گردشگری روستایی در ایران، فرصتی برای بازاریابی صادراتی

نویسنده: فریدون فریار

صنعت توریسم به مفهوم امروزین آن در اروپا و روزگار فرمانروایی ملكه ویكتوریا در انگلستان و با نام توماس (T.Cook) آغاز می شود. این كشیش انگلیسی 170 سال پیش (1841 میلادی) نخستین تور خود را سازمان داد كه در آن اقامت، حمل و نقل، گشت و غذا برنامه ریزی شده بود. البته پیش از این زیرساخت ها و امكانات برای انجام چنین كاری آماده بود. دوران رمانتیسیزیم در ادبیات انگیزه های بایسته برای سفرهای دور و دراز در سرزمین های ناشناخته را در اذهان مردم آماده كرده بود. چیزی كه امروزه در گردشگری برای ایجاد انگیزه سفر در مسافر، ساخت ذهنیت (Image Building) نامیده می شود. همچنین شبكه گسترده قطارهای لوكس، كشتی های بخاری مطمئن و امكانات اقامتی كه بسیاری از آنها را خطوط مسافرتی بنیان گذاشته بودند. وی در این زمینه برای نخستین بار دست به ابتكارات گوناگون زد؛ مانند درست كردن چك های مسافرتی كه مسافران را در حمل و نقل پول در كشورها و مسیرهای گوناگون آسوده می ساخت. پس از او پسرش نیز راه وی را ادامه داد و اكنون نیز آژانس توماس كوك در سراسر جهان دارای شعبه های بسیاری است.
    اما در ایران آغاز این صنعت عملا

در سال های میانی دهه 1340 خورشیدی آغاز می شود و تا سال 1357 با پشتیبانی دولت وقت و ایجاد سازمان جلب سیاحان گسترش می یابد.
    پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، گردشگری عملا فراموش و بسیاری از آژانس ها تعطیل می شوند؛ پس از جنگ و آغاز دوران سازندگی در سال های آغازین دهه 1370، این صنعت عملا حركت افتان و خیزان خود را آغاز می كند و اینك با حدود سی سال و اندی تجربه (پیش و پس از انقلاب) با مشكلات بسیار در آغاز راه است.
    در اینجا بر آن نیستیم به امكانات بالقوه این صنعت در ایران (كه چندمین كشور جهان است و جایگاه این صنعت از نظر گردشگری كجاست؟) بپردازیم، زیرا این مطالب به قدری از سوی مسئولین دولتی و بخش خصوصی و كارشناسان تكرار شده كه پرداختن دوباره به آن خسته كننده و ملال انگیز است. به هر حال ما در این شماره و چند شماره آینده می خواهیم به گردشگری روستایی بپردازیم.
    گردشگری روستایی یا (Agrotourism) شاخه ای از صنعت گردشگری است كه در اروپا، كه دست كم 170 سال سنت و سابقه گردشگری دارد، نزدیك به پنج دهه است آغاز شده است. این در حالی است كه كل گسترش و تجربه ایران در صنعت توریسم به چهار دهه هم نمی رسد.
    این ایده كه سرزمین ما كشوری روستایی است و دارای روستاهای گوناگون و می تواند خدمات گردشگری را در كنار فرآورده های كشاورزی و دامی عر ضه كند، البته فكر بسیار خوب و نقطه آغاز خوبی برای این حركت است. اما در این گفتار كوتاه می خواهیم به بررسی شیوه ها و راه های دستیابی و گسترش این شاخه از صنعت بپردازیم.
    این گردشگری در حقیقت زیرشاخه گردشگری ورودی (برای خارجیان) و داخلی (برای هم میهنان) است. كه در آن می توانند از فضای روستا آرامش و پاكی آن بهره گیرند و با شیوه زندگی روستایی و تولید محصولات كشاورزی و دامی آشنا شده و از خوردنی های تازه، سالم، خوشمزه و بدون افزودنی های شیمیایی بهره مند شوند و سرانجام از هنر روستائیان به صورت موسیقی، آواز و رقص های سنتی و یا به صورت صنایع دستی بهره مند شده و آنها را همراه تولیدات كشاورزی و دامی با خود سوغات بیاورند.
    در این زمینه چنانچه بخواهیم توریسم را با صادرات و واردات محصولات بازرگانی مقایسه كنیم، تور خروجی به عكس محل عرضه آن در یك كشور خارجی، نوعی واردات به حساب می آید، زیرا یك یا مجموعه ای از چند محصول خدماتی، از كشور خارجی مقصد تور خریداری شده و در نقطه مقابل آن تور ورودی می تواند به نوعی صادرات به حساب آید زیرا مانند صدور یك محصول نیاز به كار و زحمت (تولید) دارد و چون درآمد این محصول خدماتی به درون كشور می آید، پس در واقع نوعی صادرات است. تور داخلی نیز همچون یك تولید است كه گاه برای مشتریان ایرانی و گاه برای مشتریان خارجی (صادرات) ارائه می شود. یك نگاه كلی به اقتصاد ایران در یكی دو دهه اخیر به خوبی نشان می دهد كه واردات، كاری سودآور، كم وقت و كم خطر (از نظر سرمایه به كار انداخته) و برای همین است گسترش بسیار یافته و در برابر آن صادرات سیر قهقرایی داشته است. در واقع تور ورودی و داخلی همچون تولید و صدور، كاری پر دردسر و كم وبیش مخاطره آمیز است كه متاسفانه گسترش چندانی نیافته است.
    بر پایه آمارهای ارائه شده از سوی دولت در سال 1388، شمار مسافرانی كه به خارج از كشور سفر كرده اند، حدود 6900000 نفر بوده كه نسبت به سال پیش تراز آن، با 5576000 نفر (80 درصد) افزایش داشته است!! و این به معنی گرایش فزاینده مردم كشور ما به سفرهای خارجی است كه امكانات دولتی نیز از آن پشتیبانی می كند. انگیزه اصلی این سفرها گران بودن تورهای داخلی در مقایسه با خارجی است. (البته وجود برخی از محدودیت ها نیز به این گرایش كمك می كند كه عامل اصلی نیستند) همچنین كیفیت بالاتر اجرای تور و سفر از هتل گرفته تا موسسات حمل و نقل (هوایی، دریایی، جاده ای و ریلی) نرخ غذا در رستوران ها و كالاهایی كه برای سوغات خریداری می شوند (از پوشاك گرفته تا صنایع دستی و...) از عوامل گرایش سفر به خارج از كشور است. بر پایه آمارهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در سال گذشته نزدیك به نهصدو پنجاه هزار مسافر ورودی چه در قالب تور و چه در قالب سفر انفرادی به كشور وارد شده اند. بر پایه تعاریف سازمان جهانی گردشگری WTO (برای نمونه ایرانیان مقیم كشورهای دیگر كه حتی پاسپورت ایرانی دارند و برای دیدار با بستگان خود به ایران می آیند، شركت كنندگان سمینارهای دولتی، بازرگانان خارجی كه برای مذكرات تجاری به ایران می آیند، زائران مسلمان هندی و پاكستانی كه هر ده نفر در یك اتاق (كرایه ای و نه هتل) می خوابند! دانشجویان و دانش آموزان دوره های كوتاه مدت و بلندمدت، خریداران كالا در بازارچه های مرزی و مسافران ترانزیت پروازهای خارجی، همه مسافر ورودی به حساب می آیند، در حالی كه تعداد گردشگران ورودی كه مشمول جایزه صادراتی شده اند؛ یعنی آنهایی كه برنامه ریزی سفر آنها را آژانس های مسافرتی ترتیب داده اند و امكاناتی همچون هتل، راهنما، گشت، نقل و انتقال های درون شهری و میان شهری (هوایی و زمینی) همگی از سوی آژانس ها برای آنان تدارك شده، در سال گذشته، فقط 24 هزار نفر بوده اند!!
    مقایسه این آمارها نشان می دهد به لحاظ گرانی هزینه و كمبود امكانات كیفی و كمی خدمات گردشگری در ایران، مردم كشور ما همچون گردشگران خارجی ترجیح می دهند، به سفر خارج بروند زیرا بهای خدمات گردشگری در ایران همچون دیگر اقلام نیازهای زندگی روزانه مردم، نظیر گوشت، میوه، پوشاك، لوازم خانگی و... گران تر از نوع خارجی است.
    حال ممكن است بسیاری از هم میهنان یا مسافران خارجی به رغم گرانی نرخ تور باز هم مایل باشند به ایران سفر كنند و از امكانات سفر در ایران (كه گردشگری روستایی نیز بخشی از آن است) استفاده كنند.
    اما بخش عمده خدمات گردشگری داخلی توسط سازمان های دولتی، بیشتر برای كارمندان بازنشسته و شاغل آن سازمان یا موسسه اجرا می شود و بخش قابل توجهی از هزینه های سفر از سوی ادارات آنها پرداخت می شود. همچنین اكثر این ادارات در شهرهای مختلف دارای اقامتگاه اختصاصی برای كاركنان خود هستند كه در این میان آموزش و پرورش و نیروهای مسلح را می توان در راس همه نام برد كه در بیشتر شهرها مهمانسرا و اقامتگاه دارند. همچنین با توجه به آنچه كه پیش از این اشاره شد تمایل و گرایش آژانس های مسافرتی- كه در حقیقت مدیریت این سفرها به عهده آنان است- به سفرهای خارجی است. گذشته از آن، بیشتر سازمان های دولتی و وزارتخانه ها هر یك آژانس مسافرتی متعلق به خود را دارند و بیشتر هتل های سه تا پنج ستاره متعلق به نهادهای دولتی و شبه دولتی همچون بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و سازمان ایرانگردی و مانند آن هستند كه همگی در رقابت با بخش خصوصی هستند. نگاهی به آگهی های روزنامه ها نشان دهنده داغ بودن بازار سفرهای خارج از كشور است و این امر سبب شده كه بخشی از سرمایه های بخش ساخت و ساز به سوی سرمایه گذاری در تورهای خروجی به ویژه تركیه و امارات و دیگر كشورهای آسیایی (كه از نظر ویزا برای مسافران مشكلی ندارند) حركت كند؛ زیرا در مقایسه با خواب سرمایه در كار بساز و بفروشی كه گاه چندین سال به طول می انجامد در كار تور خروجی حداكثر سه یا چهار ماه وقت، برای این كار لازم است؛ یعنی پرداخت پیش پرداخت برای اجاره هواپیماهای دربست یا صندلی در پروازهای برنامه ای و همچنین رزرو اتاق در هتل های خارجی در ایام تعطیلات نوروز و تابستان كه این گونه سفرها انجام می شوند، گذشته از خواب كمتر سرمایه، حجم پول مورد نیاز و ریسك كمتر آن نیز جاذبه این كار را بیشتر كرده؛ به گونه ای كه باعث شده تا برخی از شركت های تركیه ای در ایران اقدام به خرید آژانس مسافرتی و برقراری پروازهای چارتر (اجاره ای) بنمایند و به عنوان یك رقیب در برابر آژانس های ایرانی عرض اندام كنند.
    در گردشگری روستایی البته حركت هایی به صورت پراكنده صورت گرفته ولی حجم و گستردگی آن در برابر سفرهای خارج از كشور ناچیز است، برای نمونه می توان به ارائه خدمات گردشگری و اقامتی در روستاها از سوی افراد محلی در بوانات فارس و یا خور و بیابانك استان یزد و اقداماتی برای ایجاد پارك های موضوعی برای ارائه ظرفیت های گردشگری (به ویژه نوع روستایی آن) در چند شهر- كه هنوز به پایان نرسیده- و یا ساخت هتل لوكس در دل سنگ در روستای كندوان آذربایجان (از سوی سازمان ایرانگردی) اشاره كرد.
    در شماره های آینده به بحث بیشتر در زمینه گردشگری روستایی خواهیم پرداخت.
    *كارشناس گردشگری و مدیر تور آژانس های مسافرتی