بررسی تاثیر محلول پاشی اسیدهای آمینه بر عملکرد کمی و کیفی دانه جو

تهیه و تنظیم علی عابدی - کارشناس زراعت و اصلاح نباتات
خلاصه
استفاده از کودهای زیستی جهت رشد بهتر محصولات زراعی یک از اهداف کشاورزی پایدار محسوب میشود. تاثیر استفاده از اسیدهای آمینه به عنوان تنظیم کننده های رشد در گیاهان توسط پژهشگران مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است . هدف این پژوهش بررسی تاثیر محلول پاشی فراورده های زیستی مشتمل بر اسیدهای آمینه با نامهای تجاری آمینول فورته ، هیومی فورته، کادوستیم و فسنوترن بر عملکرد کمی و کیفی دانه جو و همچنین بررسی تاثیر آن بر کارایی مصرف کودهای نیتروژنی مصرف شده می باشد . بدین منظور آزمایشی در شهرستان اسلامشهر در سال 1387با رقم ریحانه بر اساس طرح بلوکهای کامل تصادفی در پنج تکرار و چهار تیمار -1 بدون محلولپاشی ( شاهد) -2 محلولپاشی کامل 4 کود آمینول فورته ،هیومی فورته، فسنوترن و کادوستیم به ترتیب در چهار مرحله پنجه زنی ،ساقه دهی ، سنبله دهی و پر شدن دانه ها- 3 تیمار دوم منهای محلولپاشی کود امینول فورته و -4 تیمار دوم منهای محلولپاشی کود کادوستیم ، اجرا شد . نتایج حاصل نشان داد که مصرف این کودها صرف نظر از نوع تیمار به طور معنی دار باعث افزایش 28 درصدی عملکرد دانه و همچنین کاهش 41 درصدی تعداد سنبله در متر مربع نسبت به تیمار شاهد شد. وزن هزار دانه در تیمارهای 2 و 4 نسبت به تیمار شاهد 24 درصد افزایش داشت و این مقدار در تیمار 3 که در آن کود کادوستیم مصرف نشده بود 12  درصد بود. در مورد تعداد دانه در سنبله نیز تیمارهای 2 و 4 نسبت به تیمار شاهد به ترتیب 68 و 54 درصد افزایش نشان داد در حالیکه در تیمار 3 بدون مصرف کادوستیم این مقدار 36 درصد بود. کاربرد اسیدهای آمینه به طور معنی دار باعث افزایش 30، 28و 26 درصدی در کارایی مصرف نیتروژن به ترتیب در تیمارهای دوم و سوم و چهارم نسبت به شاهد و همچنین افزایش 50 ، 48و 36 درصدی در کارائی جذب نیتروژن به ترتیب تیمارهای دوم و سوم و چهارم شد.
 مقدار پروتئین خام  به  طور معنی دار در تیمارهای دوم (11/5)،سوم ( 10/5) و چهارم ( 3/5) افزایش یافت. تغییر معنی داری در مقادیر فسفر و کلسیم بین تیمارها و شاهد دیده نشد اما مقدار پتاسیم دانه ها در تیمارهای محلولپاشی شده به طور متوسط 13 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود.  کاربرد مخلوط اسیدهای آمینه منجر به تغییر ترکیب اسیدهای آمینه قسمت پرولامین در دانه جو شد که بیشترین تغییرات در گلیسین (21-) ، والین (18-)، آلانین (60)، لیزین(66)، ایزولوسین(26) و متیونین (33) دیده شد.
مصرف متعادل و به هنگام کودها تاثیر قابل توجهی در افزایش عملکرد و بهبود کیفیت محصولات مختلف دارد ( ملکوتیanb همایی 1383) . مصرف بلند مدت و غیر اصولی کودهای شیمیایی نتیجه ای جز تخریب تدریجی کیفیت خاک ، کاهش ارزش کیفی محصول ، بهم زدن تعادل طبیعی اکو سیستم و گسترش آلودگی های زیست محیطی نخواهد داشت ( راستین1384). استفاده از کودهای آلی و زیستی و مصرف آنها هنگام نیاز گیاه در مراحل مختلف رشد می تواند به رفع این مشکلات کمک کند.
تاثیر کاربرد اسیدهای امینه به عنوان تنظیم کننده های رشد در گیاهان توسط پژوهشگران مختلفی مورد بررسی قرارگرفته است.
اکنون مشخص شده است که گیاهان قادرند از اسیدهای آمینه به عنوان منبع نیتروژن استفاده کنند . در مناطق سرد و یا فقیر از نیتروژن اسیدهای آمینه به عنوان منبع مهمی از نیتروژن مطرح هستند .این ترکیبات در وضعیت آزاد همچون ذرات باردار عمل میکنند و وقتی در شرایط مناسب وارد گیاه شوند وارد سلول شده و به واسطه خلوص بالا ، گیاه مواد را درون خود پذیرفته و انها را در فرایندهای متابولیکی شرکت میدهد. گزارش کردند که نقش اسیدهای آمینه در تامین نیروژن گیاه در مزارعی که فعالیاهای میکروبی آن کم است ، قابل توجه است . همچنین این ترکیبات می توانند بعنوان تنظیم کننده های رشد فعالیتهای متابولیکی گیاه را تحت تاثیر قرار داده و مقدار محصولات حاصل از این فعالیتها را تغییر دهند. اسیدهای آمینه روی جذب نیتروژن از خاک تاثیر گذاشته  و باعث کاهش  و یا افزایش   آن شوند . این ترکیبات همچنین روی فعالیت آنزیمهای موثر در آسیمیلاسیون نیتروژن در گیاه تاثیر گذاشته و منجر به کاهش تجمع نیترات در گیاه می شوند. جو از جمله محصولاتی است که بمنظور تغذیه دام ، تولید مالت و الکل صنعتی و همچنین به مقدار اندک جهت تغذیه انسان کشت می شود. کشت جو برای تغذیه دام در استان تهران از گستردگی بیشتری برخوردار بوده و به طور گسترده ای در جیره غذایی انواع دامهای شیرده مورد استفاده قرار می گیرد. ارزش تغذیه ای دانه جو تحت تاثیر عواملی چون نوع رقم، شرایط اقلیمی و حاصلخیزی خاک قرار می گیرد اما به طور کلی بعنوان منبع متعادلی از پروتئین ، نشاسته (انرژی) و قیبر شناخته می شود. بالا بودن مقدار پروتئین در ارقامی از جوکه برای تغذیه دام به کار می روند از اهمیت بیشتری (انرژی) و فیبر شناخته می شود. بالا بودن مقدار پروتئین در ارقامی از جو که برای تغذیه دام بکار می روند از اهمیت بیشتری برخوردار است . بکارگیری بکارگیری روشهایی که ارزش تغذیه ای جو و در راس آن مقدار پروتئین را افزایش می دهد  اهمیت شایانی در روشهای مدیریتی مدیریتی تغذیه دام دارد.


معرفی شاخص های مناسب ارزیابی پوشش و تولید گیاهی در مراتع ییلاقی جنوب استان مازندران

ارزانی حسین,نوری سهیلا*,كابلی سیدحسن,مرادی حمیدرضا,قلیچ نیا حسن

* دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه زابل، ایران

به منظور تعیین شاخص های مناسب ارزیابی پوشش و تولید گیاهی بر پایه داده های دور سنجی، داده های زمینی و رقومی ماهواره ای همزمان با این داده ها، مربوط به مراتع ییلاقی جنوب استان مازندران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. طی 3 سال آماربرداری، داده های مربوط به تاج پوشش و تولید كل وضعیت های رویشی یكساله ها، گندمیان، پهن برگان علفی و بوته ای ها متعلق به 60 کرت یك متر مربعی در هر سال جمع آوری شد. در ادامه به منظور اعمال تصحیح های مختلف مورد نیاز بر روی تصویرها، عمل تطابق هندسی، روش تعدیل نمودار و روش تبدیل ارزش رقومی به بازتاب طیفی مورد بهره گیری قرار گرفت، سپس انواع شاخص های حقیقی، خط خاك و جوی بر روی تصویرها ایجاد شد و با بهره گیری از مختصات ثبت شده با دستگاه مکان یاب (GPS)، ارزش های رقومی شاخص های ایجاد شده مربوط به هر کرت استخراج شد. در مرحله بعد برای گزینش شاخص های مناسب، در آغاز همبستگی بین مشخصه های كمی گیاهی و شاخص ها بررسی شد و شاخصی كه بالاترین میزان همبستگی را با هر مشخصه داشت، گزینش شد، سپس رابطه رگرسیونی بین شاخص برگزیده و هر مشخصه گیاهی برقرار و مدل رگرسیونی ارایه شد. نتایج نشان داد که همبستـگی معنی داری بین مشخصه های گیاهی و شاخص های گیاهی وجود دارد. بطـوری که شاخص VI10 با پوشش یکساله ها، شاخص های VI10،VI6  و MIRV1 با پوشش گندمیان، شاخص های PD312, VI9, MIRV1, GVI با پوشش بوته ای ها، شاخص های MIRV2, VI12, VI5 و باند محاسباتی Fuse2 با پوشش کل و شاخص های MIRV1 و MIRV2 VI5, Tgr با تولید کل روابط معنی دار و قوی نشان دادند. در مجموع نتایج نشان داد كه شاخص ها و مدل های بدست آمده در این پژوهش، برآورد به نسبت دقیقی از مشخصه های كمی ارایه داده و از كارایی مناسبی برخوردار می باشند.

كلید واژه: سنجش از دور، پوشش گیاهی، تولید گیاهی، شاخص های گیاهی، مازندران


طبقه بندی خاک جنگل به منظور کاهش هزینه بررسی قابلیت های مکانیکی آن برای جاده سازی و ترابری (مطالعه موردی: جنگل آق مشهد)

جمشیدی كوهساری احمد,مجنونیان باریس*,زاهدی امیری قوام الدین,حسینی سیدعطااله

* گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران

توسعه پایدار و اجرای بهینه طرح های جنگلداری مستلزم ایجاد شبکه هایی از جاده های اصلی و فرعی می باشد. از طرفی احداث جاده در یک منطقه جنگلی کوهستانی در واقع یک دخالت عمده در طبیعت دست نخورده و ناشناخته جنگل بوده و منجر به بهم زدن تعادل طبیعی می شود. به همین خاطر شناخت و آگاهی از ویژگی های زمین شناسی، زمین ریخت شناسی و مکانیک خاک منطقه ای که جاده از آن عبور می کند از مهمترین عامل های موثر در اتخاذ تصمیم های مناسب به منظور کاهش هزینه های سنگین ساخت جاده و گزینش شیوه های اصولی در نگهداری و نیز بازسازی راه های جنگلی می باشد. خاک عمده ترین مصالح ساختمانی راه های جنگلی بوده و در عین حال بستر آن را تشکیل می دهد. با انجام بررسی های مکانیک خاک، شناخت ویژگی های مهندسی خاک ممکن خواهد شد. با توجه به هزینه های گزاف آزمایش های مکانیک خاک کاهش تعداد نمونه به کمترین تعداد در عین حفظ جامعیت و اعتبار آن از مسایل مهم در بررسی های مکانیک خاک مسیر جاده های جنگلی است. برای رسیدن به این هدف در این بررسی بر پایه مشخصه های زمین ریخت شناسی منطقه مانند شیب، جهت، ارتفاع از سطح دریا و... و با بهره گیری از قابلیت ها و امکانات GIS منطقه مورد بررسی زون بندی و به واحدهای همگن از نظر شکل زمین تقسیم شدند. بدین منظور پس از تهیه نقشه شکل زمین منطقه، از هر واحد در محل عبور جاده یک نمونه و در مجموع 24 نمونه خاک برداشت و از نظر مشخصه های خاک مانند درصد رطوبت طبیعی، وزن مخصوص ظاهری و بافت خاک مورد آزمایش قرار گرفت. با دسته بندی نتایج آزمایش نمونه های خاک و نیز دسته بندی آنها بر پایه درصد رطوبت، بافت و پروزیته، خاک مناطق همگن جدیدی بدست آمد که از نقطه نظر مشخصه های زمین ریخت شناسی و خاکشناسی همگن هستند و به همین جهت می تواند مبنای برداشت نهایی نمونه خاک برای بررسی های مکانیک خاک قرار گیرد. بر پایه نتایج این پژوهش، به علت ایجاد مناطق همگن، تعداد نمونه های لازم به بیشینه 13 نمونه کاهش یافته و به همین جهت در عین حفظ دقت، هزینه  آزمایش ها به کمترین مبلغ می رسد.

كلید واژه: راه های جنگلی، راهبرد نمونه گیری، ناحیه بندی خاکشناسی، نقشه شکل زمین، مکانیک خاک

 


بررسی روند رشد و اثر هرس ریشه بر رشد قطری و طولی نهال های بلندمازو در پیلمبرا- گیلان

ثاقب طالبی خسرو*,همتی ارسلان,خان جانی شیراز بابا,سیاهی پوربالاده ذوق علی,اكبرزاده عباس

* موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور، ایران

شمار 25 اصله نهال بلند مازو در ردیف های 5×5 اصله، به فاصله 1×1 متر با سه تیمار هرس ریشه در عمق های 15، 20 و 25 سانتیمتری و شاهد بدون هرس ریشه در سه تكرار (جمعا 300 اصله نهال) با روش بلوك های كامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات پیلمبرا كاشته شدند. نهال ها در سال 1371 كاشته شده و اندازه گیری ها تا سن 6 سالگی (سال 1376) انجام شد. به منظور ارزیابی اثر هرس ریشه بر روی قطر و ارتفاع نهال های بلند مازو و نیز روند رشد آنها با توجه به چگونگی قرار گرفتن جوانه انتهایی، ایجاد شاخه های اصلی و فرعی، قرار گرفتن جوانه های بالایی جانبی و طرز تشكیل نو شاخه های بهاره و تابستانه، مدل رشد بلند مازو بر پایه مدل Rauh و مدل رشد ریشه آن بر پایه مدل Herringbone تشخیص داده شد. شكل گسترش نوشاخه ها به ویژه جوانه انتهایی به صورت عمودی و مستقیم (orthotrop & monopodial) بوده و بالاترین جوانه های جانبی به صورت مجتمع و فراهم كمی پایین تر از جوانه انتهایی قرار می گیرند و انشعاب های فرعی را در آغاز به صورت نزدیک به مطبق ایجاد می نماید. طول بالاترین میان گره (internode) به طور معمول كوتاه است و فاصله زیادی بین جوانه انتهایی و جوانه جانبی مشهود نیست. نتایج این بررسی نشان داد كه عمل هرس ریشه، اثر معنی داری بر رشد قطری و طولی نهال های بلندمازو داشته است، به طوری كه قطورترین (60.5 میلیمتر) و بلندترین (616 سانتیمتر) نهال ها در تیمار هرس ریشه در عمق 20 سانتیمتر اندازه گیری شدند. كم قطرترین (51.5 میلیمتر) و كوتاهترین نهال ها (564 سانتیمتر) در تیمار هرس ریشه در عمق 25 سانتیمتری دیده شدند. اختلاف های موجود بین تیمارها و همچنین با تیمار شاهد (بدون هرس ریشه) در سطح 0.05 معنی دار بودند، به طوری كه تیمار شاهد نتایج بهتری را از دو تیمار هرس ریشه در عمق های 15 و 25 سانتیمتر نشان داد، در حالی كه با تیمار هرس ریشه در عمق 20 سانتیمتر اختلاف معنی داری نداشت. دو تیمار هرس ریشه در عمق های 15 و 25 سانتیمتر نیز اختلاف معنی داری با هم نداشتند.

كلید واژه: بلند مازو، مدل رشد یا ریختی، هرس ریشه، قطر، طول


بررسی انگاره های مرتبط با مشاركت مردم محلی در فرآیند توسعه جنگل های حرا در جنوب ایران

اسدی علی*,شریف زاده ابوالقاسم,شریفی مهنوش

* دانشكده اقتصاد و توسعه كشاورزی، دانشگاه تهران، ایران

بنابه شواهد تجربی، شناسایی نیازهای مردم محلی و دیگر دست اندركاران و بازشناخت جایگاه واقعی آنان در راستای مشاركت موثر در همه مراحل فرآیند، اولین گام هر نوع مداخله گری موفق در فرآیند توسعه پایدار منابع طبیعی به شمار می رود. با توجه به این مهم، در این مقاله به عنوان نتیجه یك پژوهش توصیفی مبتنی بر راهبرد پیمایش، تلاش شده است تا برخی انگاره های مرتبط با مشاركت مردم محلی در توسعه جنگل های مانگرو در جنوب ایران (سواحل استان بوشهر) شناسایی و معرفی شود. روایی پرسشنامه مورد بهره گیری در این پژوهش به عنوان ابزار گردآوری داده ها از سوی كارشناسان امر مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز بر پایه محاسبه ضریب آلفای كرونباخ (بین 0.67 تا 0.79 برای بخش های مختلف پرسشنامه) مناسب تشخیص داده شد. تحلیل داده ها، با كمك نرم افزار SPSS و بر پایه روش های آماری مناسب صورت پذیرفت. در بخش یافته های توصیفی این مقاله، انگاره های مرتبط با نوع بهره برداری از جنگل های حرا، علل تخریب آن، نگرش مشاركتی مردم محلی، زمینه ها و رویه های مشاركت و راه ها و زمینه های اطلاعاتی / ارتباطی مناسب بر پایه آماره های توصیفی ارایه شده است. در بخش استنباطی نیز نتایج آزمون های مقایسه میانگین ها ارایه شده است كه نمایانگر معنی داری تفاوت نگرش مشاركتی نمونه مورد بررسی بر پایه متغیرهایی همانند شغل، سطح تحصیلات، عضویت در تشكل های محلی، نوع بهره برداری به عمل آمده و مشاركت در پروژه های روستایی است. همچنین با بهره گیری از تحلیل رگرسیونی چندگانه، یك معادله خط رگرسیونی شامل متغیرهای مستقلی همانند سن، میزان مراجعه به ادرات دولتی، شمار دام و سابقه عضویت در نهادهای محلی بدست آمده است. ضریب تعیین تعدیل شده (R2Ad) نشان داده است كه این متغیرها حدود 60 درصد از واریانس متغیر وابسته یا نگرش مشاركتی مردم محلی به توسعه جنگل های حرا را برآورد می نمایند.

كلید واژه: مشارکت مردم محلی، توسعه منابع طبیعی، نگرش مشارکتی، جنگل های حرا (مانگرو)، جنوب ایران


طراحی مکانیزم وجین کن مکانیکی (بخش اول: تعیین مسیر و سنتز ابعادی)

عرب محمدحسینی اكبر,صمیمی اخیجهانی هادی,مهرآور حامد,مساح جعفر

یکی از روشهای مبارزه با علف هرز، وجین مکانیکی است. در این مقاله یک روش جدید برای انجام عملیات وجین به روش مکانیکی ارایه شده است. برای طراحی این روش از حرکت ساده دست کشاورز برای عمل وجین، استفاده شده است. دستگاه وجین کن از تعدادی مکانیزم مشابه تشکیل شده که هر مکانیزم مجهز به یک تیغه عامل بوده و مسیر تیغه های عامل در حین کار به صورت رفت (مرحله فعال) و برگشت (مرحله غیر فعال) است. در طراحی این مکانیزم از روش سه نقطه دقت استفاده شده است. برای حل معادلات حاصل از حرکت مکانیزم و ترسیم مسیر آن، از نرم افزار MATLAB استفاده شد. با در نظر گرفتن کلیه پارامترها و حل معادلات مربوط به آنها، یک مکانیزم چهار میله ای لنگ و آونگ برای دستگاه وجین کن شفره ای پیشنهاد شد.

 


جداسازی Aspergillus flavus از خوراک دام و تعیین مقدار آفلاتوکسین M1 به روش HPLC در شیر گاوداری های تهران

سندگل محمود,امینیان حشمت اله*,اعتباریان حسن رضا,ابوحسین گیتی,سبزواری امید

* گروه گیاهپزشكی، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران، ایران

در سال 1383 جدایه هایی از قارچ Aspergillus flavus از مواد غذایی مورد مصرف در نه گاوداری اطراف تهران (نظیر ذرت، جو، گندم، تخم پنبه، نان خشک، سویا، یونجه، سبوس، آرد جو، کنجاله کلزا، کنجاله پنبه، سیلوی ذرت و تفاله چغندر) جدا شد. توانایی تولید سختینه به وسیله جدایه های حاصل بررسی و مشخص گردید که 62.9 درصد از جدایه ها بر روی محیط CzA سختینه تولید نمودند. در ضمن 68.5 درصد از جدایه ها تولید کننده آفلاتوکسین بودند. دامنه تغییرات در دامداری ها از نظر آلودگی خوراک دام به قارچ A.flavus از 20.4 تا 3.7 درصد بود. در ضمن 16.7 درصد جدایه ها مربوط به تفاله چغندر و این خوراک آلوده ترین آنها بود. میانگین درصد جدایه در هر یک از مواد غذایی یونجه، کنجاله کلزا و آرد ذرت 1.8 و کمترین آلودگی به قارچ را داشتند. آزمایش شیر تولیدی گاوداری ها به روش HPLC نشان داد که دامنه آفلاتوکسین M1 در آنها از 0.0009 تا 0.5269 ppb بود. ضریب رگرسیون کالیبراسیون برای این آزمایش ها از 0.99 تا 0.998 و ریکاوری حاصل در این آزمایش ها نیز از 70.3 و 104.9 درصد تعیین گردید.


تاثیر دو تنظیم کننده رشد حشرات (IGRs) بر سفید بالک گلخانه

تاثیر دو تنظیم کننده رشد حشرات (IGRs) بر سفید بالک گلخانه

قهاری حسن*,ایمانی سهراب,پروانك كامران

* گروه كشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرری، تهران، ایران

اثر غلظت های 0.5، یک، 2.5 و پنج میلی گرم بر لیتر از حشره کش های بوپروفزین و پیری پروکسی فن بر تخم های یک و چهار روزه و نیز سنین مختلف پورگی و شفیره سفید بالک گلخانه Trialeurodes vaporariorum، در گلخانه ای با میانگین دمای 26(±2) درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی 80(±5) درصد و 16 ساعت روشنایی در شبانه روز بر روی گیاه شاه پسند درختی بررسی شد. میزان تاثیر هر دو حشره کش با افزایش غلظت بیشتر بود. حساسیت تخم های یک روزه به حشره کش های مزبور در مقایسه با تخم های چهار روزه و پوره های سنین اول و دوم نسبت به پوره های سنین سوم و چهارم و نیز شفیره بیشتر بود. میانگین درصد خروج حشرات کامل از پوره های سنین اول تا چهارم و شفیره در غلظت 2.5 میلی گرم بر لیتر پیری پروکسی فن به ترتیب 0، 0، 0، 61.3(±11.1) و 95.7(±3.7) درصد، در غلظت پنج میلی گرم بر لیتر پیری پروکسی فن به ترتیب 0، 0، 0، 54.2(±10.6) و 98.1(±1.2) درصد، در غلظت 2.5 میلی گرم بر لیتر بوپروفزین به ترتیب 19.9(±7.7)، 48.4(±12.1)، 60.3(±11.4)، (85.8(±7.2) و 91.9(±6.6) درصد و در غلظت پنج میلی گرم بر لیتر بوپروفزین به ترتیب 12.2(±4.6)، 34.7(±9.0)، 45.9(±7.9)، 79.3(±9.0) و 92.3(±7.1) درصد بود.


واگذاری زمین های ملی و موات به کشاورزان

واگذاری زمین های ملی و موات به کشاورزان 


همچنین با تصویب نمایندگان مجلس به وزارت جهاد کشاورزی (سازمان جنگل ها و مراتع) اجازه داده شد زمینهای ملی و موات متعلق به دولت را به کشاورزانی واگذار کند که حداقل پنج سال روی آن کشت کرده باشند.نمایندگان همچنین به منظور رفع اختلافات اجتماعی ناشی از مالکیت زمین های زراعی و باغی اوقافی، دولت راموظف کردند، در سال 1389 به واگذاری زمین های زراعی و باغی به بهره برداران فعال در این زمین ها اقدام کند و ما به ازای واگذاری موصوف به منظور تبدیل به احسن کردن آن، از محل زمین های منابع ملی به سازمان اوقاف و امور خیریه واگذار خواهد شد. براساس این مصوبه، وزارت جهاد کشاورزی موظف است در راستای این واگذاری، به ازای هر مترمربع 500 ریال تا سقف هزار میلیارد ریال از بهره برداران دریافت و به حساب خزانه داری کل کشور واریز کند.


تعیین و تحلیل مسیرهای سیاستگذاری میان سه متغیر نهاد، جنگل و آب در ناحیه رویشی زاگرس (مطالعه موردی حوضه آبخیز وزگ در استان کهگیلویه و بویراحمد)

محمدی کنگرانی حنانه*,شامخی تقی,بابایی محمد,اشتریان كیومرث,عرب داوودرضا

* دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان

درهم تنیدگی و به هم پیوستگی عناصر اکولوژیک و انسانی در ناحیه رویشی زاگرس و ساختار نهادی دیرینه آن، تاکیدی بر لزوم سیاستگذاری و مدیریت جامع منابع طبیعی با محور قرار دادن نهادها در این ناحیه است. طی این پژوهش، به منظور تعیین و تحلیل مسیرهای سیاستگذاری میان سه متغیر «نهاد» (متغیر مستقل)، «مدیریت جنگل» (متغیر واسطه) و «آب» (متغیر وابسته) در ناحیه رویشی زاگرس، به بررسی ارتباط ها میان این سه متغیر و روند تغییرات آنها در دامنه زمانی 1370 تا 1386 پرداخته شد. برای جمع آوری داده های مربوط به نهادهای رسمی و غیررسمی دولتی و مردمی مرتبط با منابع آب و جنگل، از روش های پیمایشی استفاده شد. تعریف متغیرها و عملیاتی کردن آنها، تدوین پرسشنامه و تعیین روایی و پایایی، جمع آوری داده ها و تحلیل آماری آنها با استفاده از تحلیل مسیر، گام های اصلی این پژوهش بودند. یافته ها نشان دادند در این دامنه زمانی، روند تغییر منابع آب و جنگل حوضه رو به تخریب بود. همچنین سیاست ها و اقدامات مدیریتی نهادها، دارای بیشترین تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر وضعیت منابع آب و جنگل بوده و نقطه شروع سه مسیر سیاستگذاری موجود میان این سه متغیر است. بنابراین باید نهادهای سیاستگذار، به ارتباط میان این سه متغیر و تاثیر تغییرات آنها بر هم توجه کنند و از سیاستگذاری و مدیریت یک جانبه و تک بعدی منابع آب و جنگل بپرهیزند.

كلید واژه: تحلیل مسیر، سیاستگذاری و مدیریت جامع منابع طبیعی، نهادهای دولتی و مردمی، منابع جنگل و آب

 


  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   
function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :