بالنگ

بالنگ

بالنگ درختچه‌ای است كه برگ‌هایش با كمی اختلاف شبیه سایر مركبات است، ولی میوه آن به كلی متفاوت از آن‌ها بوده و در ابعاد یك خربزه كوچك است.
پوست این میوه، ضخیم به رنگ زرد طلایی، موج دار و دارای برآمدگی‌هایی مانند تاول درشت است. پوست بالنگ معطر است. نوع كوچك آن كه پوستش صاف است، عطربیشتری دارد.
قسمت عمده میوه را پوست زرد و گوشت سفید داخل آن تشكیل می‌دهد. قسمت گوشتی سفید متصل به پوست خارجی آن ضخیم و كمی شیرین و قسمت پولپ وسط آن كه در میان پرده‌های ضخیم طولانی واقع شده است، دارای الیاف و غلاف‌های پر از مایعی است كه در بعضی انواع شیرین و در برخی ترش است.
تخم‌های آن كه در قسمت پولپ واقع است،كمی دراز و در غلاف سفیدی واقع شده و مغزآن، سفید و كمی تلخ است.
پوست زرد آن برا ی تقویت قلب وكبد، معده و احشای داخل شكم مفید و برای رفع نفخ و كمك به هضم غذا مؤثر است. در خوردن مربای آن نباید اسراف شود، زیرا هضم آن مشكل است.
جویدن پوست زرد خشك شده آن خوشبو‌كننده دهان است. اگر پوست و گوشت سفید خشك شده آن را درلابه لای لباس‌ها بگذارند، مانع بید زدن می‌شود.
اگرپوست زرد 6 عدد بالنگ را بگیرید و در یك كیلو گرم روغن كنجد بیاندازید و در آفتاب بگذارید و پس از سه شبانه روز پوست‌های بالنگ را عوض كنید و پوست جدید در روغن اندازید؛ پس از 4ـ 5 بار، روغن بالنگ به دست می‌آید.
روغن بالنگ از نظر طبعیت، گرم وخشك است ومالیدن آن برای رفع بی‌حسی، فلجی، لقوه، رعشه و درد مفاصل، سیاتیك، امراض عصبی و درد كلیه، مثانه و خوشبویی عرق نافع است. روغن شكوفه آن نیز همین اثر را دارد و روغن برگ آن قوی‌تر است.
گوشت سفید متصل به پوست زرد خارجی بالنگ، دیرهضم است و مصرف آن باید به صورت مربا با شكر و یا با عسل باشد.آب قسمت مغز ترش مزه بالنگ اگر با غذا خورده شود برای مالیخولیا ی ناشی از سودا نافع است و چون ترشی آن برای اشخاص سوداوی مضر است باید با شكر و قند شیرین شود و سپس خورده شود.
ضماد پخته تمام میوه بالنگ در سركه برای درد مفاصل و نقرس و ورم‌های مختلف نافع است.در چین از جوشانده ریشه وپوست بالنگ به عنوان ضد سرفه و نرم‌كننده سینه استفاده می‌كنند.
تخم بالنگ انگل‌كش وضد تب است. دم كرده سر شاخه‌های تازه سبز و جوان آن به عنوان اشتهاآور و ضد گرما و درمان‌كننده شكم درد خورده می‌شوند.


مقایسه منحنی انعکاس طیفی سطح زیر و روی برگ گونه های راش و ممرز با استفاده از طیف سنجی زمینی و شاخص های طیفی

آگاهی دقیق از چگونگی انعکاس طیفی پدیده ها از اهمیت بسیار زیادی در سنجش از دور برخوردار است. بازتاب ثبت­شده از تاج­ پوشش درخت می تواند به علت تفاوت زاویه برگ ها، شاخه ها و همچنین فضای درونی تاج پوشش، با بازتاب نمونه برگ همان درخت متفاوت باشد. از این رو ضروری است که علاوه بر بازتاب طیفی سطح رویی برگ، سطح زیرین برگ نیز مورد بررسی قرار گیرد. اینچنین اطلاعات، لازمه مدلسازی بازتاب تاج درختان و توده های جنگلی است. هدف از این تحقیق تهیه و بررسی بازتاب طیفی دو سطح زیر و روی برگ دو گونه راش و ممرز در شرایط طبیعی و بررسی تفاوت طیفی آنها با استفاده از شاخص های حساس به کلروفیل و کارتنوئید است. در این تحقیق اندازه گیری­های طیفی با استفاده از یک دستگاه طیف سنج زمینی به نام ASD Field Spec با دامنه طول موج طیفی کامل 2500-350 نانومتر بر روی نمونه های بر گ 52 درخت در شرایط طبیعی در جنگل خیرود نوشهر انجام و در مجموع 312 منحنی طیفی ثبت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تهیه منحنی های بازتاب طیفی گونه ها نشان می دهد که در گونه ممرز، مقدار انعکاس طیفی سطح زیر برگ در تمامی طول منحنی بیشتر از سطح روی برگ است. در حالیکه در گونه راش، بازتاب، تنها در محدوده مرئی و مادون قرمز دور در سطح زیرین بیشتر و در مادون قرمز نزدیک کمتر است. به منظور بررسی دقیق تر تفاوت های بازتاب طیفی گونه ها در دو سطح برگ، شاخص های طیفی حساس به غلظت کلروفیل و کارتنوئید و رنگدانه های فتوسنتزی محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. ارزش شاخص NDI در سطح روی برگ نسبت به سطح زیرین بیشتر است. در مقابل بر اساس شاخص های SIPI و PRI ارزش ها در سطح روی برگ نسبت به سطح زیرین کمتر است. در هر سه مورد تفاوت معنی داری (a=0.01 ،p<0.0001 ) بین دو سطح برگ در گونه های ممرز و راش دیده می شود.

كلید واژه: طیف سنجی زمینی، طیف سطح زیر و روی برگ، شاخص طیفی، راش، ممرز


روش سنتی بهره برداری از جنگل های شمال، ارزیابی آثار به توده و خاک جنگل (مطالعه موردی: جنگل خیرود)

جورغلامی مقداد*,مجنونیان باریس

* گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

چوبکشی با حیوانات در بسیاری از مناطق، حتی در کشورهای صنعتی، گزینه ای مناسب است. در مقایسه با تجهیزات چوبکشی زمینی، استفاده از حیوانات به هم خوردگی و کوبیدگی خاک و صدمه به توده باقی مانده را به طور معنی داری کاهش می دهد. این تحقیق در پارسل های 220 و 225 بخش نمخانه جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود انجام گرفت. به منظور ارزیابی صدمه به تجدید حیات و گروه های زادآوری در اثر حمل چوب با قاطر، آماربرداری صد در صد از زادآوری های موجود در مسیر های مال رو قبل و بعد از عملیات حمل چوب، به انجام رسید. نمونه برداری مربوط به کوبیدگی خاک در مسیرهای حمل چوب با قاطر صورت گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که در اثر حمل چوب به شیوه سنتی با قاطر، 22 درصد از تجدید حیات عرصه جنگل خسارت دیدند و نکته قابل توجه این است که در اثر این شیوه حمل چوب، هیچ گونه صدمه به درختان سرپا مشاهده نشد. در مجموع 3/4 درصد از کل منطقه در اثر کاربرد عملیات حمل سنتی دچار به هم خوردگی و درجاتی از کوبیدگی شد. آنالیز واریانس اثر دفعات عبور و شیب بر وزن مخصوص ظاهری خاک، نشان داد که دفعات عبور قاطر و شیب و اثر متقابل آنها اثر معنی داری بر وزن مخصوص ظاهری خاک ندارند (05/0>p). همچنین نتیجه آزمون t جفتی نشان داد که حمل چوب به روش سنتی از نظر آماری اثر معنی داری بر وزن مخصوص خاک در مسیرهای حمل چوب قبل و بعد از تردد قاطر دارد.

كلید واژه: روش سنتی حمل چوب، صدمه به توده، کوبیدگی خاک، وزن مخصوص ظاهری، زادآوری


بررسی تنوع گونه های چوبی در رویشگاه های سفید مازوی گرجستانی (Quercus petraea subsp. iberica) (مطالعه موردی: رویشگاه های چوبه درق و دارانا ارسباران)

پوربابایی حسن*,منافی حسن,عابدی طوبی

* گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان

هدف از این تحقیق بررسی تنوع زیستی گونه های چوبی رویشگاه سفید مازوی گرجستانی (Quercus petraea subsp. iberica) در دو منطقه چوبه درق و دارانای ارسباران است. با استفاده از روش آماربرداری تصادفی بلوکی قطعات نمونه تعیین و در داخل قطعات نمونه 10 آری، نوع گونه های درختی شناسایی و قطر برابرسینه آنها اندازه گیری شد. همچنین نوع گونه های درختچه ای شناسایی و تعداد آنها شمارش شد، تجدید حیات دانه زاد و شاخه زاد سفید مازوی گرجستانی و گونه های همراه آن نیز در میکروپلات های یک آری شمارش شد. تحلیل داده ها به کمک شاخص های تنوع سیمپسون، N2 هیل، شانون- وینر، N1 مک آرتور و یکنواختی ویلسون و اسمیت (Evar) انجام گرفت و اهمیت گونه های درختی و درختچه ای (SIV) نیز در هر دو رویشگاه محاسبه شد. نتایج نشان داد که غنای گونه های درختی و درختچه ای در رویشگاه چوبه درق به ترتیب، 11 و 18 عدد و در رویشگاه دارانا 13 و 10 عدد است. شاخص های تنوع و یکنواختی در رویشگاه چوبه درق در لایه گونه های درختی به ترتیب 495/0، 144/2، 256/1، 489/2 و 657/0 و در لایه درختچه ای به ترتیب 683/0، 723/3، 937/1، 234/4 و 693‏/0 است. این شاخص ها در رویشگاه دارانا در لایه گونه های درختی به ترتیب 651/0، 462/3، 002/2، 092/4 و 639/0 و در لایه گونه های درختچه ای به ترتیب 287/0، 142/1، 655/0، 284/1 و 289/0 به دست آمد. در لایه گونه های درختی بیشترین مقدار SIV در رویشگاه های چوبه­درق و دارانا به سفید مازوی گرجستانی (به ترتیب 064/203 و 710/166 درصد) و کمترین آن به گونه بارانک (به ترتیب 203/3 و 908/3 درصد) تعلق داشت.

كلید واژه: تنوع گونه های چوبی، سفید مازوی گرجستانی، چوبه درق، دارانا، ارسباران


بررسی امکان تهیه نقشه های تنوع و تراكم تاج پوشش جنگل های زاگرس با استفاده از تصاویر سنجنده ETM+ (مطالعه موردی جنگل های قلاجه استان کرمانشاه)

پرما روح اله*,شتایی شعبان

* دانشگاه علوم كشاورزی و منابع طبیعی گرگان

در این تحقیق قابلیت داده های سنجنده ETM+ در تهیه نقشه های تنوع و تراكم تاج پوشش درختان جنگلی جنگل های قلاجه استان کرمانشاه تجزیه و تحلیل شد. اطلاعات زمینی از طریق نمونه برداری سیستماتیک و با 114 قطعه نمونه 36/0 هکتاری تهیه شد. تطابق هندسی تصاویر با روش نقاط کنترل زمینی انجام گرفت. باندهای مصنوعی از راه اعمال نسبت گیری طیفی، ایجاد شاخص های گیاهی مناسب، تجزیه مولفه های اصلی، تبدیل تسلدکپ و ادغام ایجاد شد. برای طبقه بندی تراکمی تاج پوشش، نمونه های تعلیمی انتخاب و مجموعه باندی مناسب برای طبقه بندی به کمک نمونه های تعلیمی و با استفاده از شاخص واگرایی برگزیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش طبقه بندی حداکثر تشابه به انجام رسید و نقشه به دست آمده با نقشه واقعیت زمینی مورد ارزیابی صحت قرار گرفت. نتایج نشان داد نقشه حاصل دارای صحت كلی 52 درصد و ضریب كاپای 25/0برای چهار طبقه تراكمی و صحت كلی71 درصد و ضریب كاپای 39/0برای دو طبقه كلی تنك و نیمه انبوه است. در تهیه نقشه تنوع از شاخص تنوع گونه ای شانون- وینر استفاده شد و مقدار این شاخص در هر قطعه نمونه محاسبه شد. پس از استخراج مقادیر ارزش های طیفی هر قطعه نمونه در باندهای اصلی و مصنوعی و انجام آزمون نرمال سازی کولموگروف- اسمیرونوف، برای انتخاب بهترین باندها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و از بین40 باند اصلی و مصنوعی، 3 باند ETM4، NDVI و MSAVI2 انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل ارتباط بین تنوع گونه ای و باندهای مذکور، از رگرسیون بهترین زیرمجموعه استفاده شد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که ترکیب خطی مورد بررسی به عنوان متغیرهای مستقل در مقایسه با دیگر باندها و ترکیبات به کار گرفته شده بهتر می تواند تنوع گونه ای درختان و درختچه ها را برآورد کند (327/0 = Radj2). نتایج به دست آمده نشان دهنده قابلیت به نسبت کم داده های ETM+ در تهیه نقشه تراکم تاج پوشش و برآورد تنوع گونه ای درختی و درختچه ای در منطقه مورد بررسی است.

كلید واژه: تراكم تاج پوشش، تنوع درختی، ETM+، زاگرس، قلاجه


بررسی انگاره های مرتبط با مشاركت مردم محلی در فرآیند توسعه جنگل های حرا در جنوب ایران

اسدی علی*,شریف زاده ابوالقاسم,شریفی مهنوش

* دانشكده اقتصاد و توسعه كشاورزی، دانشگاه تهران، ایران

بنابه شواهد تجربی، شناسایی نیازهای مردم محلی و دیگر دست اندركاران و بازشناخت جایگاه واقعی آنان در راستای مشاركت موثر در همه مراحل فرآیند، اولین گام هر نوع مداخله گری موفق در فرآیند توسعه پایدار منابع طبیعی به شمار می رود. با توجه به این مهم، در این مقاله به عنوان نتیجه یك پژوهش توصیفی مبتنی بر راهبرد پیمایش، تلاش شده است تا برخی انگاره های مرتبط با مشاركت مردم محلی در توسعه جنگل های مانگرو در جنوب ایران (سواحل استان بوشهر) شناسایی و معرفی شود. روایی پرسشنامه مورد بهره گیری در این پژوهش به عنوان ابزار گردآوری داده ها از سوی كارشناسان امر مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز بر پایه محاسبه ضریب آلفای كرونباخ (بین 0.67 تا 0.79 برای بخش های مختلف پرسشنامه) مناسب تشخیص داده شد. تحلیل داده ها، با كمك نرم افزار SPSS و بر پایه روش های آماری مناسب صورت پذیرفت. در بخش یافته های توصیفی این مقاله، انگاره های مرتبط با نوع بهره برداری از جنگل های حرا، علل تخریب آن، نگرش مشاركتی مردم محلی، زمینه ها و رویه های مشاركت و راه ها و زمینه های اطلاعاتی / ارتباطی مناسب بر پایه آماره های توصیفی ارایه شده است. در بخش استنباطی نیز نتایج آزمون های مقایسه میانگین ها ارایه شده است كه نمایانگر معنی داری تفاوت نگرش مشاركتی نمونه مورد بررسی بر پایه متغیرهایی همانند شغل، سطح تحصیلات، عضویت در تشكل های محلی، نوع بهره برداری به عمل آمده و مشاركت در پروژه های روستایی است. همچنین با بهره گیری از تحلیل رگرسیونی چندگانه، یك معادله خط رگرسیونی شامل متغیرهای مستقلی همانند سن، میزان مراجعه به ادرات دولتی، شمار دام و سابقه عضویت در نهادهای محلی بدست آمده است. ضریب تعیین تعدیل شده (R2Ad) نشان داده است كه این متغیرها حدود 60 درصد از واریانس متغیر وابسته یا نگرش مشاركتی مردم محلی به توسعه جنگل های حرا را برآورد می نمایند.

كلید واژه: مشارکت مردم محلی، توسعه منابع طبیعی، نگرش مشارکتی، جنگل های حرا (مانگرو)، جنوب ایران

 


عوامل موثر بر تمایل به مشارکت در امور اجرایی و حفاظتی پارك های جنگلی تهران 196

زارع سارا*,نمیرانیان منوچهر,مخدوم فرخنده مجید,شعبان علی فمی حسین

* دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر تمایل به مشارکت شهروندان در عرصه های اجرایی پارک های جنگلی تهران است. این پژوهش از نوع همبستگی است که جامعه آماری آن، استفاده کنندگان از پارك های جنگلی شهر تهران (چیتگر، لویزان، طالقانی و سرخه حصار) هستند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 202 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاثیر ادراك كاركرد پارک های جنگلی و نگرش شهروندان به مشارکت، بر تمایل آنان به مشاركت در حفاظت و توسعه اجرایی معنی دار است. همچنین بین تمایل به مشاركت در زمینه اجرایی و تمایل به مشاركت در زمینه مدیریتی رابطه معنی دار با 99 درصد اطمینان وجود دارد.

كلید واژه: مشارکت، پارک جنگلی، تمایل به مشاركت، مشاركت در حفاظت و توسعه اجرایی

 


تعیین مناسب ترین طول خط نمونه در برآورد مشخصه های كمی جنگل های زاگرس

نقوی حامد*,فلاح اصغر,جلیلوند حمید,سوسنی جواد

* دانشکده طبیعی، دانشگاه مازندران

به منظور مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی در هر زمینه، به ویژه جنگل، به جمع آوری اطلاعات کمی و کیفی مناسب نیاز است. روش های مختلف نمونه برداری از راه های دسترسی به این اطلاعات است. برای اجرای این تحقیق، منطقه ای به وسعت 457 هكتار در شمال غربی شهرستان خرم آباد انتخاب شد. ارتفاع متوسط منطقه از سطح دریا 1840 متر، شیب متوسط آن بین 12 تا 30 درصد و جهت عمومی این منطقه جنوبی است. با در نظر گرفتن مساحت و توپوگرافی منطقه مورد بررسی، از یک شبکه آماربرداری با ابعاد 200×400 متر برای نمونه برداری استفاده شد، سپس چهل قطعه شاهد یک هکتاری به شكل مربع در منطقه پیاده شد. درون هر یك از این قطعات یك هكتاری، نمونه برداری به وسیله خط نمونه هایی به طول 50، 75، 100، 125 و 140 متر (بر روی قطر قطعات مربعی) صورت گرفت. نتایج حاصل از نمونه برداری به وسیله طول های مختلف خط نمونه با نتایج قطعات شاهد به وسیله آزمون تجزیه واریانس و همچنین نتایج به دست آمده از طول های مختلف خط نمونه با استفاده از فاكتور (E%)2×T با یكدیگر مقایسه شد. نتایج آزمون تجزیه واریانس نشان داد كه اختلاف معنی داری در سطح 0.05 بین نتایج به دست آمده از طول های مختلف خط نمونه در برآورد سطح تاج پوشش و تعداد در هكتار با نتایج قطعات شاهد وجود ندارد. بررسی دقت طول های مختلف خط نمونه نشان داد كه خط نمونه هایی به طول 140 متر هم در برآورد تعداد در هكتار و هم در برآورد سطح تاج پوشش، بیشترین دقت را دارند. همچنین مقایسه نتایج طول های مختلف خط نمونه با فاكتور (E%)2×T نشان داد كه در برآورد سطح تاج پوشش و تعداد در هكتار، به ترتیب، خط نمونه های 75 و 140 متری مناسب ترند.

كلید واژه: نمونه برداری جنگل، خط نمونه، دقت، بلوط ایرانی، زاگرس، تاج پوشش

 


بهینه سازی ایستا و پویای بهره برداری از جنگل

بهینه سازی ایستا و پویای بهره برداری از جنگل

محمدی لیمایی سلیمان*

* گروه جنگلداری، دانشكده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان

بهره برداری بهینه از جنگل، تابعی از موجودی سرپا، قیمت چوب سرپا، هزینه های بهره برداری و نرخ سود بازار است. برای تعیین مقدار برداشت بهینه، ابتدا معادله رویش برای جنگل خیرود نوشهر برآورد شد، سپس با استفاده از مدل خودکاهشی، قیمت چوب سرپا پیش بینی و مقدار برداشت بهینه با استفاده از معادلات رویش سالیانه جنگل و قیمت چوب سرپا محاسبه شد. مقدار برداشت بهینه بر اساس آخرین اطلاعات رویش جنگل و قیمت چوب سرپا است که ارزش فعلی سود حاصل از بهره برداری جنگل را به حداکثر می رساند. برای تعیین مقدار برداشت بهینه جنگل، ابتدا از روش برنامه ریزی تصادفی پویا استفاده شد، سپس نتایج این روش با روش برنامه ریزی ایستا مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که اگر از روش برنامه ریزی تصادفی پویا به جای برنامه ریزی ایستا استفاده شود، ارزش خالص فعلی مورد انتظار، حدود 26 درصد افزایش می یابد.

كلید واژه: بهینه سازی تصادفی پویا، بهینه سازی ایستا، معادله رویش، معادله قیمت چوب سرپا

 


بررسی صدمات ناشی از بهره برداری سنتی به درختان سرپا در شیوه تدریجی - پناهی (مطالعه موردی: جنگل های رویان)

مجنونیان باریس*,تشكری مرتضی,مروی مهاجر محمدرضا,كیوان بهجو فرشاد

* گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

بهره برداری از جنگل به هر روشی که باشد آسیب به توده باقی مانده را به همراه خواهد داشت، ولی تلاش های منطقی برای كاهش شدت آسیب به درختان سرپا به پایداری جنگل منجر خواهد شد. این بررسی در پارسل شماره 3 از سری 2 جنگل های منطقه گلندرود در جنوب بخش رویان (علمده) كه به شیوه تدریجی - پناهی مدیریت می شد، انجام گرفت. روش بهره برداری در منطقه مورد بررسی، روش سنتی یعنی تبدیل چوب به الوار و خروج توسط قاطر بوده است. نتایج این تحقیق نشان داد كه در بین درختان مورد بررسی از نظر عمق زخم 10.5 درصد دارای خراش و تغییر رنگ پوست (زخم درجه 1)، 29.8 درصد دارای آسیب دیدگی پوست درخت بدون كنده شدن پوست (زخم درجه 2) و 59.7 درصد دارای كنده شدن پوست درخت به همراه كامبیوم (زخم درجه 3) هستند. از نظر مساحت زخم 6.2 درصد از زخم ها، مساحتی بیشتر از 500 سانتی متر مربع، 17.5 درصد از زخم ها سطحی بین 500-100 سانتی متر مربع، 28.9 درصد سطحی بین 100-25 سانتی متر مربع و 47.4 درصد مساحتی كمتر از 25 سانتی متر مربع داشتند. از زخم های ایجاد شده در جنگل، 60.5 درصد مربوط به كشیدن، 32.6 درصد مربوط به قطع درخت و 6.9 درصد مربوط به عوامل انسانی است. همچنین نتایج نشان داد كه حدود 82 درصد از زخم ها، مربوط به ارتفاع كمتر از 2 متر از بن درخت است.

كلید واژه: شیوه تدریجی - پناهی، روش سنتی، درختان سرپا، عمق زخم، مساحت زخم، محل زخم

 


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   
function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :