تاثیر علف کش های مختلف بر کنترل علف های هرز نخود (.Cicer arietinum L)

تاثیر علف کش های مختلف بر کنترل علف های هرز نخود (.Cicer arietinum L)

سرپرست رمضان*,شیخ فاطمه

* گرگان، خیابان شهید بهشتی، روبروی سازش، مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان

گیاه زراعی نخود (Cicer arietinum L.) از جمله حبوبات با سابقه كهن و رایج می باشد. به دلیل وجود علف های هرز در مزارع نخود بین عملكرد موجود و پتانسیل واقعی ارقام، فاصله زیادی وجود دارد. به منظور تعیین اثر علف كش های تربوترین، سیانازین، لینوران، کلرتال دی متیل، پاراكوآت، پایریدات و مخلوط علف کش پروپیزآمید با تربوترین و سیانازین و لینوران به صورت پیش رویشی بر روی علف های هرز نخود، این طرح اجرا گردید. در این پژوهش، 11 تیمار علف كش همراه با تیمار عدم کنترل علف هرز در قالب طرح آماری بلوك های کامل تصادفی با چهار تكرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. مهم ترین علف های هرز خسارت زا در این مطالعه، تاج خروس وحشی در درجه اول و خردل وحشی و سلمه تره در درجه دوم بودند. این علف های هرز، ارتفاع، وزن خشک، شاخص برداشت و در نهایت، عملکرد دانه نخود را تحت تاثیر خود قرار دادند. با بررسی اثر علف کش های مختلف بر روی این علف های هرز مشخص گردید که مقادیر مختلف پاپیرات، بیشترین کاهش را در تعداد علف های هرز ایجاد نمود به طوری که پاپیرات 1 و پاپیرات 2 به ترتیب 100 درصد و 4/74 درصد نسبت به شاهد در تعداد علف های هرز تاج خروس کاهش ایجاد کرد. در نهایت با در نظر گرفتن هزینه بالای وجین دستی می توان اظهار داشت که در سطوح کشت محدود و در صورت وجود کارگران ارزان قیمت می توان از وجین دستی استفاده نمود كه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه خواهد بود. در غیر این صورت، استفاده از تیمار پایریدات 2 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن برای کنترل علف های هرز در شرایط منطقه گلستان، اقتصادی تر به نظر می رسد.

كلید واژه: علف کش، علف های هرز، عملكرد، گلستان، نخود


تاثیر تراکم بوته و باکتری ریزوبیوم

تاثیر تراکم بوته و باکتری ریزوبیوم همراه با کاربرد ریزمغذی ها بر عملکرد و برخی ویژگی های فیزیولوژیک موثر بر رشد نخود (.Cicer arietinum L)

خندان بجندی تیمور*,سیدشریفی رئوف,صدقی محمد,اصغری زكریا رسول,نامور علی,مولایی پیمان,جعفری مقدم مجید

* دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اردبیل

تاثیر تراکم بوته (25، 35 و 45 بوته در مترمربع به ترتیبD3, D2, D1 ) و تلقیح با باکتری رایزوبیوم (بدون تلقیح، تلقیح با رایزوبیوم، تلقیح با رایزوبیوم به همراه عناصر میکرو به ترتیب R2, R1, R0) بر رشد و عملکرد نخود، در سال 1387 در مزرعه تحقیقاتی کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار بررسی گردید. تراکم بوته بر تعداد دانه در نیام و وزن 100 دانه اثر غیرمعنی دار و بر عملکرد دانه تک بوته و شاخص برداشت تاثیر معنی دار داشت. تاثیر تلقیح با ریزوبیوم بر وزن 100 دانه غیرمعنی دار و بر تعداد دانه در نیام، تعداد دانه در بوته و شاخص برداشت معنی دار شد. اثر متقابل بین تراکم بوته و ریزوبیوم بر تعداد شاخه فرعی، تعداد نیام در شاخه، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در بوته و عملکرد دانه در واحد سطح معنی دار گردید. بالاترین عملکرد دانه تک بوته (6/3 گرم) و شاخص برداشت (21/45 درصد) از D1 و پایین ترین میزان آنها به ترتیب با 6/2 گرم و 79/35 درصد از D3 حاصل گردید. بیشترین تعداد دانه در نیام، عملکرد تک بوته و شاخص برداشت بترتیب با مقادیر 03/1 ،8/3 گرم و 72/43 درصد از تیمار R2 و کمترین مقادیر آنها به ترتیب با 86/0، 5/2 گرم و 91/33 درصد از R0 بدست آمد. بیشترین تعداد شاخه فرعی از ترکیب تیماری D1*R1 وD1*R2، تعداد نیام در شاخه از هر سه سطح تلقیح D1 و D2*R2 تعداد دانه در بوته در هر سه سطح تلقیح D1 و D2*R1 و D3*R2 بدست آمد. در حالی که کمترین مقادیر تعداد شاخه فرعی، تعداد نیام در بوته و تعداد دانه در بوته در D3*R0 و کمترین تعداد نیام در شاخه در D2*R0  بدست آمد. بیشترین و کمترین عملکرد دانه بترتیب مربوط به ترکیب تیماری D3*R2 و D1*R0 بود. بررسی شاخص های رشد نشان داد که با افزایش تراکم کاشت و تلقیح بذور با باکتری رایزوبیوم به همراه به کارگیری ریزمغذی ها، شاخص سطح برگ، زیست توده کل، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص افزایش یافت.

كلید واژه: تراکم، رایزوبیوم، آنالیز رشد، ریزمغذی، نخود

 


کیفیت دانه نخود از افزایش حاصلخیزی خاک

تاثیر پذیری کیفیت دانه نخود از سیستم های مختلف افزایش حاصلخیزی خاک

محمدی خسرو,قلاوند امیر*,آقاعلی خانی مجید,سهرابی یوسف,حیدری غلام رضا

* گروه زراعت، دانشگاه تربیت مدرس

به منظور ارزیابی تاثیر سیستم های مختلف حاصلخیزی خاک بر کیفیت دانه نخود زراعی رقم پیروز آزمایشی در سال های 1386 و 1387 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان سنندج انجام گردید. آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده (اسپلیت - اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار انجام گرفت. کود سبز به عنوان عامل اصلی، ترکیب های مختلف کود پایه به عنوان عامل فرعی و ترکیبی از کود های بیولوژیک به عنوان عامل فرعی - فرعی تعیین گردید. نتایج نشان داد که کود سبز به طور معنی داری سبب افزایش مقادیر عناصر نیتروژن، فسفر، منیزیم و منگنز دانه گردید. همچنین کود سبز تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد پروتئین و فیبر خام دانه داشت. کاربرد کود های آلی نیز به افزایش میزان عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر و منیزیم دانه منجر گردید. از طرف دیگر کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد قند، نشاسته و پروتئین دانه داشتند. کود های بیولوژیک نیز تاثیر معنی داری بر صفات کیفی دانه داشتند. اثر متقابل کود سبز و کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، نیتروژن، آهن و منیزیم دانه داشت. بیشترین درصد قند، پروتئین، نشاسته و عناصر معدنی در ترکیب همزمان باکتری های حل کننده فسفات و قارچ تریکودرما ایجاد گردید. استفاده همزمان از کمپوست، کود دامی و کود شیمیایی به حصول بیشترین مقادیر عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر، منیزیم، سیسریتول، قند کل و پروتئین دانه منجر گردید. بنابراین می توان اظهار داشت که استفاده همزمان از کود شیمیایی، دامی و کمپوست ضمن بهبود کیفیت دانه، باعث افزایش عملکرد دانه، کاهش استفاده از کود های شیمیایی شده و از نظر زیست محیطی نیز بسیار مفید است.

كلید واژه: کود زیستی، کود دامی، کمپوست، کود سبز، نخود


تعیین صفات موثر بر عملکرد دانه 36 لاین نخود تیپ کابلی (.Cicer arietinum L) در استان های شمال غرب ایران در شرایط دیم

كامل مسعود,مرادی پرویز*

* مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زنجان

در اغلب کشورهای در حال توسعه، گیاهان خانواده نخود مهم ترین منبع پروتئین محسوب می شوند. با وجودی که تعدادی از این گیاهان به خوبی با شرایط دیم سازگاری پیدا کرده اند ظرفیت تولید آن ها اغلب پایین است، از این رو جهت دستیابی به لاین های پرمحصول در استان های شمالغزب کشور، آزمایشی با 36 لاین نخود زراعی تیپ کابلی در سال زراعی 83-1382 در استان های زنجان، آذربایجان غربی و کردستان در قالب طرح لاتیس دو گانه 6´6 انجام شد. در طول آزمایش از صفاتی مانند ارتفاع بوته، تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی، وزن صد دانه و عملکرد دانه یادداشت برداری شد. پس از تجزیه واریانس های جداگانه، اختلاف معنی داری در سطح 1% بین لاین های از نظر عملکرد مشاهده شد و در استان زنجان لاین شماره 26، در آذربایجان غربی لاین شماره 32 و در کردستان لاین شماره 30 نسبت به سایر لاین ها برتری داشتند. برای جمع بندی نتایج سه مکان، داده های آزمایش با نرم افزار SAS 8 تجزیه واریانس مرکب شدند و تفاوت معنی دار بین ژنوتیپ ها و ژنوتیپ ´ مکان مشاهده شد. میانگین داده های سه مکان محاسبه و علاوه بر همبستگی ساده بین صفات با عملکرد، با استفاده از تجزیه علیت این ضرایب به اثر مستقیم و غیرمستقیم تجزیه شدند. بر این اساس، دو صفت تعداد روز تا رسیدگی و تعداد روز تا گلدهی بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد داشتند. با انجام تجزیه به مولفه های اصلی دو مولفه اصلی استخراج شد که در مجموع 77.23 درصد از کل واریانس مشاهده شده را توجیه می کرد. با تجزیه کلاستر، لاین های مورد بررسی در سه کلاستر، گروه بندی شدند. افراد موجود در کلاستر 1 با افراد موجود در کلاستر 3 بیشترین فاصله ژنتیکی و یا کمترین قرابت ژنتیکی را نشان دادند، بنابراین با توجه به هدف، می توان از انتخاب لاین هایی به عنوان والدین تلاقی در برنامه های دورگ گیری از هر یک از دو کلاستر فوق و تلاقی آن ها، علاوه بر ویژگی ها و صفات تکمیل کننده والدین از وجود حداکثر تنوع ژنتیکی آن ها نیز سود جست.

كلید واژه: نخود، مقایسه عملکرد، تجزیه علیت، همبستگی صفات

 


تعیین فنولوژی و میزان رشد اولیه مطلوب برای نخود در شرایط دیم گنبد و گرگان

سلطانی افشین,فرجی ابوالفضل

به منظور بررسی تاثیر صفات مختلف به نژادی بر خصوصیات رویشی، مراحل فنولوژی و عملکرد دانه نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم و استفاده از این صفات در برنامه های اصلاحی آینده، یک آزمایش شبیه سازی رایانه ای با استفاده از مدل Cyrus انجام شد. کاهش یا افزایش 4 پارامتر موثر بر نخود در رقم هاشم (واریته مورد کشت منطقه) با استفاده از آمار 88 ساله آب و هوایی در دو منطقه گنبد و گرگان و در شرایط دیم مورد بررسی قرار گرفت. مهمترین عامل افزایش عملکرد دانه در شرایط دیم گنبد و گرگان کاهش رشد رویشی و حفظ رطوبت جهت دوره پر شدن دانه از طریق ایجاد 20 درصد زودرسی در مرحله سبز شدن تا شروع گلدهی بود. در واقع توزیع مناسب رطوبت موجود بین مراحل رشد رویشی و زایشی می تواند سبب افزایش قابل توجه عملکرد دانه شود. این مساله بخصوص در شرایط دیم گنبد که دارای تنش خشکی شدیدتر در انتهای فصل رشد بوده و زودرسی یک صفت مطلوب جهت به نژادی می باشد، بسیار حایز اهمیت است. بیشترین افزایش عملکرد دانه از طریق افزایش 20 درصد زودرسی در مرحله سبزشدن تا گلدهی به دست آمد که سبب افزایش عملکرد دانه نسبت به رقم هاشم در هر دو منطقه گنبد (49 درصد افزایش نسبت به رقم هاشم با عملکرد دانه 1769 کیلوگرم در هکتار) و گرگان (25 درصد افزایش نسبت به رقم هاشم با عملکرد دانه 2265 کیلوگرم در هکتار) گردید. همچنین احتمال وقوع عملکردهای بالاتر از رقم هاشم در اثر 20 درصد افزایش زودرسی در مرحله سبز شدن تا گلدهی در دو منطقه گنبد و گرگان به ترتیب 100 و 94.4 درصد بود.

كلید واژه: نخود، رقم، شبیه سازی، تنش خشکی، عملکرد، شرایط دیم


بررسی اثر تاریخ های مختلف كاشت و رژیمهای مختلف آبیاری بر خصوصیات مورفولوژیک و عملكرد نخود (.Cicer arietinum L) رقم 3279 ILC در شرایط آب و هوایی نیشابور

رضوانی مقدم پرویز,صادقی ثمرجان رضا

جهت بررسی اثرات تاریخ های كاشت و رژیمهای آبیاری بر خصوصیات زراعی و عملكرد یك رقم نخود (رقم ILC3279)، آزمایشی در سال زراعی 81 - 1380 در مزرعه آموزشی تحقیقاتی آموزشكده كشاورزی شهید رجایی نیشابور اجرا شد. آزمایش مورد نظر بصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوكهای كامل تصادفی در چهار تكرار اجرا شد. كرتهای اصلی شامل چهار رژیم آبیاری (عدم آبیاری در طول فصل رشد (رژیم دیم)، یك بار آبیاری بهاره (اول گلدهی)، دو بار آبیاری بهاره (شروع گلدهی و 50% گلدهی) و فاریاب) و كرتهای فرعی دارای چهار تاریخ كاشت (پاییزه، انتظاری، بهاره و تاخیری) منظور شدند. در این آزمایش كشت تاخیری با رژیمهای آبی دیم, یك بار آبیاری بهاره و دو بار آبیاری بهاره خشك شدند و فقط كشت تاخیری با رژیم آبی فاریاب باقی ماند. بر اساس نتایج حاصله افزایش آب آبیاری توانست ارتفاع بوته، ارتفاع اولین غلاف از سطح زمین، فاصله بین گره ها، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای دو دانه ای، یك دانه ای و پوك، تعداد دانه در بوته، وزن دانه در بوته، وزن صد دانه و عملكرد را افزایش دهد. با افزایش طول دوره رشد، ارتفاع بوته، ارتفاع اولین غلاف از سطح زمین، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای (دو دانه ای و پوك)، تعداد دانه در بوته، وزن دانه در بوته افزایش یافت. در این میان كشت پاییزه بالاترین عملكرد را نسبت به تاریخهای كاشت دیگر داشت و كشت تاخیری نسبت به كشت انتظاری و بهاره دارای عملكرد بیشتری بود. گیاهان كشت پاییزه با رژیم آبی فاریاب نسبت به سایر تاریخهای كاشت و رژیمهای آبی از ارتفاع بوته، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای یك دانه ای و پوك، تعداد دانه در بوته و عملكرد بیشتری برخوردار بودند. كشت بهاره با رژیم آبی دیم به علت كوتاه شدن دوره رشد و كاهش آب قابل دسترس دارای ارتفاع بوته، تعداد گره، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای یك دانه ای، تعداد دانه در بوته، وزن دانه، وزن صد دانه و عملكرد كمتری بود.

كلید واژه: نخود، تاریخ کاشت، رژیم آبیاری، عملکرد، اجزا عملکرد



function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :