اندازه گیری متغیرهای هواشناسی در برآورد نیاز آبی گیاه

تاثیر بازه زمانی اندازه گیری متغیرهای هواشناسی در برآورد نیاز آبی گیاه مرجع چمن در منطقه كرمان

بختیاری بهرام*,لیاقت عبدالمجید,خلیلی علی

* گروه مهندسی آب، دانشكده كشاورزی، دانشگاه شهید باهنر كرمان

در این مطالعه، تاثیر بازه زمانی متغیرهای هواشناسی اندازه گیری شده در برآورد تبخیر تعرق مرجع (ETo) در ایستگاه هواشناسی خودكار مستقر در مزرعه دانشگاه شهید باهنر كرمان مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از سری داده های اندازه گیری شده در فواصل زمانی 10 دقیقه ای طی یک دوره زمانی یک ماهه (ژوئن 2007) مشتمل بر 4318 داده از متغیرهای هواشناسی تشعشع طول موج كوتاه خورشید، سرعت باد، دمای هوا و رطوبت نسبی، ابتدا تاثیر بازه زمانی نمونه برداری در برآورد میانگین های متغیرهای مذكور تحلیل شده است. همچنین با استفاده از تحلیل حساسیت مدل پنمن- مونتیث استاندارد ASCE و با تركیب ضرایب حساسیت و خطاهای حاصله به سبب نمونه برداری زمانی، تاثیر بازه زمانی اندازه گیری داده های هواشناسی در براورد ETo روزانه برای هر متغیر به صورت كمی بررسی گردیده است. نتایج نشان داد كه شدت تابش خورشید و سرعت باد از حساس ترین متغیرهای هواشناسی موثر بر اریبی در اثر بازه زمانی نمونه  برداری ناكافی بوده اند. به طوری كه خطای روزانه ای معادل 6/12% برای شدت تابش و 6/13% برای سرعت باد در اثر ناكافی بودن نمونه گیری متغیرها به دست آمد. به علاوه، تاثیر ناكافی بودن نمونه گیری زمانی در برآورد ETo روزانه با توجه به حداكثر اریبی 41/0 میلی متر بر روز به سبب نمونه  برداری ناكافی شدت تابش خورشید معنی دار بوده است.

كلید واژه: تبخیرتعرق، داده های اقلیمی، كرمان، نمونه گیری زمانی


خصوصیات بارش های جوی به منظور استفاده های زراعی

بررسی خصوصیات بارش های جوی به منظور استفاده های زراعی (مطالعه موردی دشت مشهد- چناران)

علی زاده امین,روشنی آتنا*,بنایان اول محمد

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

در تمامی مناطق كشاورزی تعیین پارامترهای فصل بارش از جمله تاریخ شروع بارش ها، تاریخ پایان فصل بارش و یا تعیین تداوم دوره های خشكی بین بارندگی ها از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد. در این تحقیق از داده های روزانه بارش برای دوره زمانی 1340-1387 ایستگاه اقلیم شناسی شهر مشهد برای بدست آوردن پارامترهای فوق استفاده شده است. تاریخ شروع بارش ها با استفاده از 7 روش مختلف كه تعدادی از آنها بر پایه مقدار بارش تجمعی و بعضی بر پایه روابط بین بارندگی و تبخیر و تعرق پتانسیل می باشند، محاسبه و در انتها یک روش تركیبی با توجه به شرایط منطقه، برای محاسبه این پارامترها ارایه شده است. همچنین برای تمامی سالها برای هر روش چنانچه تاریخ شروع محاسبه شده بر اساس تعریف، اشتباه بوده آن سال مشخص شده است. تاریخ پایان فصل بارش نیز با 2 فرضیه بررسی و سپس با توجه به تاریخ های شروع با فرضیه تركیبی و تاریخ های پایان با روش دوم، طول فصل رویش معین شده كه با توجه به این بررسی ها به طور متوسط شروع فصل بارش در مشهد ششم آذرماه است و طول دوره بارش 185 روز خواهد بود. در انتها نیز اثر تغییر اقلیم بر تاریخ شروع و پایان فصل بارش و طول دوره بارندگی مورد بررسی قرار گرفته است كه این بررسی نشان می دهد تغییر اقلیم تاثیر چندانی بر پارامترهای فصل بارش نداشته است.

كلید واژه: شروع بارندگی، پایان بارندگی، طول فصل بارش، شروع اشتباه، تغییر اقلیم

 


استخراج معادلات منطقه ای مقدار - مدت - فراوانی بارش

استخراج معادلات منطقه ای مقدار - مدت - فراوانی بارش با استفاده از تئوری گشتاورهای خطی (مطالعه موردی: استانهای خراسان)

قهرمان بیژن*,شامكوییان حمیرا,داوری كامران

* گروه مهندسی آب، دانشكده كشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

تعیین معادلات مقدار-مدت-فراوانی بارندگی گامی مهم در علم هیدرولوژی بوده كه به منظور تخمین رگبارهای طرح در بسیاری از پروژه های مهندسی و طراحی سازه های آبی به كار می روند، به طوری كه بتوان برآورد قابل قبولی از بارش های مورد نظر جهت طراحی پروژه های آبی فراهم آورد. همواره كمبود ایستگاه های اندازه گیری، كوتاه بودن طول دوره آماری، وجود داده های پرت و غیر قابل اطمینان، مهمترین مشكلات موجود برای نیل به این هدف بوده است. در این مطالعه به منظور رفع مشكلات مذكور، از تحلیل منطقه ای بارش های كوتاه مدت بر اساس تئوری گشتاورهای خطی استفاده شده است. به طوریكه در این تحلیل به جای استفاده از امار یک ایستگاه، آمار و ویژگی های مجموعه ای از ایستگاه های هم رفتار مورد مطالعه قرار می گیرد. در تمامی مراحل تحلیل منطقه ای از جمله تعیین نواحی همگن و هم رفتار، برازش و برآورد پارامترهای توابع توزیع مناسب در هر ناحیه همگن و تعیین معادلات مقدار-مدت-فراوانی بارش های كوتاه مدت از گشتاورهای خطی استفاده شده است. بر این اساس 24 ایستگاه باران سنج ثبات با طول دوره آماری 8 تا 24 سال واقع در استان های خراسان (تحت نظارت وزارت نیرو) با استفاده از تحلیل خوشه ای و بر اساس ویژگی هایی از جمله باران متوسط سالانه، طول و عرض به دو ناحیه تقسیم شده، به طوریكه در ناحیهA ، ایستگاه و در ناحیهB ، 16 ایستگاه جای گرفت. همگنی نواحی مذكور با استفاده از تئوری گشتاورهای خطی ارزیابی و مورد تایید قرار گرفت. پارامترهای تابع توزیع GEV در هر ایستگاه برآورد شد و معادلات مقدار-مدت و مقدار-فراوانی ناحیه ای به دست آمد. معادلات مذكور تركیب شدند و در نتیجه روابط ناحیه ای مقدار-مدت-فراوانی در نواحی دو گانه حاصل گردید. معادلات نهایی مذكور تابعی از مدت، فراوانی،R10yr 60min و MAP منطقه مورد نظر بوده و با حداكثر خطای 19%± در نواحی دو گانه قادر به براورد مقدار بارش در مدت 5 تا 60 دقیقه و فراوانی 2 تا 100 سال می باشند. تفاوت نتایج با تحلیل های نقطه ای با تابع توزیع احتمال گامبل چشمگیر نبود.

كلید واژه: گشتاورهای خطی، روابط ناحیه ای مقدار ، مدت ، فراوانی بارندگی، خراسان

 


تاثیر تغییرات اقلیمی در محدودیت بیواقلیمی با استفاده از سیستم تصمیم گیری میكرولیز در خاكهای اهر (ایران)

شهبازی ف.*,جعفرزاده علی ‌اصغر,سرمدیان فریدون,نیشابوری محمدرضا,اوستان شاهین,آنایا رمرو م.,دلارزا د.

مطالعات ناحیه ای تاثیر تغییرات اقلیمی آینده بنا به دلایلی مانند متغیر بودن داده های اندازه گیری از منطقه ای به منطقه دیگر ضروری است و سیستمهای اقلیمی مختلف نسبت به تغییرات یكسان ممكن است واكنش های متفاوتی نشان دهند. در این تحقیق، اثرات تغییرات اقلیمی روی محدودیت بیو- اقلیمی در دو حالت كشت دیم و آبی برای اراضی شهرستان اهر (استان آذربایجان شرقی) مقایسه شده است. تیپ های بهره وری مورد مطالعه شامل گندم، یونجه، چغندرقند، سیب زمینی و ذرت بوده است. هدف عمده ارزیابی اراضی رسیدن به كشاورزی پایدار بوده كه اولین قدم تعیین استرس ها و محدودیت های رطوبتی می باشد. در این میان، مدل Terraza به عنوان زیر مجموعه ای از سیستم تصمیم گیری میكرولیز (Micro LEIS DSS) استفاده شده است. داده های مرفولوژیكی و نتایج تجزیه 44 نقطه نمونه برداری بر اساس روش شبكه بندی بدست آمده و فقط یك پارامتر مكش آب توسط خاك در نظر گرفته شد. آلفی سل، انتی سل و اینسپتی سل بعنوان رده های خاك همراه با 10 زیر رده متعلق به این رده ها رده بندی شدند. از طرف دیگر، اطلاعات اقلیمی نظیر بارندگی و درجه حرارت توسط ایستگاه سینوپتیك شهرستان اهر برای یك دوره 20 ساله اخیر جمع آوری گردید. جهت پیشگویی وضعیت اقلیمی آینده برای سال 2080 میلادی از داده های تخمینی IPCC مربوط به غرب آسیا استفاده گردید و نتایج نشان داد كه علیرغم افزایش بارندگی در دهه های اخیر، رطوبت نسبی بدلیل افزایش متقابل دما كاهش خواهد یافت. همچنین استرس شدید كم آبی در قرن 21 تخمین زده شده است كه این مساله باعث افزایش نقش مدیریت آب آبیاری مثل استفاده از روشهای نوین آبیاری درسالهای آینده مخصوصا برای كشت سیب زمینی و چغندرقند خواهد بود. لذا، علیرغم مهم بودن آبیاری برای كشاورزی مناطق نیمه خشك، كشت دیم گندم بجای كشت آبی این محصول می تواند قابل توصیه باشد.

 


بهبود كیفیت شاخص NDVIی بدست آمده از تصاویر MODIS با استفاده از تصاویر ASTER

جوادنیا ا.,مباشری محمدرضا,كمالی غلام علی

سنجنده هایی همچون MODIS و AVHRR از جمله سنجنده هایی هستند كه با قدرت تفكیك زمانی بالا اطلاعاتی را با تناوب خوب ولی با قدرت تفكیك مكانی پایین جمع آوری می كنند. هدف این پژوهش بررسی راهكارهایی برای ارتقای شاخص NDVIی بدست آمده از تصاویر MODIS با استفاده از تصاویر ASTER مستقر بر روی همان سكو می باشد. در این رابطه مقادیر میانگین شاخص بدست آمده از تصاویر ASTER در هر پیكسل مادیس با مقادیر بدست آمده از مادیس مقایسه می شوند. در این پژوهش، دو مدل برای اصلاح برآورد شاخص NDVI ارایه شده است. در یكی از این دو مدل مستقیما داده های NDVIی بدست آمده از ASTER با NDVIی بدست آمده از MODIS مقایسه شده اند (مدل AMII) و در مدل دیگر اختلاف شاخص های NDVIی بدست آمده از ASTER و MODIS با كدی كه میزان درصد پوشش گیاهی را نشان می دهد مقایسه شده است (مدل AMDI). در این رابطه تفاوت بین این دو مقدار شاخص برای پوشش های كمتر از 20 درصد، بیشتر از 0.1 و برای پوشش های بیشتر از 80 درصد در حدود 0.01 بدست آمد. این نشان می دهد كه اگر مقادیر اصلاح شده را در مدلهای اقلیمی برای مناطق نیمه خشك قرار دهیم می تواند نتایجی نادرست را بهمراه داشته باشد. هر دو مدل AMII و AMDI مقادیری بالاتر از NDVIی MODIS تولید می كنند. این مدلها با استفاده از 10 نمونه مورد آزمایش قرار گرفتند كه RMSEیی برابر 0.028 برای AMII و 0.018 برای AMDI بدست آمد. در این رابطه AMII توانست NDVI را تا 87 درصد برای پوشش های كمتر از 10 درصد و 5 درصد برای پوشش های بیشتر از 80 درصد بهبود بخشد. این برای مدل AMDI بترتیب 84 و 6 درصد بهبود بود.


کاربرد سنجش از دور در برآورد سطح زیر کشت، تبخیر - تعرق و مدیریت شبکه های آبیاری

اكبری مهدی,دهقانی سانیج حسین,حیدری نادر

بررسی شاخص های مصرف آب در بسیاری از شبکه های آبیاری مبین مصرف غیر اصولی از آب است. جهت افزایش کارایی مصرف آب و بهبود مدیریت آبیاری در اراضی کشاورزی، به نقشه های به هنگام سطح زیر کشت، الگوی کشت، تبخیر - تعرق (تقاضای آب) و ... نیاز می باشد که تهیه آن ها به کمک سنجش از دور قابل انجام است. در پژوهش حاضر مدیریت آبیاری و بهره وری از آب در چهار شبکه آبیاری حوضه زاینده رود با استفاده از اطلاعات ماهواره ای، شاخص های عرضه نسبی آب و سودمندی آب مورد بررسی قرار گرفت. برای بدست آوردن داده های مورد نیاز تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات ماهواره Landsat 7 ETM+ اقدام به افزایش دقت مکانی یک سری زمانی از اطلاعات ماهواره NOAA-14/AVHRR گردید و سپس با پیش پردازش داده های مذکور در طول دوره رشد، ضریب بازتاب پوشش سطح زمین، ضریب تابش پوشش سطح زمین و شاخص های گیاهی NDVI و SAVI و LAI تعیین و سطح زیر کشت و تراکم کشت شبکه های مختلف در حوضه زاینده رود محاسبه شد. با بهره گیری از آلگوریتم بیلان انرژی در سطح زمین، اجزای بیلان انرژی تعیین و تبخیر - تعرق واقعی محاسبه گردید و به عنوان آب مصرفی برای بررسی عرضه نسبی آب آبیاری مورد استفاده قرار گرفت. عملکرد بیولوژیکی محصول به کمک متوسط تشعشع روزانه خورشیدی و تشعشع جذب شده موثر در فتوسنتز گیاه تعیین و به عنوان نمادی از عملکرد محصول منظور و سودمندی آب از نسبت عملکرد بیولوژیکی به میزان تبخیر - تعرق واقعی برآورد شد. نتایج نشان داد روند تغییرات عملکرد بیولوژیکی، شاخص های گیاهی و تبخیر - تعرق واقعی مشابه است. بررسی میزان عرضه و تقاضای آب بیانگر آن است که اکثر شبکه های آبیاری مورد مطالعه در حوضه زاینده رود با کمبود عرضه آب مواجه بودند و این کمبود آب از طریق سایر منابع آبی که در بیلان آب منظور نشده، از جمله آب های زیر زمینی تامین شده است. متوسط سودمندی آب برای شبکه های آبیاری مورد مطالعه بین 0.7 تا 0.9 کیلوگرم بر مترمکعب بود.

كلید واژه: سنجش از دور، تعیین سطح زیر کشت، تبخیر - تعرق، مدیریت آبیاری، اصفهان


تاثیر نوع رقم نیشكر بر واكنش تابعی زنبور پارازیتوئید (Platytelenomus hylas (Hym., scelionidae نسبت به تراكم های مختلف تخم ساقه خوار (Sesamia nonagrioides (Lep., Noctuidae و میزان پارازیتیسم

عسكریان زاده علیرضا*,محرمی پور سعید,نره ای ارسلان

* دانشگاه تربیت مدرس، تهران، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه شاهد، تهران

 ارقام مختلف یك گیاه و یا گونه های مختلف گیاهی می توانند ازطریق صفات فیزیكی و بیوشیمیایی و یا به صورت غیر مستقیم از طریق جیره غذایی میزبان، روی ویژگی های رفتاری و كارایی دشمن طبیعی تاثیر بگذارد. این بررسی با هدف تعیین درصد پارازیتیسم و واكنش تابعی زنبور پارازیتوئید Platytelenomus hylas Nixon نسبت به تراكم های مختلف تخم ساقه خوار .Sesamia nonagrioides Lef و تعیین میزان تاثیر نوع رقم در این ویژگی رفتاری پارازیتوئید به عنوان یكی از روش های ارزیابی كارایی زنبور یاد شده در ارقام مختلف نیشكر انجام گردید. در مزرعه با جمع آوری تخم آفت از مزارع نیشكر در سه رقم تجاری CP48-103، CP57-614 و CP69-1062، درصد پارازیتیسم در هر یك از ارقام تعیین گردید. به منظور تعیین واكنش تابعی زنبور، تخم های جمع آوری شده تا خارج شدن زنبورها در انكوباتور نگه داری شدند. سپس واكنش تابعی زنبور در تراكم های 2، 4، 6، 8، 14، 20، 30، 40، 50، 60، 70، 80 و 90 در لوله آزمایش (به ابعاد 2×17.5 سانتی متر) در مدت 24 ساعت بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده های واكنش تابعی از نرم افزارSAS  استفاده شد. تجزیه آماری داده ها نشان داد كه میزان پارازیتیسم تخم آفت توسط زنبور P. hylas در بین سه رقم نیشكر دارای اختلاف معنی دار است و میزان پارازیتیسم تخم های آفت متاثر از رقم می باشد. مقایسه میانگین ها با آزمون دانكن نشان داد كه رقم CP48-103 در یك گروه و دو رقم دیگر در گروه دیگری قرار دارند. مطابق با نتایج این تحقیق، واكنش تابعی زنبور در هر سه رقم مورد مطالعه از نوع سوم است. مقایسه پارامترهای برآورد شده توسط مدل هولینگ برای هریك از آزمایش ها در سه رقم مورد آزمایش نشان داد كه قدرت جستجوی زنبور در رقم CP48-103 به طور معنی داری بیشتر از دو رقم دیگر است ولی بین ارقام CP57-614 و CP69-1062، تفاوت معنی داری دیده نشد. هم چنین زمان دست یابی و حداكثر میزان پارازیتیسم برآورد شده توسط مدل(T/Th) در سه رقم تفاوت داشته و در رقم CP69-1062 به طور معنی داری كمتر از دو رقم دیگر است.

كلید واژه: Sesamia nonagrioides ،Platytelenomus hylas، ارقام نیشكر، واكنش تابعی


نقش منابع ارتباطی در اثربخشی اطلاعات هواشناسی از دیدگاه کشاورزان استان گلستان

محبوبی محمدرضا*

* گروه ترویج و آموزش كشاورزی، دانشگاه علوم كشاورزی و منابع طبیعی گرگان

در كشورهای در حال توسعه افزایش تقاضا برای اطلاعات به هنگام و موثر هواشناسی كشاورزی برای عملیات سر مزرعه وجود دارد و منابع ارتباطی هواشناسی كشاورزی با تدارك اطلاعات مناسب در فرآیند تصمیم گیری به كشاورزان كمك می كنند. برای انتقال اثربخش اطلاعات، این منابع باید برای تصمیم گیران مفید واقع شوند. هدف این تحقیق تعیین نقش منابع ارتباطی در اثربخشی اطلاعات هواشناسی از دیدگاه کشاورزان استان گلستان بوده است. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی و جامعه آماری این تحقیق شامل كل کشاورزان استان گلستان به تعداد 130000 نفر بود كه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 322 نفر از آنان انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه جمع آوری، و با استفاده از نرم افزار Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی پرسش نامه از طریق متخصصان ترویج كشاورزی و هواشناسی به دست آمد و محاسبه قابلیت اعتماد آن از روش آلفای كرونباخ با تكمیل 30 پرسش نامه انجام شد كه مقدار آن 80/0 بود. نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان داد بین تعداد ساعات تماس زارع با ریش سفیدان محلی برای كسب اطلاعات و اثربخشی اطلاعات هواشناسی با اطمینان 95 درصد رابطه معنی داری وجود داشته است. همچنین بین متغیرهای میزان استفاده زارع از تلویزیون و میزان اعتماد وی به آن، میزان مراجعه و اعتماد زارع به منابعی چون سایر كشاورزان، افراد خانواده و ریش سفیدان محلی برای اخذ اطلاعات هواشناسی و اثربخشی اطلاعات مذكور با اطمینان 99 درصد رابطه مثبت و معنی داری وجود داشته است. نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد كه 87 درصد تغییرات متغیر وابسته به وسیله متغیرهای مستقل میزان اعتماد به سایر كشاورزان، میزان اعتماد به ریش سفیدان محلی و میزان اعتماد به افراد خانواده قابل تبیین است.

كلید واژه: منابع ارتباطی، اثربخشی، اطلاعات، هواشناسی کشاورزی، استان گلستان

 


بررسی اثر تاریخ های مختلف كاشت و رژیمهای مختلف آبیاری بر خصوصیات مورفولوژیک و عملكرد نخود (.Cicer arietinum L) رقم 3279 ILC در شرایط آب و هوایی نیشابور

رضوانی مقدم پرویز,صادقی ثمرجان رضا

جهت بررسی اثرات تاریخ های كاشت و رژیمهای آبیاری بر خصوصیات زراعی و عملكرد یك رقم نخود (رقم ILC3279)، آزمایشی در سال زراعی 81 - 1380 در مزرعه آموزشی تحقیقاتی آموزشكده كشاورزی شهید رجایی نیشابور اجرا شد. آزمایش مورد نظر بصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوكهای كامل تصادفی در چهار تكرار اجرا شد. كرتهای اصلی شامل چهار رژیم آبیاری (عدم آبیاری در طول فصل رشد (رژیم دیم)، یك بار آبیاری بهاره (اول گلدهی)، دو بار آبیاری بهاره (شروع گلدهی و 50% گلدهی) و فاریاب) و كرتهای فرعی دارای چهار تاریخ كاشت (پاییزه، انتظاری، بهاره و تاخیری) منظور شدند. در این آزمایش كشت تاخیری با رژیمهای آبی دیم, یك بار آبیاری بهاره و دو بار آبیاری بهاره خشك شدند و فقط كشت تاخیری با رژیم آبی فاریاب باقی ماند. بر اساس نتایج حاصله افزایش آب آبیاری توانست ارتفاع بوته، ارتفاع اولین غلاف از سطح زمین، فاصله بین گره ها، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای دو دانه ای، یك دانه ای و پوك، تعداد دانه در بوته، وزن دانه در بوته، وزن صد دانه و عملكرد را افزایش دهد. با افزایش طول دوره رشد، ارتفاع بوته، ارتفاع اولین غلاف از سطح زمین، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای (دو دانه ای و پوك)، تعداد دانه در بوته، وزن دانه در بوته افزایش یافت. در این میان كشت پاییزه بالاترین عملكرد را نسبت به تاریخهای كاشت دیگر داشت و كشت تاخیری نسبت به كشت انتظاری و بهاره دارای عملكرد بیشتری بود. گیاهان كشت پاییزه با رژیم آبی فاریاب نسبت به سایر تاریخهای كاشت و رژیمهای آبی از ارتفاع بوته، تعداد گره، تعداد ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای یك دانه ای و پوك، تعداد دانه در بوته و عملكرد بیشتری برخوردار بودند. كشت بهاره با رژیم آبی دیم به علت كوتاه شدن دوره رشد و كاهش آب قابل دسترس دارای ارتفاع بوته، تعداد گره، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلافهای یك دانه ای، تعداد دانه در بوته، وزن دانه، وزن صد دانه و عملكرد كمتری بود.

كلید واژه: نخود، تاریخ کاشت، رژیم آبیاری، عملکرد، اجزا عملکرد


اثرات فیزیولوژیک تنش خشکی ناشی از پلی اتیلن گلایکول بر جوانه زنی ژنوتیپ های نخود (.Cicer arietinum L)

معصومی علی,كافی محمد,خزاعی حمیدرضا

نخود یکی از قدیمی ترین حبوبات مهم کشت شده در مناطق حاشیه ای و مناطق خشک و نیمه خشک به شمار می آید. جوانه زنی و استقرار گیاهچه نخود به عنوان یکی از محصولات زراعی مناطق خشک و نیمه خشک برای تعیین تراکم نهایی بوته در واحد سطح دارای اهمیت ویژه ای است. هدف از این پژوهش بررسی اثر چهار سطح تنش خشکی و یک تیمار شاهد بدون تنش (شامل: صفر، 4- ، 8- ، 12- ، 16- بار) بر جوانه زنی 12 ژنوتیپ نخود، با استفاده از پلی اتیلن گلایکول بود. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در شرایط کنترل شده، درون انکوباتور آزمایشگاه فیزیولوژی دانشگاه فردوسی در سال 1384 انجام شد. در تمام سطوح خشکی صفات رشدی شامل سرعت و درصد جوانه زنی، طول و وزن خشک ریشه چه و ساقه چه و نسبت آنها و در نهایت میزان مصرف ذخیره غذایی لپه ها، کاهش یافت و روند نزولی در آنها مشاهده شد. با توجه به تنوع صفات در پتانسیل های 4- و 8- بار، می توان گفت که این بازه، بهترین محدوده برای تعیین میزان تحمل ژنوتیپ های نخود به تنش خشکی بود و در تنش های شدید خشکی اکثر ژنوتیپ ها قادر به تولید ریشه چه و ساقه چه نبودند. به طور کلی ژنوتیپ های جم، کرج 31-60-12، ILC482 و MCC101 به شرایط خشکی پاسخ مطلوبتری دادند. با تکرار این آزمایش در مراحل دیگر رشد در شرایط مزرعه با اطمینان بیشتری می توان کشت این ارقام را در مناطق تحت تنش توصیه کرد.

كلید واژه: نخود (.Cicer arietinum L)، جوانه زنی، پلی اتیلن گلایکول (PEG)، تنش خشکی


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   
function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :