مدیریت مصرف آب در سطوح متفاوت شوری در راستای تحقق اهداف چندگانه كشاورزان حوضه زاینده رود

نیكویی علیرضا*,تركمانی جواد,مامن پوش علیرضا

* بخش تحقیقات اقتصادی كشاورزی و توسعه روستایی، مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی، اصفهان

هدف تصمیم گیرنده گان در انتخاب فعالیت های زراعی مختلف معمولا به یک هدف ویژه ختم نشده و بایستی تعادلی بین نتایج اهداف متضاد و رقیب را برقرار كنند. این مطالعه روشی برای تدوین الگوی بهینه زراعی مبتنی بر اهداف چندگانه در راستای مدیریت منابع آب حوضه آبریز زاینده رود در مقیاس مزرعه با استفاده از داده های تحقیقاتی، آماری و میدانی را معرفی می كند. این روش در چارچوب مدل برنامه ریزی غیرخطی مصالحه ای فازی (FCNLP) طراحی گردید و در آن، از مدل SWAP برای تعیین عمق آبیاری مناسب در شرایط مختلف شوری آب، استفاده شد. نتایج نشان داد كه هر چند منافع اقتصادی این الگو در سطح بحرانی الگوی جاری كشت محصولات، ثابت باقی می ماند، ولی در شرایط شوری صفر قادر به تامین 2/99 و 1/39 درصد به ترتیب از سطح آرمانی اهداف حداقل كردن مصرف آب و حداكثر كردن ثبات درآمدی كشاورزان نیز، خواهد بود. در شوری 4 دسی زیمنس بر متر نیز به ترتیب 6/76، 8/14 و 8/98 درصد و در شوری 7 دسی زیمنس بر متر به ترتیب 7/97، 3/14 و 2/2 درصد از سطوح آرمانی اهداف حداقل ریسک، حداكثر سطح اشتغال و حداقل مصرف كود اوره تحقق خواهد یافت. تامین این اهداف، با تغییر سطح زیر كشت محصولات گندم، یونجه، چغندرقند، برنج و سبزیجات به همراه تغییر عمق آبیاری و كود مصرفی صورت پذیرفت. این تغییرات، به حداكثر شدن تابع مسافت مختلط فازی منجر شد، به طوری كه با در نظر گرفتن وزن نسبی هر یک از اهداف تصمیم گیرندگان مورد مطالعه، در سطوح شوری صفر، 4 و 7 دسی زیمنس بر متر، الگوی پیشنهادی به ترتیب 5/47، 2/41 و 1/41 درصد به سطح آرمانی تامین اهداف برنامه نزدیک می گردد. این روش، به عنوان راهبرد برتر نسبت به سایر راهبردهایی كه اهداف انفرادی چون تامین حداكثر راندمان تولید و یا سود، با یا بدون تغییر در الگوی كشت را دنبال می كنند، تشخیص داده شد و برای آزمون در سطح مزارع حوضه پیشنهاد شد.

كلید واژه: آب، بهینه سازی، فازی، شوری، ریسک، اشتغال