، راندمان مصرف آب و شاخص تحمل به خشکی و ژنوتیپ7221-II  کمترین مقدار این صفات را به خود اختصاص داد. عملکرد شکر سفید، کارآیی مصرف آب و شاخص تحمل به خشکی ژنوتیپ I13*7221-II در مقایسه با ژنوتیپ7221-II  به ترتیب معادل 22، 49، 62 و 187 درصد بیش تر بود و از ثبات عملکرد بهتری در شرایط تنش برخوردار بود. با توجه به نتایج این مطالعه، به نظر می رسد كه می توان از ژرم پلاسم چغندر علوفه ای كه از توانایی بیشتری در خصوص تولید ریشه در شرایط خشكی برخوردار هستند، در برنامه های اصلاحی استفاده کرد. احتمالا با انتقال صفت تولید ریشه مناسب این نوع ژنوتیپ ها به چغندرقند در شرایط خشكی می توان به پیشرفت های مناسبی در زمینه تحمل به خشكی چغندرقند دست یافت.

كلید واژه: تنش خشکی، تنش اول فصل، تنش مداوم در فصل، ژنوتیپ، چغندرقند، شاخص تحمل به خشکی

 


تاثیر تاریخ كاشت و تراكم بوته بر عملكرد و اجزای آن در ژنوتیپ های نخود زراعی (.Cicer arientinum L) در شرایط دیم خرم آباد

فلاح سیف اله*

* دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد

برای مطالعه تاثیر تاریخ كاشت و تراكم بوته بر عملكرد و اجزای عملكرد ژنوتیپ های نخود زراعی در شرایط دیم منطقه خرم آباد، آزمایشی در مزرعه تحقیقات كشاورزی اداره هواشناسی لرستان در سال زراعی 85-1384 به اجرا درآمد. این آزمایش به صورت اسپلیت فاكتوریل در قالب طرح بلوك های كامل تصادفی با سه تكرار اجرا شد. تاریخ كاشت شامل كاشت در 15 اسفند، اول فروردین و 15 فروردین به عنوان عامل اصلی و تراكم بوته شامل 18، 24، 30 و 36 بوته در مترمربع به همراه توده محلی گریت و ژنوتیپ Flip 93-93 به عنوان عامل فرعی مقایسه شد. نتایج نشان دادند كه با تاخیر در كاشت تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در نیام، وزن صد دانه، عملكرد دانه و ماده خشك به طور معنی داری كاهش یافتند. با افزایش تراكم بوته تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در نیام و وزن صد دانه به طور معنی داری كاهش یافتند، عملكرد دانه و ماده خشك ابتدا افزایش و سپس كاهش داشتند. شاخص برداشت تحت تاثیر تاریخ كاشت و تراكم بوته قرار نگرفت. توده محلی گریت در مقایسه با ژنوتیپ Flip 93-93 دارای تعداد نیام در بوته، عملكرد دانه و ماده خشك بیشتر ولی تعداد دانه در نیام و وزن صد دانه و شاخص برداشت آن كمتر بود. با توجه به نتایج به دست آمده و با عنایت به وقوع تنش خشكی و حرارتی در فاز زایشی نخود دیم در این منطقه، كاشت زود توده محلی گریت با تراكم 24 تا 30 بوته در مترمربع را می توان توصیه نمود.

كلید واژه: تاریخ کاشت، تراكم بوته، شرایط دیم، ژنوتیپ، عملكرد، نخود زراعی


تاثیر ژنوتیپ گیاه، ریزنمونه و سویه اگروباکتریوم بر کارایی تراریختی گیاه کلزا (.Brassica napus L)

رازی كهریزی دانیال*,سلمانیان علی هاتف,زبرجدی علیرضا

* گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی

کلزا یکی از دانه های روغنی خوراکی و صنعتی با اهمیت در جهان به شمار می رود. بکارگیری مهندسی ژنتیک در کلزا باعث تولید رقم هایی شده که از نظر صفات با ارزش زراعی و اقتصادی بسیار حایز اهمیت می باشند. بیشترین انتقال ژن به کلزا از طریق اگروباکتریوم تومه فاشینس انجام شده است. در این گونه باکتری، سویه های مختلفی وجود دارد که از آنها جهت انتقال ژن استفاده گردیده است. هدف از این تحقیق، بررسی اثر رقم کلزا، ریزنمونه و سویه اگروباکتریوم تومه فاشینس بر فراوانی تراریختی گیاه کلزا می باشد. برای این منظور از دو ریزنمونه (کوتیلدون و هیپوکوتیل)، دو رقم تجاری کلزا PF-7045-91 و SLM-046 و دو سویه باکتری LBA4404 و C58 (pGV3101) برای انتقال ژن گزارشگر gus استفاده گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار اجرا شد. پلاسمید pBI121 حامل ژن مورد نظر به سویه های اگروباکتریوم تومه فاشینس و از آن طریق به گیاه کلزا منتقل گردید. برای سنجش اولیه حضور ساختار حاوی ژن در گیاه، از مقاومت گیاهان به 25 میلی گرم در لیتر کانامایسین استفاده شد. حضور ژن های وارد شده و بیان آن به ترتیب از طریق آزمون های PCR و سنجش gus اثبات گردید. نتایج آزمون آماری نشان داد که بین ارقام کلزا، ریزنمونه، سویه اگروباکتریوم تومه فاشینس و اثرات متقابل آنها برای فراوانی تراریختی گیاه کلزا اختلاف بسیار معنی داری وجود دارد. به طوریکه رقم PF-7045-91 با میانگین 10.64%، تراریختی بیشتری را نسبت به رقم SLM-0.46 با میانگین 4.5% نشان داد. از طرف دیگر سویه LBA4404 نیز با 8.78% تراریختی، توانایی بیشتری نسبت به سویه C58 (pGV3101) با میانگین 6.39% جهت انتقال ژن را نشان می دهد.

كلید واژه: ژنوتیپ، ریزنمونه، اگروباکتریوم، تراریختی، کلزا (.Brassica napus L)



function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :