خصوصیات بارش های جوی به منظور استفاده های زراعی

بررسی خصوصیات بارش های جوی به منظور استفاده های زراعی (مطالعه موردی دشت مشهد- چناران)

علی زاده امین,روشنی آتنا*,بنایان اول محمد

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

در تمامی مناطق كشاورزی تعیین پارامترهای فصل بارش از جمله تاریخ شروع بارش ها، تاریخ پایان فصل بارش و یا تعیین تداوم دوره های خشكی بین بارندگی ها از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد. در این تحقیق از داده های روزانه بارش برای دوره زمانی 1340-1387 ایستگاه اقلیم شناسی شهر مشهد برای بدست آوردن پارامترهای فوق استفاده شده است. تاریخ شروع بارش ها با استفاده از 7 روش مختلف كه تعدادی از آنها بر پایه مقدار بارش تجمعی و بعضی بر پایه روابط بین بارندگی و تبخیر و تعرق پتانسیل می باشند، محاسبه و در انتها یک روش تركیبی با توجه به شرایط منطقه، برای محاسبه این پارامترها ارایه شده است. همچنین برای تمامی سالها برای هر روش چنانچه تاریخ شروع محاسبه شده بر اساس تعریف، اشتباه بوده آن سال مشخص شده است. تاریخ پایان فصل بارش نیز با 2 فرضیه بررسی و سپس با توجه به تاریخ های شروع با فرضیه تركیبی و تاریخ های پایان با روش دوم، طول فصل رویش معین شده كه با توجه به این بررسی ها به طور متوسط شروع فصل بارش در مشهد ششم آذرماه است و طول دوره بارش 185 روز خواهد بود. در انتها نیز اثر تغییر اقلیم بر تاریخ شروع و پایان فصل بارش و طول دوره بارندگی مورد بررسی قرار گرفته است كه این بررسی نشان می دهد تغییر اقلیم تاثیر چندانی بر پارامترهای فصل بارش نداشته است.

كلید واژه: شروع بارندگی، پایان بارندگی، طول فصل بارش، شروع اشتباه، تغییر اقلیم

 


استخراج معادلات منطقه ای مقدار - مدت - فراوانی بارش

استخراج معادلات منطقه ای مقدار - مدت - فراوانی بارش با استفاده از تئوری گشتاورهای خطی (مطالعه موردی: استانهای خراسان)

قهرمان بیژن*,شامكوییان حمیرا,داوری كامران

* گروه مهندسی آب، دانشكده كشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

تعیین معادلات مقدار-مدت-فراوانی بارندگی گامی مهم در علم هیدرولوژی بوده كه به منظور تخمین رگبارهای طرح در بسیاری از پروژه های مهندسی و طراحی سازه های آبی به كار می روند، به طوری كه بتوان برآورد قابل قبولی از بارش های مورد نظر جهت طراحی پروژه های آبی فراهم آورد. همواره كمبود ایستگاه های اندازه گیری، كوتاه بودن طول دوره آماری، وجود داده های پرت و غیر قابل اطمینان، مهمترین مشكلات موجود برای نیل به این هدف بوده است. در این مطالعه به منظور رفع مشكلات مذكور، از تحلیل منطقه ای بارش های كوتاه مدت بر اساس تئوری گشتاورهای خطی استفاده شده است. به طوریكه در این تحلیل به جای استفاده از امار یک ایستگاه، آمار و ویژگی های مجموعه ای از ایستگاه های هم رفتار مورد مطالعه قرار می گیرد. در تمامی مراحل تحلیل منطقه ای از جمله تعیین نواحی همگن و هم رفتار، برازش و برآورد پارامترهای توابع توزیع مناسب در هر ناحیه همگن و تعیین معادلات مقدار-مدت-فراوانی بارش های كوتاه مدت از گشتاورهای خطی استفاده شده است. بر این اساس 24 ایستگاه باران سنج ثبات با طول دوره آماری 8 تا 24 سال واقع در استان های خراسان (تحت نظارت وزارت نیرو) با استفاده از تحلیل خوشه ای و بر اساس ویژگی هایی از جمله باران متوسط سالانه، طول و عرض به دو ناحیه تقسیم شده، به طوریكه در ناحیهA ، ایستگاه و در ناحیهB ، 16 ایستگاه جای گرفت. همگنی نواحی مذكور با استفاده از تئوری گشتاورهای خطی ارزیابی و مورد تایید قرار گرفت. پارامترهای تابع توزیع GEV در هر ایستگاه برآورد شد و معادلات مقدار-مدت و مقدار-فراوانی ناحیه ای به دست آمد. معادلات مذكور تركیب شدند و در نتیجه روابط ناحیه ای مقدار-مدت-فراوانی در نواحی دو گانه حاصل گردید. معادلات نهایی مذكور تابعی از مدت، فراوانی،R10yr 60min و MAP منطقه مورد نظر بوده و با حداكثر خطای 19%± در نواحی دو گانه قادر به براورد مقدار بارش در مدت 5 تا 60 دقیقه و فراوانی 2 تا 100 سال می باشند. تفاوت نتایج با تحلیل های نقطه ای با تابع توزیع احتمال گامبل چشمگیر نبود.

كلید واژه: گشتاورهای خطی، روابط ناحیه ای مقدار ، مدت ، فراوانی بارندگی، خراسان

 


اثر آرایش كاشت و سطوح آب بر عملكرد سیب زمینی

اثر آرایش كاشت و سطوح مختلف آب بر عملكرد سیب زمینی در روش آبیاری قطرهای (تیپ) در منطقه فیروزكوه

صدرقاین سیدحسین*,نخجوانی مقدم محمدمهدی,باغانی جواد

* موسسه تحقیقات فنی و مهندسی كشاورزی

یكی از مشكلات توسعه روش آبیاری قطره ای (تیپ) در مزارع سیب زمینی، مصرف زیاد نوارهای تیپ در واحد سطح می باشد كه در نتیجه باعث افزایش هزینه ها می شود. به همین منظور، سه آرایش كاشت سیب زمینی بعنوان عامل اصلی و سه سطح تامین آب مورد نیازگیاه بعنوان عامل فرعی در چهار تكرار در قالب طرح اسپلیت پلات برپایه بلوكهای كامل تصادفی با استفاده از روش آبیاری قطره ای (تیپ)، طی دو سال زراعی 1382 و 1383 درمنطقه فیروزكوه مورد آزمایش قرار گرفت. تیمارهای آزمایش شامل سه آرایش كاشت مختلفB1  ،B2  و B3 و سه سطح آبیاری1 ،  I 2وI 3  به ترتیب معادل 100، 80 و 60 درصد تامین آب مورد نیاز گیاه بود. مبنای محاسبه آب مورد نیاز سند ملی آب كشور بود. هر سال در زمان برداشت وزن كل محصول، شامل وزن غده های قابل ارایه به بازار، غده های ریز و غده های بذری برای تمام تیمارهای آزمایش تعیین و نسبت به تجزیه واریانس آنها اقدام گردید. نتایج نشان داد كه اثر آرایش كاشت بر كارآیی مصرف آب در سطح یک درصد و اثر آبیاری بر عملكرد كل و عملكرد غده های قابل ارایه به بازار به ترتیب در سطح یک و پنچ درصد معنی دار شد. كاهش آب مصرفی به میزان 20 درصد نسبت به نیاز آبی ارایه شده از سند ملی آب محصولات كشاورزی سبب افزایش عملكرد كل، عملكرد قابل ارایه به بازار و كارآیی مصرف آب سیب زمینی گردید. تیمار آرایش كاشت B2 با سطح تامین 80 درصد نیاز آبی از نظر عملكرد كل، عملكرد محصول قابل ارایه به بازار و كارآیی مصرف آب به ترتیب به میزان 40249 و 36965 كیلوگرم در هكتار وkg/m3 11/69  از بقیه تیمارها برتری داشت. لذا تیمار آرایش كاشت B2 با دو ردیف كاشت با فاصله 35 سانتی متر (روی پشته) و یک نوار آبده تیپ وسط آنها با تامین 80 درصد نیاز آبی گیاه قابل توصیه برای مناطق سرد و معتدل مشابه منطقه مورد مطالعه می باشد.

كلید واژه: آبیاری قطره ای (تیپ)، آرایش كاشت، سیب زمینی، كارآیی مصرف آب، فیروزكوه

 


مصرف تری سیکلازول (بیم) بر کاهش خسارت غرقابی

تاثیر مصرف تری سیکلازول (بیم) بر کاهش خسارت غرقابی در گیاهچه های کلزا

علی خانی فرد حدیثه,اصفهانی مسعود*

* دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان

به منظور بررسی تاثیر مصرف تری سیکلازول (بیم) بر کاهش خسارت غرقابی در گیاهچه های کلزا، آزمایشی در سال 1386 با 4 تیمار (شاهد، غرقابی، تری سیکلازول + غرقابی و تری سیکلازول) در 3 تکرار به اجرا گذاشته شد. گیاهچه های کلزا بعد از مرحله 3 برگی با محلول تری سیکلازول 75 درصد محلول پاشی شدند. اعمال تنش غرقابی (در مرحله 5 برگی به مدت 21 روز)، منجر به کاهش درصد بوته های سالم، ارتفاع بوته، سطح برگ، میزان کلروفیل، وزن خشک کل و نسبت ریشه به شاخساره، در گیاهچه های تیمار شده نسبت به شاهد شد. محلول پاشی تری سیکلازول باعث افزایش سطح برگ ها، میزان کلروفیل و وزن خشک کل (به ترتیب 38/1، 11/7 و 9/28 درصد) و کاهش ارتفاع بوته (9/12 درصد)، نسبت به شاهد بدون غرقابی شد. محلول پاشی تری سیکلازول، خسارت غرقابی را در گیاهچه های کلزا به میزان قابل توجهی کاهش داد و درصد بوته های سالم، ارتفاع بوته، سطح برگ، میزان کلروفیل، وزن خشک کل و نسبت ریشه به شاخساره را به ترتیب 2/21، 9/38، 5/17، 5/31، 60 و 2/27 درصد نسبت به گیاهچه هایی که بدون محلول پاشی تحت تنش غرقابی قرار گرفته بودند، افزایش داد. درصد بوته های سالم، تعداد برگ های خشک در هر گیاهچه، وزن خشک کل، وزن شاخساره، وزن خشک ساقه، وزن خشک برگ، سطح برگ، عرض بزرگ ترین برگ و میزان کلروفیل در تیمارهای مختلف تفاوت معنی داری را نشان دادند. صفات ریشه ای اندازه گیری شده شامل طول ریشه (TL)، سطح ریشه (RA)، حجم ریشه (RV)، چگالی ریشه (RDW/RV) و صفات ریشه ای محاسباتی شامل نسبت وزن تر ریشه به حجم خاک (RMD)، نسبت طول ریشه به حجم خاک (RLD)، نسبت وزن خشک ریشه به حجم خاک (DRMD)، قطر ریشه (RD)، چگالی سطح ریشه (RSD) و ظرافت ریشه (RF)، تفاوت معنی داری را در تیمارهای مختلف نشان دادند. به نظر می رسد که با مصرف تری سیکلازول قبل از وقوع تنش، می توان خسارت ناشی از تنش غرقابی را در گیاهچه های کلزا تا حدی کاهش داد.

كلید واژه: تری سیکلازول، غرقابی، ریشه، کلزا

 


تاثیر تراکم بوته و باکتری ریزوبیوم

تاثیر تراکم بوته و باکتری ریزوبیوم همراه با کاربرد ریزمغذی ها بر عملکرد و برخی ویژگی های فیزیولوژیک موثر بر رشد نخود (.Cicer arietinum L)

خندان بجندی تیمور*,سیدشریفی رئوف,صدقی محمد,اصغری زكریا رسول,نامور علی,مولایی پیمان,جعفری مقدم مجید

* دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اردبیل

تاثیر تراکم بوته (25، 35 و 45 بوته در مترمربع به ترتیبD3, D2, D1 ) و تلقیح با باکتری رایزوبیوم (بدون تلقیح، تلقیح با رایزوبیوم، تلقیح با رایزوبیوم به همراه عناصر میکرو به ترتیب R2, R1, R0) بر رشد و عملکرد نخود، در سال 1387 در مزرعه تحقیقاتی کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار بررسی گردید. تراکم بوته بر تعداد دانه در نیام و وزن 100 دانه اثر غیرمعنی دار و بر عملکرد دانه تک بوته و شاخص برداشت تاثیر معنی دار داشت. تاثیر تلقیح با ریزوبیوم بر وزن 100 دانه غیرمعنی دار و بر تعداد دانه در نیام، تعداد دانه در بوته و شاخص برداشت معنی دار شد. اثر متقابل بین تراکم بوته و ریزوبیوم بر تعداد شاخه فرعی، تعداد نیام در شاخه، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در بوته و عملکرد دانه در واحد سطح معنی دار گردید. بالاترین عملکرد دانه تک بوته (6/3 گرم) و شاخص برداشت (21/45 درصد) از D1 و پایین ترین میزان آنها به ترتیب با 6/2 گرم و 79/35 درصد از D3 حاصل گردید. بیشترین تعداد دانه در نیام، عملکرد تک بوته و شاخص برداشت بترتیب با مقادیر 03/1 ،8/3 گرم و 72/43 درصد از تیمار R2 و کمترین مقادیر آنها به ترتیب با 86/0، 5/2 گرم و 91/33 درصد از R0 بدست آمد. بیشترین تعداد شاخه فرعی از ترکیب تیماری D1*R1 وD1*R2، تعداد نیام در شاخه از هر سه سطح تلقیح D1 و D2*R2 تعداد دانه در بوته در هر سه سطح تلقیح D1 و D2*R1 و D3*R2 بدست آمد. در حالی که کمترین مقادیر تعداد شاخه فرعی، تعداد نیام در بوته و تعداد دانه در بوته در D3*R0 و کمترین تعداد نیام در شاخه در D2*R0  بدست آمد. بیشترین و کمترین عملکرد دانه بترتیب مربوط به ترکیب تیماری D3*R2 و D1*R0 بود. بررسی شاخص های رشد نشان داد که با افزایش تراکم کاشت و تلقیح بذور با باکتری رایزوبیوم به همراه به کارگیری ریزمغذی ها، شاخص سطح برگ، زیست توده کل، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص افزایش یافت.

كلید واژه: تراکم، رایزوبیوم، آنالیز رشد، ریزمغذی، نخود

 


کیفیت دانه نخود از افزایش حاصلخیزی خاک

تاثیر پذیری کیفیت دانه نخود از سیستم های مختلف افزایش حاصلخیزی خاک

محمدی خسرو,قلاوند امیر*,آقاعلی خانی مجید,سهرابی یوسف,حیدری غلام رضا

* گروه زراعت، دانشگاه تربیت مدرس

به منظور ارزیابی تاثیر سیستم های مختلف حاصلخیزی خاک بر کیفیت دانه نخود زراعی رقم پیروز آزمایشی در سال های 1386 و 1387 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان سنندج انجام گردید. آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده (اسپلیت - اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار انجام گرفت. کود سبز به عنوان عامل اصلی، ترکیب های مختلف کود پایه به عنوان عامل فرعی و ترکیبی از کود های بیولوژیک به عنوان عامل فرعی - فرعی تعیین گردید. نتایج نشان داد که کود سبز به طور معنی داری سبب افزایش مقادیر عناصر نیتروژن، فسفر، منیزیم و منگنز دانه گردید. همچنین کود سبز تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد پروتئین و فیبر خام دانه داشت. کاربرد کود های آلی نیز به افزایش میزان عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر و منیزیم دانه منجر گردید. از طرف دیگر کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، درصد قند، نشاسته و پروتئین دانه داشتند. کود های بیولوژیک نیز تاثیر معنی داری بر صفات کیفی دانه داشتند. اثر متقابل کود سبز و کود های پایه تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه، نیتروژن، آهن و منیزیم دانه داشت. بیشترین درصد قند، پروتئین، نشاسته و عناصر معدنی در ترکیب همزمان باکتری های حل کننده فسفات و قارچ تریکودرما ایجاد گردید. استفاده همزمان از کمپوست، کود دامی و کود شیمیایی به حصول بیشترین مقادیر عناصر نیتروژن، پتاسیم، فسفر، منیزیم، سیسریتول، قند کل و پروتئین دانه منجر گردید. بنابراین می توان اظهار داشت که استفاده همزمان از کود شیمیایی، دامی و کمپوست ضمن بهبود کیفیت دانه، باعث افزایش عملکرد دانه، کاهش استفاده از کود های شیمیایی شده و از نظر زیست محیطی نیز بسیار مفید است.

كلید واژه: کود زیستی، کود دامی، کمپوست، کود سبز، نخود


تاثیر کودهای ریزمغذی بر عملکرد و اجزای عملکرد آفتابگردان تحت شرایط تنش خشکی

رحیمی زاده مجید,كاشانی علی,زارع فیض آبادی احمد,مدنی حمید,سلطانی الیاس*

* دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

آفتابگردان (Helianthus annus L.) مهمترین گیاه روغنی در ایران است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات کاربرد ریزمغذی ها بر عملکرد آفتابگردان در شرایط تنش خشکی بود. این آزمایش در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گلمکان (ایران) در سال 1384 با استفاده از آزمایش اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار صورت گرفت. آبیاری با سه سطح (معمول، تنش کم، تنش شدید) به عنوان فاکتور اصلی و شش تیمار کودی ریزمغذی ((1) شاهد، (2) مصرف آهن، (3) مصرف آهن + روی، (4) مصرف آهن + روی + مس، (5) مصرف آهن + روی + مس + منگنز و (6) مصرف آهن + روی + مس + منگنز + بور) به عنوان فاکتور فرعی در داخل کرتهای قرار گرفتند. کودهای پایه (نیتروژن، فسفر، پتاسیم) و ریزمغذی ها بر اساس نیاز گیاه و آزمون خاک استفاده شدند. نتایج نشان داد که ارتفاع گیاه، مقدار کلروفیل در برگها، قطر طبق، تعداد دانه در طبق و عملکرد دانه اختلاف معنی داری در تیمار شاهد نسبت به تیمارهای تنش داشتند. اما تیمار آبیاری اثر معنی داری بر تاریخ گلدهی، وزن هزار دانه و درصد روغن نداشت. همچنین نتایج نشان داد که تیمارهای ریزمغذی تعداد دانه در طبق، عملکرد بذر و درصد روغن را به طور معنی داری افزایش دادند. بنابراین تحت شرایط خشکی کاربرد ریزمغذی ها مقاومت به خشکی در آفتابگردان را افزایش می دهد.

كلید واژه: آفتابگردان، تنش خشکی، عناصر ریز مغذی

 


بررسی کشت مخلوط ذرت و سویا

بررسی کشت مخلوط ذرت (.Zea mays L) و سویا [.Glycine max (L.) Merr] در تاریخ های مختلف کاشت (گزارش كوتاه علمی)

منصوری ایران دخت*

* دانشگاه علوم كشاورزی و منابع طبیعی ساری

کشت مخلوط می تواند به عنوان یکی از راه های افزایش عملکرد و پایداری تولید در واحد سطح مطرح باشد. به منظور بررسی کشت مخلوط ذرت و سویا در تاریخ های مختلف کاشت، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری طی سال های 1384 و 1385 به اجرا در آمد. آزمایش در قالب اسپلیت پلات با دو فاکتور بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در دو سال و در چهار تکرار انجام شد. فاکتور اول تاریخ کاشت (A) در سه سطح ] a1 (اول اردیبهشت)، a2 (15 اردیبهشت)، a3 (30 اردیبهشت)] و فاکتور دوم نسبت های کاشت  (B)در پنج سطح ] b1 (8 ردیف ذرت)، b2 (2 ردیف سویا + 2 ردیف سویا) b3 (3 ردیف سویا + 2 ردیف ذرت + 3 ردیف سویا)، b4 (3 ردیف ذرت + 2 ردیف سویا + 3 دیف ذرت) و b5 (8 ردیف سویا)] بود. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد، تعداد دانه در مترمربع، تعداد دانه در گیاه، تعداد دانه در بلال و بیشترین وزن خشک چوب بلال در ذرت در تاریخ 15 اردیبهشت، در تیمار b3 و در سال دوم بود. با افزایش ردیف های کاشت ذرت و کاهش ردیف های کاشت سویا مقدار محصول، تعداد دانه در گیاه و تعداد دانه در متر مربع، در ذرت افزایش و در سویا کاهش یافت. بیشترین نسبت برابری زمین (LER) در کشت مخلوط و در تیمار b3 با مقدار 37/1 بود که نشان دهنده سودمندی کشت مخلوط است.

كلید واژه: کشت مخلوط، تاریخ کاشت، نسبت های کاشت، سویا، ذرت

 


روش های مختلف مدیریت تلفیقی علف های هرز

بررسی روش های مختلف مدیریت تلفیقی علف های هرز در زراعت پنبه (.Gossypium hirsutum L)

سلیمی حمیرا*,بازوبندی محمد,فریدون پور محمد

* موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور واقع در تهران

جهت بررسی مدیریت تلفیقی علف های هرز در مزارع پنبه آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 13 تیمار در 4 تکرار در ورامین، فارس و خراسان در سال 1385 انجام گردید. تیمارهای پیش کشت و پیش رویشی در تلفیق با تیمارهای پس رویشی قرار گرفتند و مقایسه شدند. به طوری که یکی از علف کش های خاک مخلوط شامل تریفلورالین و اتال فلورالین و یک علف کش پیش رویشی به نام پرومترین + فلومتورون در تلفیق با دو تیمار پس رویشی شامل علف کش تریفلوکسی سولفورون سدیم و استفاده کولتیواتور (به عنوان یک ابزار کنترل مکانیکی) استفاده گردید. تیمارهای دو مرتبه کولتیواتور، بدون کنترل علف های هرز و وجین تمام فصل نیز جهت مقایسه با تیمارهای مذکور منظور شد. نتایج به دست آمده نشان داد تلفیق علفکش تریفلوکسی سولفورون سدیم به صورت پس رویشی با یکی از علفکش های خاک مخلوط و یا تلفیق آن با علفکش پیش رویشی پرومترین + فلومتورون در افزایش عملکرد بسیار موثر بود و بهتر از مصرف هر یک از چهار علف کش مذکورکه به تنهایی مصرف شده بودند عمل نمود. کولتیواتور در تلفیق با یکی از علف کش های خاک مخلوط خصوصا اتالفلورالین و تلفیق آن با علف کش پیش رویشی پرومترین + فلومتورون تاثیر قابل توجهی در کنترل علف های هرز نشان داد. البته علف کش تریفلوکسی سولفورون سدیم در مقایسه با کولتیواتور که به عنوان تیمارهای پس رویشی درنظر گرفته شده بودند، در تلفیق با سایر علف کش های قبل از کشت در کنترل علف های هرز و افزایش عملکرد موثرتر بود.

كلید واژه: پنبه، علف هرز، کنترل شیمیایی، کنترل تلفیقی

 


عملکرد دانه در جمعیت هاپلوئید مضاعف گندم نان

ارزیابی روابط بین عملکرد دانه و برخی از ویژگی های وابسته به آن در جمعیت هاپلوئید مضاعف گندم نان

آرمینیان علی*,هوشمند سعداله,شیران بهروز

* گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد

با توجه به افزایش جمعیت دنیا و نیاز به تامین غذا، افزایش عملکرد گیاهان زراعی همانند غلات از مهمترین راهکارهای نیل به این هدف بوده که تا حدود زیادی با تعیین و شناسایی عوامل موثر بر افزایش عملکرد غلاتی مثل گندم تحقق می پذیرد. این تحقیق به منظور ارزیابی عملکرد دانه و تعیین ارتباط آن با برخی ویژگی های وابسته به عملکرد در یک جامعه هاپلوئید مضاعف گندم نان شامل 100 لاین حاصل از تلاقی با ذرت، به همراه والدین (CK1 و ES32) و 6 رقم گندم نان ایرانی اجرا گردید. صفات مورد مطالعه شامل عملکرد دانه در واحد سطح، تعداد پنجه بارور و تعداد کل پنجه در گیاه، تعداد گره، ارتفاع بوته، طول و عرض برگ پرچم، طول سنبله، تعداد بذر در سنبله و وزن صد دانه بود. نتایج حاکی از ضرایب همبستگی مثبت و معنی دار (P<0.01) بین عملکرد دانه با تعداد دانه در سنبله، طول سنبله و طول و عرض برگ پرچم بود. بر اساس نتایج رگرسیون مرحله ای: طول سنبله، تعداد پنجه، طول برگ پرچم و تعداد دانه در سنبله مهمترین صفات در توجیه تنوع موجود در عملکرد دانه بودند. تجزیه ضرایب مسیر ساده نشان داد که طول سنبله و تعداد دانه در سنبله به ترتیب بیشترین اثر مستقیم مثبت و معنی دار (P<0.01) را بر عملکرد دانه در واحد سطح دارد. تجزیه ضرایب مسیر زنجیری نیز نشان داد، تعداد پنجه اثر مستقیم مثبت و معنی داری (P<0.05) بر عملکرد دانه داشت. همچنین اثر مستقیم تعداد دانه در سنبله بر وزن صددانه و نیز اثر مستقیم طول سنبله بر تعداد دانه در سنبله، معنی دار بود. نتایج تجزیه های متعامد (اورتوگونال) حاکی از عدم وجود اختلاف معنی دار بین ارقام بومی نسبت به ارقام هاپلوئید مضاعف از نظر مهمترین صفت اقتصادی یعنی عملکرد بود. نتایج این تحقیق می تواند در انتخاب ویژگی های مهم وابسته به عملکرد به عنوان شاخص های انتخاب عملکرد دانه گندم با توجه به یکنواختی جامعه هاپلوئید مضاعف مورد استفاده قرار گیرد و راه را جهت افزایش بالقوه عملکرد ارقام گندم هموار سازد.

كلید واژه: تجزیه ضرایب مسیر، عملکرد و اجزای عملکرد، هاپلوئید مضاعف


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   
function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :