ارزیابی حاصلخیزی خاک با استفاده از تکنیک فازی - AHP و GIS

ارزیابی حاصلخیزی خاک بر اساس فاکتورهای فسفر، پتاسیم و مواد آلی برای گندم با استفاده از تکنیک فازی - AHP و GIS

اعمی ازغدی علی*,خراسانی رضا,مکرم مرضیه,معزی عبدالامیر

* دانشگاه شهید چمران اهواز

امروزه تکنیک فازی برای تهیه نقشه ها در علوم مختلف بطور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه نقش موثر حاصلخیزی خاک در کشاورزی پیشرفته، تهیه نقشه حاصلخیزی خاک جهت برنامه ریزی بهتر برای استفاده از کودهای شیمیایی ضروری به نظر می رسد. در این مطالعه سعی بر آن است تا با تهیه نقشه حاصلخیزی خاک از نظر مواد آلی، فسفر و پتاسیم جهت کشت گندم در دشت شاوور استان خوزستان وضعیت منطقه را از نظر حاصلخیزی ارزیابی کرد. نقشه حاصلخیزی خاک با استفاده از منطق فازی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه گردید. داده هایی ورودی شامل مقادیر فسفر و پتاسیم قابل استفاده و مواد آلی از 282 نقاط مطالعاتی خاک بود. در ابتدا درون یابی این نقاط با استفاده از مدل IDW (وزن دهی عکس فاصله) در محیطGIS  انجام شد. سپس برای هر یک از فاکتورهای مورد مطالعه یک تابع عضویت تعریف گردید. در نهایت برای دستیابی به نقشه نهایی حاصلخیزی خاک در منطقه مورد مطالعه، از تکنیک AHP در نرم افزار Expert Choice با نرخ سازگاری 0.05 استفاده شد. نتایج نشان داد که 51، 26، 12 و 11 درصد از منطقه مورد مطالعه به ترتیب در گروه های خیلی ضعیف، ضعیف، متوسط و خوب از لحاظ حاصلخیزی جهت کشت گندم قرار گرفتند. در مجموع می توان گفت که تهیه نقشه حاصلخیزی بصورت تفکیکی می تواند گامی اولیه و موثر در مطالعات حاصلخیزی خاک و استفاده بهینه از کودها مطرح باشد.

كلید واژه: سیستم اطلاعات جغرافیایی، منطق فازی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، حاصلخیزی خاک


هم بستگی پارامترهای Q/I با بعضی ویژگی های خاك و جذب پتاسیم به وسیله گندم در تعدادی از خاك های منطقه آبیك

قنواتی نوید*,ملكوتی محمدجعفر,حسین پور علیرضا

* دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز

هم بستگی بین پارامترهای كمیت- شدت پتاسیم خاك(Q/I)  با بعضی ویژگی های خاك و شاخص های گیاهی گندم (Triticum aestivum L.) در یك آزمایش گلخانه ای در سال زراعی 83-1382 در منطقه آبیك قزوین مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور تعداد 80 عدد نمونه خاك از عمق 0-30 سانتی متری مزارعی كه به صورت تصادفی در سرتاسر منطقه انتخاب شده بود، برداشت و بر اساس بافت خاك و پتاسیم قابل استفاده، 21 نمونه از آنها انتخاب گردید و در آزمایشی به صورت فاكتوریل در قالب طرح كامل تصادفی كه فاكتور اول 21 نمونه خاك و فاكتور دوم دو سطح كودی 0 و 100 میلی گرم پتاسیم در كیلوگرم بود، در سه تكرار انجام شد. اثركود پتاسه بر عملكرد گندم در سطح %5 و اثر خصوصیات خاك بر عملكرد گندم در سطح %1 معنی دار شد، ولی اثر متقابل كود پتاسه و خصوصیات خاك معنی دار نشد. دامنه ای از نسبت فعالیت پتاسیم خاك(ARK) كه در آن نمودار  Q/Iبه صورت خطی بود، تعیین گردید. ظرفیت بافری بالقوه پتاسیم خاك(PBCK)  هم بستگی بالایی را با (r=0.996**)، درصد رس (r=0.921**) و درصد رطوبت اشباع (r=0.811**) نشان داد. معادله زیر به عنوان برآورد كننده ظرفیت بافری خاك در خاك های زیر كشت گندم منطقه آبیك پیشنهاد گردید.

PBCk=7.419CEC-19.743              R2adj=0.782

نسبت فعالیت تعادلی پتاسیم (AReK) هم بستگی بالایی را با پتاسیم محلول (r=0.846**)، پتاسیم قابل استخراج با استات آمونیوم (r=0.730**)، درصد رطوبت اشباع (r=-0.794**) و در صد رس (r=-0.602**) نشان داد. هم چنین مقدار پتاسیم (Dk0) هم بستگی بالایی را با پتاسیم قابل استخراج با استات آمونیوم?سهل الوصول (r=0.871**)، پتاسیم محلول (r=0.778**)، درصد رطوبت اشباع (r=-0.551**) و درصد رس (r=-0.206**) نشان داد. هم بستگی بین پتاسیم قابل استفاده گیاه، DK0 و ARek با پتاسیم جذب شده توسط گندم و عملكرد نسبی گندم معنی دار نگردید. ولی PBCK با پتاسیم جذب شده به وسیله گندم (r=0.729**) و عملكرد نسبی گندم (r=0.735**) هم بستگی بالایی را نشان داد. هم بستگی بین پارامترهای Q/I حاصل از محلول های K2SO4, KCl با خصوصیات خاك دارای تفاوت معنی داری نبود اما پارامترهای Q/I حاصل از محلول KCl هم بستگی بیشتری با شاخص های رشد گندم داشت.

كلید واژه: گندم (.Triticum aestivum L)، كمیت – شدت (Q/I)، ظرفیت بافری، پتاسیم قابل جذب، عملكرد

 


تاثیر موقعیت منطقه نمونه و نظر كارشناس بر نتایج روش ژئوپدولوژی در نقشه برداری خاك (مطالعه موردی: منطقه بروجن، استان چهارمحال و بختیاری)

اسفندیارپورربروجنی عیسی,صالحی محمدحسن*,تومانیان نورایر,محمدی جهانگرد

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه شهركرد

ژئوپدولوژی، یك روش سیستماتیك تجزیه و تحلیل سطوح ژئومرفیك برای نقشه برداری خاك است كه عملیات صحرایی را عمدتا بر مبنای كار در منطقه نمونه پایه ریزی می كند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی موقعیت منطقه نمونه و تاثیر نظر كارشناس در راستای تعیین میزان اعتبار تعمیم پذیری نتایج حاصل از روش ژئوپدولوژی برای اشكال اراضی مشابه، در جنوب غربی بروجن است. پس از تهیه نقشه تفسیری اولیه روی عكس های هوایی با مقیاس “1:20000”، با توجه به موقعیت های مختلف واحد Pi111 كه بیشترین مساحت از محدوده مطالعاتی را در بر می گرفت، منطقه نمونه در سه موقعیت مختلف طراحی شد و نقشه مزبور، در قالب مطالعات خاك شناسی رده دوم نهایی گردید. هم چنین، نظر دو كارشناس مختلف در رابطه با تعیین نقاط آزمون در خارج از منطقه نمونه به منظور بررسی میزان اعتبار نتایج تعمیم پذیری روش ژئوپدولوژی برای واحد مذكور، مدنظر قرار گرفت. نتایج نشان داد كه تغییر موقعیت منطقه نمونه، تفاوت های تاكسونومیكی را در سطوح مختلف (رده، تحت گروه و یا فامیل) و نوع واحد نقشه (كمپلكس و همگون) برای واحد Pi111 در بر داشته است. هم چنین، علی رغم مشابهت نتایج رده بندی پروفیل های تعیین شده توسط كارشناسان با یكدیگر، میزان هم خوانی این خاك ها با پروفیل های شاهد منطقه نمونه (تا سطح فامیل) در هر كدام از موقعیت های سه گانه، متفاوت بود. بنابراین، استفاده از فازهای شكل اراضی برای افزایش دقت نتایج روش ژئوپدولوژی توصیه می شود.

كلید واژه: ژئوپدولوژی، نقشه برداری خاک، منطقه نمونه، تعمیم پذیری، منطقه بروجن

 


بررسی خصوصیات بار سطحی برخی از خاك های اسیدی

بررسی خصوصیات بار سطحی برخی از خاك های اسیدی ناحیه لاهیجان

محبوب شارمی سعید,فرقانی اكبر*,رمضان پور حسن

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت

بار سطحی خاك ها با استفاده از دو روش جذب یونی و تیتراسیون پتانسیومتری اندازه گیری می شود. اكثر مدل های شیمیایی بار سطحی خاك ها از اطلاعات به دست آمده به وسیله تیتراسیون پتانسیومتری اقتباس شده اند. مدل اوهارا وگیلمن برای برآورد خصوصیات بار سطحی در محدوده ای از pH خاك، برای سه خاك جنگلی از منطقه معتدل لاهیجان به كار رفت. خاك های انتخاب شده بر روی سه نوع سنگ مادری متفاوت تشكیل شده بودند و لذا تاثیر سنگ مادر روی خصوصیات بارخاك نیز بررسی شد. كربن آلی، درصد رس،pH  در آب مقطر و محلول 1 مولار KCl، ظرفیت تبادل كاتیونی (CEC)، نقطه صفربار (pH0)، نقطه صفر بارخالص (ZPNC)، بار دایمی و منحنی تغییرات بار این خاك ها تعیین شد و مورد بررسی قرار گرفت. كلیه خاك ها حاوی مقادیر معنی دار بار منفی بودند. خاك تیپیك هاپل یودالف دارای كمترین مقدارpH0  و بیشترین مقدار بار منفی درpH  خاك بود. مقدار pH0 در هر سه خاك در سطح كمتر از عمق بود و مقدار ZPNC در هر سه خاك قابل تفسیر از روی منحنی های تغییر بار نبود و كمتر از 2.5 تخمین زده شد كه این خود دلیلی بر وجود بار منفی زیاد در این خاك ها می باشد. دامنه تغییرات منحنی های بار منفی در محدوده pH بین 3 تا 6 در افق های سطحی بیشتر از افق های زیر سطحی بود كه علت آن وجود ماده آلی در سطح است. بار دایمی در هر سه خاك، منفی و بالا بود كه منطبق با اطلاعات كانی شناسی این خاك ها می باشد كه حاوی مقادیر معتنابهی رس های 2:1 و 1:1 هستند. اطلاعات به دست آمده از منحنی تغییر بار خاك های مورد مطالعه هم چنین نشان داد كه  AEC(ظرفیت تبادل آنیونی) این خاك ها پایین و كمتر از 1 سانتی مول در هر كیلوگرم خاك بود.

كلید واژه: خصوصیات بار سطحی، نقطه صفربار، بار دائمی، بار متغیر، منحنی تغییرات بار

 


کیفیت دانه نخود از افزایش حاصلخیزی خاک

تاثیر پذیری کیفیت دانه نخود از سیستم های مختلف افزایش حاصلخیزی خاک

محمدی خسرو,قلاوند امیر*,آقاعلی خانی مجید,سهرابی یوسف,حیدری غلام رضا

* گروه زراعت، دانشگاه تربیت مدرس

به منظور ارزیابی تاثیر سیستم های مختلف حاصلخیزی خاک بر کیفیت دانه نخود زراعی رقم پیروز آزمایشی در سال های 1386 و 1387 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان سنندج انجام گردید. آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده (اسپلیت - اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار انجام گرفت. کود سبز به عنوان عامل اصلی، ترکیب های مختلف کود پایه به عنوان عامل فرعی و ترکیبی از کود های بیولوژیک به عنوان عامل فرعی - فرعی تعیین گردید. نتایج نشان داد که کود سبز به طور معنی داری سبب افزایش مقادیر عناصر نیتروژن، فسفر، منیزیم و منگنز دانه گردید. همچنین کود سبز تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد پروتئین و فیبر خام دانه داشت. کاربرد کود های آلی نیز به افزایش میزان عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر و منیزیم دانه منجر گردید. از طرف دیگر کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد قند، نشاسته و پروتئین دانه داشتند. کود های بیولوژیک نیز تاثیر معنی داری بر صفات کیفی دانه داشتند. اثر متقابل کود سبز و کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، نیتروژن، آهن و منیزیم دانه داشت. بیشترین درصد قند، پروتئین، نشاسته و عناصر معدنی در ترکیب همزمان باکتری های حل کننده فسفات و قارچ تریکودرما ایجاد گردید. استفاده همزمان از کمپوست، کود دامی و کود شیمیایی به حصول بیشترین مقادیر عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر، منیزیم، سیسریتول، قند کل و پروتئین دانه منجر گردید. بنابراین می توان اظهار داشت که استفاده همزمان از کود شیمیایی، دامی و کمپوست ضمن بهبود کیفیت دانه، باعث افزایش عملکرد دانه، کاهش استفاده از کود های شیمیایی شده و از نظر زیست محیطی نیز بسیار مفید است.

كلید واژه: کود زیستی، کود دامی، کمپوست، کود سبز، نخود


تغییرپذیری مكانی عامل فرسایش پذیری خاك USLE در شمال غربی ایران

واعظی علیرضا,بهرامی حسین علی*,صادقی سیدحمیدرضا,مهدیان محمدحسین

فرسایش پذیری خاك به دلیل تغییر برخی ویژگی های خاك در نقاط مختلف یك منطقه به طور مكانی تغییر می كند. این مطالعه جهت مقایسه تغییرپذیری مكانی عامل فرسایش پذیری خاك برآورد شده و اندازه گیری شده در USLE انجام گرفت. آزمایش در منطقه ای كشاورزی به مساحت 900 كیلومترمربع در شهرستان هشترود واقع در جنوب استان آذربایجان شرقی انتخاب شد. در سطح منطقه مورد بررسی 36 شبكه به ابعاد 5 كیلومتر در نظر گرفته شد. در هر شبكه سه كرت واحد در زمینی كشاورزی با شیب جنوبی 9 درصد احداث شد. فرسایش پذیری خاك با استفاده از نموگراف USLE برآورد و بر اساس میانگین سرعت هدررفت خاك از كرت واحد در عامل فرسایندگی باران به طور سالانه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد كه تفاوت بین مقدار فرسایش پذیری برآوردی و اندازه گیری شده معنی دار (p<0.001) و همبستگی بین آنها ضعیف (r2=0.21) است. شبیه ساز نمایی مناسبترین مدل برای نشان دادن تغییرات مكانی فرسایش پذیری برآورد شده و اندازه گیری شده بود. شعاع تاثیر تغییرات مكانی فرسایش پذیری اندازه گیری شده 2.43) كیلومتر) كمتر از مقدار برآوردی 11.51) كیلومتر) بود. بین تغییرات مكانی فرسایش پذیری اندازه گیری شده و برآوردی در سطح منطقه تفاوت چشمگیری (p<0.001) وجود داشت. نقشه نسبت فرسایش پذیری برآوردی به اندازه گیری شده روی سطح منطقه مورد مطالعه تقریبا یكنواخت (بین 7.4 و (9.6 بود. این مطالعه نشان داد كه استفاده از نموگراف USLE موجب می شود مقدار فرسایش پذیری در تمام نقاط روی منطقه مورد بررسی، بیشتر از مقدار اندازه گیری شده برآورد گردد.


ارزیابی برخی روش های غیرمستقیم تخمین ویژگی های هیدرولیكی خاك برای شبیه سازی رطوبت در یك خاك لوم شنی

عباسی فریبرز*

* كرج، موسسه تحقیقات فنی و مهندسی كشاورزی

ویژگی های هیدرولیكی خاك از مشخصه های مهم فیزیكی خاك هستند كه برآورد آنها در اكثر مطالعات آب و خاك از جمله آبیاری و زهكشی اهمیتی ویژه دارد. در این پژوهش، روش نیمه تجربی آریا و همكاران به عنوان یك روش ساده، سریع، و به نسبت كم هزینه برای تخمین ویژگی های هیدرولیكی خاك با دو روش مدل سازی معكوس و توابع انتقالی در یك خاك لوم شنی مقایسه شد و برای شبیه سازی رطوبت خاك در زیر جویچه های آبیاری به كار گرفته شد. در روش آریا و همكاران، ویژگی های هیدرولیكی خاك شامل كلیه پارامترهای منحنی مشخصه آب خاك ون گنوختن و مدل هدایت هیدرولیكی معلم- ون گنوختن از روی منحنی دانه بندی خاك برآورد شدند. در روش تابع انتقالی از نرم افزار ROSETFA استفاده شد. در روش مدل سازی معكوس از رطوبت های اندازه گیری شده در خاك، یك مدل ریاضی مناسب كه بیان كننده روابط حاكم بر پدیده باشد، و یك الگوریتم بهینه سازی برای كمینه كردن یك تابع هدف استفاده شد. در این تحقیق، از مدل HYDRUS-2D برای شبیه سازی رطوبت خاك در زیر جویچه های آبیاری و همچنین تخمین ویژگی های حساس هیدرولیكی خاك (شامل پارامترهای n، ?S، KS در منحنی مشخصه آب خاك ون گنوختن و مدل هدایت هیدرولیكی- رطوبت معلم- ون گنوختن) به روش مدل سازی معكوس استفاده گردید. برای مقایسه روش های مختلف برآورد ویژگی های هیدرولیكی خاك، رطوبت خاك در زیر جویچه های آبیاری شبیه سازی و با مقایسه با مقادیر اندازه گیری شده مزرعه ای طی دو آبیاری متوالی به روش آزمون t ارزیابی شد. نتایج نشان می دهد كه مدل سازی معكوس و روش آریا و همكاران با كمترین RMSE بیشترین تطابق را با مقادیر اندازه گیری شده دارند. روش تابع انتقالی در اغلب موارد مقادیر رطوبت را بیش از مقادیر اندازه گیری شده برآورد می كند.

كلید واژه: توابع انتقالی، روش آریا و همكاران،‌ مدل سازی معكوس، ویژگی های هیدرولیكی خاك


ویژگی های جذب سطحی روی در خاك های كشت صنعت نیشكر در شمال خوزستان (هفت تپه و شوشتر)

چرم مصطفی,عبدالهی فرشید

كمبود روی به عنوان یكی از معمول ترین كمبودهای عناصر كم مصرف كاتیونی در خاك های آهكی و قلیایی گزارش شده است. اغلب خاك های تحت كشت نیشكر در استان خوزستان دارای درصد آهك بالا و PH بیشتر از 7 می باشند لذا فراهمی عنصر روی و فرآیندهایی كه باعث ابقا و نگهداری این عناصر در خاك می گردند حایز اهمیت می باشد. جذب عنصر روی توسط سطوح کلوئیدهای خاک یکی از این فرآیندها می باشد که تاکنون در خاک های تحت کشت نیشکر مورد بررسی قرار نگرفته است. به منظور مطالعه ویژگی های جذب سطحی عنصر روی در خاک های تحت کشت نیشکر، تعداد 8 نمونه خاک از عمق 30-0 سانتی متری، از دو کشت و صنعت نیشکری هفت تپه و شوشتر تهیه گردید. داده های جذب سطحی بدست آمده به وسیله دو معادله فروندلیچ و لانگ مویر برازش داده شد و ضرایب آنها محاسبه گردید. جذب سطحی روی با شکل خطی معادله فروندلیچ و هم چنین با معادله لانگ مویر دو سطحی به طور معنی داری قابل برازش بود. در این میان، معادله فروندلیچ بهتر از معادله لانگ مویر، رفتار جذب سطحی روی در خاک های تحت کشت نیشکر را توصیف می کند. برقراری روابط رگرسیونی بین ضرایب معادلات فروندلیچ و لانگ مویر با خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک های تحت کشت نیشکر نشان داد که ضرایب جذب هر دو معادله روابط مثبت معنی داری را با درصد رس و ظرفیت تبادل کاتیونی و رابطه منفی معنی دار با درصد کربنات کلسیم دارد.

كلید واژه: روی، جذب سطحی، هم دماهای جذب فروندلیچ و لانگ مویر، رس، ظرفیت تبادل كاتیونی، كربنات كلسیم


بررسی تاثیر میزان خاک، مصرف پلانکیت و رقم بر کیفیت شیره انگور

بررسی تاثیر میزان خاک، مصرف پلانکیت و رقم بر کیفیت شیره انگور

بصیری شادی*

* مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، خراسان رضوی

انگور یکی از محصولات عمده باغبانی استان خراسان است که فراوری و تبدیل آن، به محصولات مختلف ضمن کاهش ضایعات، ارزش افزوده بالایی را برای کشاورزی و تولید کنندگان ایجاد می کند. لذا با هدف تعیین روش مناسب تولید شیره انگور، این طرح اجرا شد. در این طرح کیفیت شیره انگور تولیدی از سه رقم انگور کشمشی، عسکری و رقم دانه دار محلی در منطقه شمال خراسان بررسی شد. عوامل مورد بررسی شامل مقادیر خاک شیره مصرفی (0.5، 1 و 3 کیلوگرم به ازای هر صد کیلو آب انگور) و تاثیر استفاده از قند بلانکیت بود. در این مطالعه تاثیر مقادیر مختلف خاک و وجود و عدم وجود بلانکیت در قالب فاکتوریل با استفاده از آنالیز واریانس دو طرفه بر صفات مختلف مورد بررسی قرار گرفت. همچنین شیره حاصل از سه رقم مختلف به صورت مستقل با استفاده از طرح آماری کاملا تصادفی مطالعه شد. کلیه آزمایشات در سه تکرار اجرا شدند. صفات مورد بررسی در طرح بریکس شیره نهایی، PH، اندازه گیری رنگ و خصوصیات حسی بودند. همچنین ویسکوزیته به عنوان شاخص ارزیابی رئولوژی اندازه گیری شد. بررسی نتایج نشان داد که افزودن بلانکیت تاثیر معنی داری در کیفیت شیره نداشت ولی افزایش میزان خاک تا 3 درصد باعث بهبود رنگ محصول شد. همچنین با توجه به نتایج بررسی حسی و صفات اندازه گیری شده، شیره انگور حاصل از رقم کشمشی دارای بالاترین کیفیت بود.

كلید واژه: شیره انگور، خاک شیره، قند بلانکیت، انگور


تغییرات فعالیت فتوسنتزی و آنزیمی کاهو تحت تاثیر سمیت کادمیم

تغییرات فعالیت فتوسنتزی و آنزیمی کاهو تحت تاثیر سمیت کادمیم

حقیقی مریم,كافی محسن,تقوی تكتم السادات*,كاشی عبدالكریم,ثواقبی فیروزآبادی غلام رضا

* گروه علوم باغبانی، گروه خاكشناسی، دانشگاه تهران

برای بررسی تغییرات فعالیت آنزیمی و فتوسنتزی کاهو تحت تنش کادمیم آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تکرار در محل گلخانه تحقیقاتی دانشگاه جه جیانگ چین در محیط کشت هیدروپونیک طرح ریزی شد. کادمیم در 3 غلظت صفر، 2، 4 میلی گرم در لیتر به صورت کلرید کادمیم به محلول غذایی اضافه شد. سپس شاخصهای مربوط به فتوسنتز (تعرق، هدایت روزنه ای، هدایت مزوفیلی، دی اکسید کربن داخل روزنه ای)، تغییرات فعالیت آنزیمهای اکسیدانی (پرکسیداز و سوپر اکسید دسموتاز)، کلروفیل، زی توده گیاه، ضریب انتقال عناصر، طول و تعداد برگ اندازه گیری شد. نتایج این آزمایش نشان داد که کادمیم و افزایش غلظت آن با افزایش فعالیت آنتی اکسیدانهای پرکسیداز و سوپر اکسید دسموتاز کاهش زی توده و کاهش طول برگ همراه می باشد. اثرات سمی افزایش کادمیم با گذشت زمان بر روی فاکتورهای رشدی متفاوت است اما همه شاخصهای رشدی اندازه گیری شده مانند کلروفیل ، فتوسنتز، تعرق، هدایت روزنه ای، دی اکسید کربن داخل روزنه ای در اثر تنش کادمیم کاهش یافته اند با افزایش غلظت کادمیم ضریب انتقال کادمیم به گیاه نیز افزایش می یابد.

كلید واژه: فتوسنتز، کلروفیل، روزنه، آنتی اکسیدان، كادمیم، کاهو


  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   
function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :