کارآیی کاربرد اسید سالیسیلیک در تحریک نظام دفاع اکتسابی گیاه میزبان علیه بیماری آتشک در سیب و گلابی

قهرمانی زهرا*,عبدالهی حمید,مجیدی هروان اسلام,صالحی جوزانی غلام رضا

* دانشكده كشاورزی و منابع طبیعی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران

باکتری عامل بیماری آتشک (Erwinia amylovora) به طور طبیعی نظام دفاع اکتسابی گیاه میزبان را تحریك می كند، لیکن تا کنون کارآیی تحریک مصنوعی این نظام دفاع اكتسابی گیاه میزبان علیه بیماری آتشك در کاهش بروز خسارت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق به منظور بررسی اثر تحریک این نظام دفاع اكتسابی گیاه میزبان علیه بیماری آتشك با استفاده از اسید سالیسیلیک بر روی شدت و زمان نکروز حاصل از عامل بیماری در ژنوتیپ های مختلف درخت سیب (.Malus domestica Borkh) و گلابی (Pyrus communis L.) با حساسیت های متفاوت به بیماری انجام شد. به این منظور پایه های سیب MM-111 (متحمل) و MM-106 (نیمه حساس) و ارقام گلابی هاروسوئیت (Harrow Sweet) (متحمل) و اسپادونا (Spadona) (نیمه حساس) بوسیله کشت ساقه آنها در محیط درون شیشه مستقر و پرآوری شدند. ارزیابی شدت بیماری با استرین Ea273 باكتری عامل بیماری آتشك به صورت کشت توام با آلوده سازی تحتانی انجام شد. تیمارهای اسید سالیسیلیک شامل دو گروه تیمارهای غلظتی (0.05، 0.1، 0.5، 1، 2، 5 و 10 میلی گرم در لیتر و صفر بعنوان شاهد) و زمانی (1، 3، 5 و 7 روز قبل از کشت توام و تیمار همزمان بعنوان شاهد) بودند. تاثیر سالیسیلیک اسید روی بروز بیماری با شاخص های سرعت پیشرفت نکروز، تعداد میانگره های آلوده شده و تغییرات pH محیط رشد در یک دوره 240 ساعته پس از مایه زنی بررسی شد. داده ها نشان داد که اسید سالیسیلیک در درخت سیب نه تنها قادر به مهار بیماری نشد، بلکه توسعه بیماری را تشدید کرد، در حالیکه در گلابی میزان آلودگی بیماری بطور معنی داری کاهش یافت. مقایسه نتایج تیمارهای زمانی و غلظتی نشان دهنده کارآیی بیشتر تیمارهای زمانی زود هنگام در کاهش آلودگی بیماری در گونه گلابی است. نتیجه گیری می شود که اثر متقابل نظام دفاع اکتسابی گیاه میزبان با باکتری در دو گونه سیب و گلابی متفاوت می باشند و فقط در گلابی ساز و كار نظام دفاع اكتسابی می تواند بعنوان راهبردی موثر در مدیریت و كاهش خسارت بیماری مدنظر قرار گیرد.

كلید واژه: آتشک، نظام دفاع اکتسابی، سیب، گلابی، اسید سالیسیلیک

 


تعیین مناسب ترین تاریخ کاشت برای ارقام گندم نان (.Triticum aestivum L) دارای تیپ های رشد متفاوت در نیشابور

جعفرنژاد احمد*

* ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی نیشابور، مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی

به منظور تعیین مناسب ترین تاریخ كاشت ارقام گندم دارای تیپ های رشد متفاوت آزمایشی در سه تاریخ كاشت 20 مهر، 15 آبان و 10 آذر با شش رقم گندم پیشتاز و مرودشت (بهاره)، توس و الوند (بینابین)،MV17  و الموت (زمستانه) به صورت كرت های خرد شده در سه تكرار، طی دو سال زراعی 84-1382 در ایستگاه تحقیقات كشاورزی نیشابور اجرا شد. تجزیه واریانس مركب داده ها نشان داد اثر تاریخ كاشت بر تعداد سنبله در مترمربع، وزن تك دانه، ارتفاع بوته و تعداد روز تا ظهور سنبله معنی دار بود، ولی اثر آن بر میانگین عملكرد دانه معنی داری نبود، كه علت اصلی آن شرایط آب و هوایی متفاوت دو سال آزمایش بود. اثر متقابل سال × تاریخ كاشت بر عملكرد دانه معنی دار بود (P<0.05)، به طوریكه در سال اول ، بیشترین عملكرد دانه در تاریخ كاشت اول (8804 کیلوگرم در هکتار) و سال دوم در تاریخ كاشت سوم (7707 کیلوگرم در هکتار) ثبت شد. افت شدید دمای هوا در فروردین ماه سال دوم آزمایش به كمتر از 7- درجه سانتیگراد به كشت های دیر، به دلیل عدم برخورد مراحل حساس نموی، در مقایسه با كشت زود خسارت كمتری وارد شد و در نتیجه درصد كاهش عملكرد نیز كمتر بود. اثر متقابل تاریخ کاشت × رقم معنی دار بود (P<0.01)، بنابراین واكنش تیپ های مختلف گندم به تاریخ كاشت متفاوت بود. بطوریكه با تاخیر در كاشت، عملكرد ارقام زمستانه بیشتر (12 درصد) از ارقام بینابین و بهاره كاهش یافت كه دلیل اصلی آن كاهش تعداد سنبله در واحد سطح بود. البته بخشی از كاهش عمكرد دانه با افزایش وزن هزار دانه جبران شد. نتایج این تحقیق نشان داد مناسب ترین تاریخ كاشت تیپ های زمستانه اواسط مهر و تیپ های بهاره نیمه اول آبان بود. در شرایط مناطق معتدل مانند نیشابور تیپ های بهاره از عملكرد بیشتری نسبت به ارقام زمستانه و بینابین برخوردارند و برای حصول به حداكثر تولید، كشت این نوع ارقام توصیه می شود.

كلید واژه: گندم، تیپ رشد، تاریخ کاشت، عملكرد دانه، وزن هزار دانه

 


بررسی اثر كاربرد باكتری های افزاینده رشد گیاه بر ظهور و استقرار گیاهچه و عملکرد دانه دورگ های دیررس ذرت در مزرعه

حمیدی آیدین*,چوكان رجب,اصغرزاده احمد,دهقان شعار مجید,قلاوند امیر,ملكوتی محمدجعفر

* موسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال، كرج

باکتری های افزاینده رشد گیاه نقش مهمی در مدیریت پایدار حاصلخیزی و تولید بوم نظام های زراعی دارند. به منظور بررسی اثر باکتری های ازوتوباكتر كروكوكوم، آزوسپیریلوم برازیلنس، آزوسپیریلوم لیپوفروم و سودوموناس فلورسنس بر ظهور و استقرار گیاهچه و عملکرد دانه دورگ های ساده دیررس ذرت 700، 704 و دورگ امیدبخش B73×K18، پژوهشی در سال های 1383 و 1384 در مزرعه 400 هکتاری موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد. تیمارهای تلقیح جداگانه بذر دورگ ها با هر باکتری، مخلوطی از دو و سه جنس باکتری و عدم تلقیح (شاهد) و صفات بررسی شده، درصد اولیه و نهایی ظهور، زمان ظهور 50 درصد، زمان نهایی و میانگین زمان ظهور گیاهچه، سرعت ظهور و سرعت تجمعی ظهور گیاهچه، شاخص ظهور گیاهچه، ارتفاع و سطح برگ، وزن خشک بوته و شاخص بنیه گیاهچه در مزرعه (30 روز پس از کاشت) و عملکرد دانه در هکتار بودند. نتایج نشان داد که کلیه صفات تحت تاثیر دورگ های ذرت و باکتری ها قرار گرفتند. نتایج نشان داد كه مایه تلقیح مخلوط سه جنس باکتری سبب بیشترین افزایش درصد و سرعت ظهور گیاهچه و صفات مرتبط و عملکرد دانه دورگ ها شد به طوری که موجب 8 درصد ظهور نهایی و سرعت ظهور گیاهچه و 6 درصد شاخص ظهور گیاهچه را افزایش داده و تلقیح بذر دورگ 700 با باکتری های سه جنس در سال دوم با عملکرد دانه 18711 کیلو گرم در هکتار نسبت به شاهد 32 درصد افزایش یافت و به ترتیب مایه تلقیح دارای دو باکتری ازوتوباكتر كروكوكوم و سودوموناس فلورسنس و تلقیح جداگانه بذر با هر یک از آن ها تاثیر بیشتری داشت. همچنین دورگ 704 بیش از دیگر دورگ ها تحت تاثیر مثبت این باکتری ها قرار گرفت و دورگ های B73×K18 و 700 در مرتبه های بعدی قرار داشتند. بررسی رابطه صفات نیز همبستگی بالای آن ها را مشخص ساخت. بنابراین، بر اساس نتایج این پژوهش این باکتری ها تاثیر قابل ملاحظه ای در افزایش میزان و سرعت ظهور و بنیه گیاهچه و عملکرد دانه دورگ های ذرت دیررس مورد مطالعه در شرایط مزرعه داشتند.

كلید واژه: دورگ های دیررس ذرت، باکتری های افزاینده رشد گیاه، ظهور و استقرار گیاهچه، عملکرد دانه

 


اثر کم آبیاری در مراحل مختلف فنولوژیکی رشد و نمو میوه بر عملکرد بادام رقم مامایی

موسوی سیداصغر*,علی محمدی رحیم,تاتاری ورنوسفادرانی مریم

* موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، كرج

به منظور بررسی اثر کم آبیاری در طی مراحل مختلف فنولوژیکی رشد و نمو میوه بر عملکرد بادام رقم مامایی، این پژوهش به صورت چهار آزمایش جداگانه انجام شد. تیمارها کم آبیاری در هر آزمایش شامل T1 (آبیاری كامل با توجه به نیاز آبی گیاه، %100=(ETc، T2 (آبیاری با 80 در صد نیاز آبی گیاه، %80=ETc)،T3  (آبیاری با 40 درصد نیاز آبی گیاه، %40=ETc) وT4  (بدون آبیاری) بودند. تیمارهای کم آبیاری در آزمایش اول، از زمان تمام گل تا 60 روز پس از آن، در آزمایش دوم از 60 روز تا 90 روز پس از تمام گل و در آزمایش سوم از 90 تا 150 روز پس از تمام گل (زمان برداشت)، هر یک به طور جداگانه در قالب بلوک های کامل تصادفی در دو سال زراعی اعمال شدند. در آزمایش چهارم که در قالب آزمایش كرت های خرد شده اجرا گردید، مراحل مختلف فنولوژیکی رشد و توسعه میوه شامل مراحل رشد میوه، رشد مغز، دوره قبل از برداشت و دوره پس از برداشت، به عنوان کرت های اصلی و تیمارهای کم آبیاری به عنوان کرت های فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمارهای كم آبیاری در آزمایش اول (مرحله رشد میوه) باعث کاهش معنی دار اندازه میوه و افزایش ریزش میوه و در آزمایش دوم (مرحله رشد مغز) باعث کاهش وزن تر میوه و وزن تر و خشک مغز گردید، اما در آزمایش سوم تاثیر معنی داری بر خصوصیات میوه و مغز نداشت. در آزمایش چهارم، با کاهش آب آبیاری میزان تراكم گل و درصد تشكیل میوه اولیه و نهایی کاهش یافت و در نهایت باعث کاهش عملکرد محصول در سال بعد گردید. نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد كه کم آبیاری در مراحل سوم و چهارم (مراحل قبل از برداشت و بعد از برداشت) بیشترین تاثیر را بر کاهش میزان گلدهی سال بعد داشت.

كلید واژه: بادام، کم آبیاری، مراحل فنولوژیكی، رشد و نمو میوه، عملکرد


مقایسه عملكرد، شاخص برداشت و صفات مرفولوژیك در گونه های بهاره كلزا

مقایسه عملكرد، شاخص برداشت و صفات مرفولوژیك در گونه های بهاره كلزا

آروین پویا*,عزیزی مهدی

* دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد

عملكرد، شاخص برداشت و برخی صفات مرفولوژیك 13 رقم بهاره كلزا از سه گونه Brassica napus، Brassica rapa و Brassica juncea در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی طرق، مشهد در سال زراعی 86-1385 بررسی گردید. نتایج نشان داد كه بین ارقام از لحاظ عملكرد و شاخص برداشت تفاوت بسیار معنی داری وجود داشت. در این آزمایش به ترتیب ارقام هایولا 330 با متوسط 1475 كیلوگرم در هكتار، BP18 با متوسط 1277 كیلوگرم در هكتار و هایولا 401 با متوسط 1274 كیلوگرم در هكتار بیشترین عملكرد دانه را نشان دادند. هیبریدهای هایولا در مورد شاخص برداشت دارای برتری نسبی نسبت به سایر ارقام بودند. میانگین عملكرد و شاخص برداشت در ارقام گونه B.napus بیشتر از ارقام گونه B.rapa بود. بررسی صفات مرفولوژیك شامل غلظت كلروفیل، تراكم روزنه و ارتفاع نشان داد كه بین ارقام تفاوت معنی داری وجود داشت. غلظت كلروفیل برگ در طی 2 نوبت نمونه برداری روند افزایشی نشان داد كه می تواند به خاطر رشد و توسعه برگ ها باشد. نتایج روابط همبستگی صفات نشان داد كه عملكرد با شاخص برداشت دارای همبستگی مثبت و معنی داری (r=0.75**) بود. در میان صفات مرفولوژیك ارتفاع نیز با عملكرد دارای همبستگی مثبت و معنی داری (r=0.34*) بود. همبستگی میزان کلروفیل برگ بعد از گلدهی با عملکرد دانه به رغم معنی دار بودن، زیاد قابل توجه نبود.(r=0.27*)

كلید واژه: خردل هندی (Brassica.juncea)، شاخص برداشت، شلغم روغنی (B.rapa)، صفات مرفولوژیك، عملكرد و کلزای معمولی (B.napus)

 


تاثیر کود نیتروژن بر رشد و عملکرد ارقام سویا در خراسان شمالی

تاثیر کود نیتروژن بر رشد و عملکرد ارقام سویا در خراسان شمالی

حاتمی حمید*,آینه بند امیر,عزیزی مهدی,دادخواه علیرضا

* واحد علوم و تحقیقات اهواز

به منظور بررسی اثر کود نیتروژن بر عملکرد و رشد ارقام سویا آزمایشی در دو محیط (سال 1385 در دانشکده کشاورزی شیروان و سال 1386 در مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان شمالی) به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. فاکتورهای آزمایش شامل رقم در سه سطح (هابیت، سپیده و ویلیامز از گروه رسیدگی 3) و کود نیتروژن در چهار سطح (صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع اوره) بود. نتایج تجزیه مرکب داده ها نشان داد که عملکرد دانه به طور معنی داری تحت تاثیر رقم و کود نیتروژن قرار گرفت، به طوری که رقم ویلیامز بیشترین عملکرد را نسبت به دو رقم دیگر نشان داد، البته اختلاف آن با رقم هابیت خیلی زیاد نبود. نتایج نشان داد كه مصرف كود نیتروژن به طور معنی داری موجب افزایش عملكرد دانه در مقایسه با تیمار شاهد (عدم مصرف كود نیتروژن) شد. در بین اجزای عملكرد، تعداد غلاف در گره به طور معنی داری تحت تاثیر كود نیتروژن قرار گرفت، به طوری كه با افزایش میزان نیتروژن بر تعداد غلاف در گره افزوده شد. همچنین مشاهده شد كه كاربرد نیتروژن معدنی میزان تجمع ماده خشك، سرعت رشد محصول و شاخص سطح برگ سویا را در مقایسه با تیمار شاهد افزایش داد. در بین ارقام آزمایش، ویلیامز و سپیده در مقایسه با رقم هابیت دارای تجمع ماده خشك سرعت رشد محصول و شاخص سطح برگ بیشتری بودند.

كلید واژه: سویا، کود نیتروژن، عملکرد دانه، شاخص های رشد


پاسخ جمعیت علف های هرز و تداخل آنها به تاریخ كاشت و رقم عدس (.Lens culinaris Med) در شرایط دیم شهرستان خرم آباد

موسوی سیدكریم*,احمدی عبدالرضا

* مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی لرستان

آزمایش ارزیابی تاثیر تاریخ كاشت و رقم زراعی عدس بر جمعیت علف های هرز و اثرات تداخلی آنها به صورت فاكتوریل در قالب طرح بلوك های كامل تصادفی با 4 تكرار طی سال زراعی 85-1384 در شرایط دیم در شهرستان خرم آباد اجرا شد. فاكتورهای آزمایش شامل تاریخ كاشت (پاییزه، زمستانه و بهاره)، ارقام عدس (گچساران، فیلیپ و توده محلی لرستان) و رقابت علف های هرز (كنترل و تداخل علف های هرز) بود. میانگین فراوانی گونه های علف هرز برای كشت پاییزه به ترتیب 8/77 درصد و 7/345 درصد بیشتر از كشت های زمستانه و بهاره بود. گونه های گلرنگ وحشی (Carthamus oxyacantha) و شیر پنیر (Galium tricornutum) در هر سه فصل كاشت بیشترین فراوانی نسبی و اهمیت نسبی را به خود اختصاص دادند. تاخیر در كاشت عدس به شدت سبب كاهش جمعیت علف های هرز شد، به طوری كه میانگین تراكم علف های هرز برای كشت های زمستانه و بهاره به ترتیب فقط 5/40 و 3/4 درصد میانگین تراكم علف های هرز در كشت پاییزه بود. با این حال بین كشت های پاییزه و زمستانه از نظر تولید زیست توده علف های هرز تفاوت معنی داری وجود نداشت. میانگین تولید زیست توده علف های هرز برای كشت بهاره كمتر از یك پنجم میانگین كشت های پاییزه و زمستانه بود. در كشت های پاییزه و زمستانه تداخل علف های هرز به ترتیب سبب كاهش 6/32 و 5/33 درصد عملكرد دانه عدس شد. درصد كاهش عملكرد ناشی از تداخل علف های هرز برای كشت بهاره (3/22 درصد) به طور معنی داری كمتر از كشت های پاییزه و زمستانه بود. تاثیر رقم عدس و اثر متقابل آن با تاریخ كاشت بر صفات جمعیت علف هرز معنی دار نبود

كلید واژه: عدس، فصل كاشت، جمعیت علف هرز


ارزیابی مزرعه ای ژنوتیپ های برنج جهت تحمل به تنش شوری در مازندران

ارزیابی مزرعه ای ژنوتیپ های برنج جهت تحمل به تنش شوری در مازندران

مومنی علی*,محمدیان محمد,نوری محمدزمان

* موسسه تحقیقات برنج در مازندران

به منظور ارزیابی مقدماتی تحمل ژنوتیپ های برنج (Oryza sativa L.) به تنش شوری آب/خاک و استفاده از ژنوتیپ های متحمل در برنامه اصلاحی برنج، مطالعات زراعی و فیزیولوژیکی تعداد 56 ژنوتیپ برنج مورد مطالعه قرار گرفتند. تعداد 40 ژنوتیپ از موسسه تحقیقات بین المللی برنج و همچنین 16 ژنوتیپ منتخب برنج متحمل به شوری از موسسه تحقیقات برنج بودند كه در دو آزمایش جداگانه در مزارع شور اراضی ساحلی و غیرساحلی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مناطق ساری و آمل در استان مازندران در سال 86-1385 مطالعه شدند. صفات مورد مطالعه شامل کد تحمل، ارتفاع بوته، تعداد پنجه، درصد عقیمی خوشه، وزن 100 دانه و عملکرد دانه در بوته بودند، که در آزمایش اول به علت عدم گلدهی تعدادی از ژنوتیپ ها، تجزیه و تحلیل برای صفات اندازه گیری شده انجام گردید. نتایج حاصل از آزمایش ها نشان داد که کلیه 40 ژنوتیپ در آزمایش اول از لحاظ کد تحمل، ارتفاع بوته و تعداد پنجه تفاوت معنی داری در سطح احتمال 1 درصد داشتند. نتایج تجزیه های آماری آزمایش دوم نیز حاکی از آن بود که بین 16 ژنوتیپ منتخب نیز تفاوت های معنی داری برای کلیه صفات مورد مطالعه وجود داشت. بر اساس نتایج تجزیه های آماری ژنوتیپ های بی نام، هاشمی، IR67075-2B-5-2 و IR67075-2B-18-2 دارای وضعیت مناسبی در شرایط آزمایشی بوده اند و جهت استفاده در برنامه اصلاحی و همچنین انجام سایر آزمایشات زراعی و فیزیولوژیکی مرتبط انتخاب شدند

كلید واژه: مزارع شور، ژنوتیپ های متحمل، برنامه اصلاحی، برنج، .Oryza sativa L


کاربرد سنجش از دور در برآورد سطح زیر کشت، تبخیر - تعرق و مدیریت شبکه های آبیاری

اكبری مهدی,دهقانی سانیج حسین,حیدری نادر

بررسی شاخص های مصرف آب در بسیاری از شبکه های آبیاری مبین مصرف غیر اصولی از آب است. جهت افزایش کارایی مصرف آب و بهبود مدیریت آبیاری در اراضی کشاورزی، به نقشه های به هنگام سطح زیر کشت، الگوی کشت، تبخیر - تعرق (تقاضای آب) و ... نیاز می باشد که تهیه آن ها به کمک سنجش از دور قابل انجام است. در پژوهش حاضر مدیریت آبیاری و بهره وری از آب در چهار شبکه آبیاری حوضه زاینده رود با استفاده از اطلاعات ماهواره ای، شاخص های عرضه نسبی آب و سودمندی آب مورد بررسی قرار گرفت. برای بدست آوردن داده های مورد نیاز تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات ماهواره Landsat 7 ETM+ اقدام به افزایش دقت مکانی یک سری زمانی از اطلاعات ماهواره NOAA-14/AVHRR گردید و سپس با پیش پردازش داده های مذکور در طول دوره رشد، ضریب بازتاب پوشش سطح زمین، ضریب تابش پوشش سطح زمین و شاخص های گیاهی NDVI و SAVI و LAI تعیین و سطح زیر کشت و تراکم کشت شبکه های مختلف در حوضه زاینده رود محاسبه شد. با بهره گیری از آلگوریتم بیلان انرژی در سطح زمین، اجزای بیلان انرژی تعیین و تبخیر - تعرق واقعی محاسبه گردید و به عنوان آب مصرفی برای بررسی عرضه نسبی آب آبیاری مورد استفاده قرار گرفت. عملکرد بیولوژیکی محصول به کمک متوسط تشعشع روزانه خورشیدی و تشعشع جذب شده موثر در فتوسنتز گیاه تعیین و به عنوان نمادی از عملکرد محصول منظور و سودمندی آب از نسبت عملکرد بیولوژیکی به میزان تبخیر - تعرق واقعی برآورد شد. نتایج نشان داد روند تغییرات عملکرد بیولوژیکی، شاخص های گیاهی و تبخیر - تعرق واقعی مشابه است. بررسی میزان عرضه و تقاضای آب بیانگر آن است که اکثر شبکه های آبیاری مورد مطالعه در حوضه زاینده رود با کمبود عرضه آب مواجه بودند و این کمبود آب از طریق سایر منابع آبی که در بیلان آب منظور نشده، از جمله آب های زیر زمینی تامین شده است. متوسط سودمندی آب برای شبکه های آبیاری مورد مطالعه بین 0.7 تا 0.9 کیلوگرم بر مترمکعب بود.

كلید واژه: سنجش از دور، تعیین سطح زیر کشت، تبخیر - تعرق، مدیریت آبیاری، اصفهان


طراحی الگوی زراعی پایدار با تاکید بر مبادله آب مجازی

طراحی الگوی زراعی پایدار با تاکید بر مبادله آب مجازی

محمدیان فرشاد,علی زاده امین,نیریزی سعید,عربی اعظم

به طور معمول اهداف مسوولان کشاورزی ممکن است فراتر از اهداف کشاوران باشد. کشاورزان به طور کلی در پی حداکثر سازی بازده برنامه ای هستند اما اهداف مسوولان کشاورزی ممکن است علاوه بر رسیدن به بازده برنامه ای مورد نظر شامل ثابت ماندن سطح اشتغال، کاهش مصرف کود و سم و در نتیجه حفاظت از محیط زیست، توسعه پایدار کشاورزی، خودکفایی و حفظ امنیت غذایی نیز باشد. در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامه ریزی آرمانی فازی و با در نظر گرفتن مجموعه ای از اهداف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، سعی در بهینه سازی الگوی زراعی دشت فریمان - تربت جام با تاکید بر آب مجازی شده است. این مدل ها قادر هستند مجموعه ای از اهداف متقابل یا متضاد را در خود لحاظ و با اولویت بندی آرمانها میزان دسترسی به هر آرمان را حداکثر نماید. در مطالعه حاضر در ابتدا با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت های ذهنی و معیارهای تصمیم گیری کشاورزان و مسوولان در رابطه با الگوی زراعی شناسایی شده و در نهایت الگوهای بهینه کشت در طول دوره برنامه ریزی ده ساله پیشنهاد شده است.

كلید واژه: دشت فریمان - تربت جام، الگوی زراعی پایدار، فرآیند تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، برنامه ریزی آرمانی فازی، آب مجازی


function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :