كلاف سر در گم واردات محصولات كشاورزی

نویسنده: مهندس محسن معظمی گودرزی

در برنامه «مستقیم آبادی» تلویزیون، به جای مباحث چالشی و علمی، به بینندگان القاء می شود كه همه چیز در شرایط ایده آل است و هیچ مشكلی برای بخش وجود ندارد
    
    طبق نظر اكثركارشناسان وطراحان بزرگ استراتژی های اقتصادی، غفلت از تولی را جبرانی نیست. زیرا در عصر نوین، كه مصادف با آغاز هزاره سوم میلادی نیز شده، انفجار جمعیت و كاهش مواد غذایی در كنار تخریب اكوسیستم كره زمین به بالاترین میزان خود رسیده است. به همین خاطر كشوری كه از چهار عنصر آب، زمین، نیروی انسانی و اقلیم مناسب برخوردار می باشد، می تواند حجم قابل ملاحظه ای از محصولات غذایی را در حالی نسبت به سایرین آسان تر تهیه نماید كه كشورهای مشابه برای تولید همین مقدار باید هزینه های بسیار بیشتری را متقبل شوند. مسئله تهیه و تولید مواد غذایی آنچنان دارای اهمیت است كه اگر كشوری عملا فاقد چهار عامل فوق باشد و از پتانسیل های لازم و ایده آل نیز بی بهره، دلیل آن نمی شود كه نسبت به ظرفیت سازی های مقتضی در راستای تولید مواد اولیه غذایی كوتاهی كند. چه رسد به اینكه كشورهایی با دارا بودن ظرفیت مناسب، خود را از كوران رقابت پیچیده و نفس گیر تولید عقب گذارند. زیرا فرصت ها به تندی از دست می رود و زمان به هیچ عنوان قابل برگشت نیست.
    
    ایران كشوری منحصر به فرد
    این واقعیت اكنون سالیان سال و برای بارها

گفته شده است كه ایران در میان تمام كشورهای خاورمیانه تنها سرزمینی است كه از نعمت چهار فصل بودن و تنوع اقلیم در كنار نیروی انسانی و همچنین عمق استراتژیكی وسیع برخوردار است. اما به راستی این ظرفیت مهم در كنار نیروی انسانی متخصص و با انگیزه (صرف نظر از آمارهای ارائه شده) در همه ادوار، چرا هیچ گاه شاهد تلفیق ایده آل نبوده است تا منجر به تولید پایدار، ملموس ،كاهش تورم در محصولات غذایی خام و فرآوری شده و خودكفایی حقیقی و مستمر صورت گیرد؟ درست است كه بر فرض مثال در سال های گذشته در مورد برخی محصولات مانند گندم، نرخ تولید تا اندازه ای بالا رفت كه صحبت از خودكفایی در آن نیز به میان آمد. لیكن اگر تولید بیش از 10 میلیون تن گندم نوعی خودكفایی به حساب می آید، پس چگونه است كه نرخ جهشی در محصولات وابسته به گندم و همچنین واردات این محصول استراتژیك هر از گاهی خبرساز می شود؟
    اگر تاریخچه 100 سال كشاورزی ایران را بررسی كنیم، این نكته كاملا مشخص است كه طی این مدت كه تكنولو‍ژی های تولیدشده و به روز دنیا در همه زمینه ها وارد كشور می شد، سهم بخش كشاورزی نسبت به سایر شاخه ها مانند صنایع نظامی، صنعت خودروسازی، صنایع مادر مانند ذوب آهن و موارد بیشمار دیگر بسیار كم و كمرنگ تر بوده است. به گونه ای كه نگرش سنتی و حاكم بودن دیدگاه ارباب رعیتی اجازه تبلور و رشد استعدادهای نهفته در این بخش را طی 50 سال (از سال 1300 تا 1350) تا حدود بسیار زیادی سلب نمود. اگر دقت كرده باشید تداوم این وضعیت در دهه 50 خورشیدی، كه تقریبا مصادف با دهه های 60 و 70 میلادی است، افزایش نرخ روستازدگی و جهش وحشتناك آمار شهرنشینان را به همراه داشته است. حال در خلال دو دهه اخیر قاره های آمریكا، اروپا و كشورهای پراكنده ای در سایر نقاط جهان مانند ژاپن در آسیا، برزیل در آمریكای لاتین و سایر موارد مشابه با درك وضعیت جدیدی كه با آن مواجه بودند در مرحله عمل، تعاریف دیگری از صنعت تولید غذا و كشاورزی مدرن ارائه كردند. به گونه ای كه آنها توانستند با ورود صنایع جدید به بخش كشاورزی و استفاده از ژنوتیپ های متنوع و اصلاح شده مختلف گیاهی و حیوانی نه تنها واریته ها و ارقام اقتصادی تری از محصولات غذایی را به تولید انبوه برسانند بلكه با انجام آزمایش های گسترده و دقیق بر روی برخی صنایع نوین مانند چگونگی كشت محصولات در گلخانه و به كارگیری روش های صنعتی و كاملا نوین تولید مرغ و تخم مرغ، آینده ای بسیار استوارتر از سایر كشورها را برای خود به ارمغان آورند. به راستی زمانی كه در 20 سال گذشته افرادی كه برای انجام كارهای نه چندان مناسب به ژاپن سفر می كردند و در آنجا با محصولاتی مانند هندوانه مكعبی روبرو می شدند چه ذهنیتی از صنعت كشاورزی كشورمان در ذهنشان مجسم می شد؟
    آیا در كنار افزایش 25 میلیون تنی محصولات كشاورزی، این اطمینان وجود دارد كه تداوم حركت توسعه ای بخش در چارچوب مشخصی كه تولید داخلی، ركن اول و ساختار اصلی آن را تشكیل می دهد در مسیر درست خود حركت می نماید؟!
    این مسئله از آن جهت بسیار حائز اهمیت است كه فقط 16 سال به افق پررنگ 1404 زمان مانده و بخش كشاورزی كه یكی از مهم ترین اركان توسعه اقتصادی و ثبات امنیت ملی است با اما و اگرهای بسیاری در امر تولید دست و پنجه نرم می كند.
    
    چالش های خطرناك فعلی در بخش كشاورزی
    بر اساس آنچه كه مشهود است صنعت كشاورزی كشورمان در وضعیت جالب و مناسبی به سر نمی برد. امروزه این بخش در حالی خود را در معرض فشارهای مختلف احساس می كند كه میان حجم بسیار گسترده و بی حد و حساب دانش آموختگانی كه میلیون ها تومان برای تحصیل آنها هزینه شده است و سالانه از كلسكیونی از دانشگاه ها بیرون می آیند و بازار كار مه آلودی كه در انتظار این كارشناسان است رها می شوند، هیچ گونه توازن معنی داری وجود ندارد. امروزه تعداد بیشماری از جوانان در حالی وارد گرایش های متعدد كشاورزی می شوند كه به غیر از درصد بسیار اندكی، كه خود به نوعی دارای زمینه های لازم برای ورود به این صنعت هستند، طیف قابل ملاحظه ای عملا نمی توانند بازدهی كافی از دانش خود را به دست آورند. زیرا این افراد عمدتا در مشكلات مالی به سر می برند و شرایط وخیم تولید در حالی تیغ بران خود را به آنها نشان می دهد كه گویی این جوانان هیچ گونه سلاحی برای مبارزه با آن در اختیار ندارند. شاید عده ای از این گفته كمی دلگیر شوند اما به راستی چند درصد از دانش آموختگان جوان رشته كشاورزی امكان ورود به چرخه تولید را پیدا می كنند و چند درصد خانه نشین و افسرده می شوند؟ در این بین باید گفت خوشا به حال آنهایی كه خوش شانس تر از بقیه هستند و می توانند وارد حرفه هایی غیر از تخصص اصلی و مادر خود شوند.
    درست است كه برقراری توازن میان صنعت و دانشگاه یكی از مسائل مطرح و همیشگی در میان تمام رشته ها بوده و هست و منحصر به بخش كشاورزی نیست، اما آنچه كه حساسیت موضوع را بیش از پیش می كند آن است كه با وجود همه پیشرفت های انجام شده در بخش كشاورزی، هنوز نگاه سنتی و فقدان فراگیر كارشناسان مجرب در مزارع و واحدهای تولیدی به نحو چشمگیری احساس می شود. مسلما این خلاء را می توان با استفاده از این دانش آموختگان پر نمود اما زمانی كه كارشناسی قصد ورود به این بخش را دارد از دستمزد منطقی و مشخص، شرایط بیمه ای مناسب و در نهایت آینده روشنی برخوردار نیست. لذا عطاء این مسئله را به لقاء آن بخشیده و گوشه نشینی را ترجیح می دهند. عده ای بر این باور هستند كه كسانی كه این گونه هستند به خاطر تنبلی و یا فرار از دشواری های بخش كشاورزی، قصد توجیه خود را داشته و از انجام این امور شانه خالی می كنند. اما اگر چنین است آیا خود این افراد حاضر هستند با توجه به سطح تورم جامعه، درآمدی در حدود 250 تا 400 هزار تومان را با هزار منت به دست آورند در حالی كه بدون شرایط مشخصی از بیمه شدن، فقدان سیستم مناسب حمل و نقل و در نهایت، آینده ای موهوم و... بهترین سالیان عمر خود را بر سر این كار بگذارند؟
    از طرفی نگاه سنتی حاكم بر بخش كشاورزی كماكان بیداد می كند و متاسفانه در برخی روستاها افراد با سواد و یا دارای قدرت تحلیل قوی، كمتر علاقه ورود به عرصه تولید از خود نشان می دهند یا اینكه در آن فرآیند دوام بیاورند. البته خوشبختانه افراد مبتكر و با استعداد فراوانی وجود دارند كه با همه مشكلات نه تنها توان تولید را به نحو چشمگیری ارتقا می دهند، بلكه با استفاده از شرایط نوین، افزایش عملكرد را تا حدود بسیار زیادی افزایش نیز می دهند. به عنوان نمونه برنامه «مستقیم آبادی» به جای مباحث علمی و چالشی، این گونه به بیننده القاء می كند كه همه چیز در شرایط ایده آل وجود دارد و هیچ مشكلی برای بخش وجود ندارد، این برنامه چندی پیش شخصی را معرفی نمود كه با سرمایه بسیار زیاد و نامحدود! موفق به انبار نمودن سیب زمینی شده بود كه در نوع خود بسیار جای تقدیر داشت زیرا در حالی كه در حدود 7 درصد از انبارهای سیب زمینی كشور استاندارد هستند او می تواند 112 تن سیب زمینی را در خود جای دهد. برنامه مستقیم آبادی با بزرگ كردن سیستم نوینی كه مزرعه دار با استفاده از سرمایه بسیار زیاد و البته ابتكار در خور توجه كرده بود این گونه به بیننده القاء می نمود كه هر كس در روستا می تواند چنین اقدامی كرده و ابتكاری عظیم به خرج دهد.
    اما همه كارشناسان امر واقف هستند كه بروز چنین طرح های نوینی مستلزم تلفیق سه عامل استعداد، سرمایه كافی و حمایت دستگاه های مسئول است و به هیچ عنوان امكان بروز چنین استعدادهای شگرف برای همه وجود ندارد. چنانچه كه خداوند متعال نیز در روز حساب از هر كس براساس توان و ظرفیت خودش سئوال و جواب می كند.
    در كنار همه این موارد، اگر توزیع نامناسب آب (90 درصد منابع آبی در كشور در بخش كشاورزی مصرف می شود در حالی كه بهره وری در حدود 35 درصد است) و عدم امكان استفاده گسترده و فراگیر سیستم های نوین آبرسانی، فرسایش خاك، فقدان راهكارهای منطقی و مطابق باشرایط تولید،وجود واسطه ها و گریز سرمایه را اضافه كنیم به راحتی می توان دریافت كه آینده مناسبی در انتظار بخش مظلوم كشاورزی نیست.
    
    كلاف در هم
    واردات، ماهیتا، امری بسیار مناسب و پسندیده است كه می تواند نقش بسزایی در كاهش تورم و رفع نمودن خلاء تولید در كشور داشته باشد. اما باید توجه داشت كه اگر فرایند واردات محصولات غذایی از كانل مشخصی عبور نكند، چه تاثیراتی را به توان تولیدی كشور و مردم وارد خواهد كرد؟
    اكثر اتحادیه های صنفی مانند «اتحادیه تولید كنندگان و صادر كنندگان گل و میوه» از نبود ساز و كار لازم در عرصه تولید همواره به شدت گله مند هستند و خواستار تغییر نو ع نگاه به این بخش هستند. به گونه ای كه در سال زراعی گذشته و در فصل زمستان در حالی محصول پرتقال باغداران بر روی درختان مانده بود كه حجم گسترده واردات، عملا زیان فزاینده ای را به كشاورزان و باغداران تحمیل كرد. درست است كه ورود سرسام آور برخی محصولات مانند پرتقال می تواند تاثیر بسیار كمی بر ظاهر قیمت ها داشته باشد اما هرگز نباید فراموش كرد كه در صورت عدم بررسی وضعیت تولیدكننده در كشور و ورود محصولات مشابه، به عقبه تولید و تولید كننده ضربات متعددی را وارد خواهد كرد كه شاید جبران آن به سختی امكان پذیر باشد. به عنوان نمونه اگر دلسردی تولیدكنندگان هر روز بیشتر شود و توان تولید دچار تحلیل شود و بروز این چالش مصادف با وضع برخی تحریم های محصولات كشاورزی از سوی ابرقدرت هایی كه دشمن قسم خورده انقلاب و نظام هستند همراه گردد چه آینده ای در انتظار كشورمان خواهد بود؟!
    اگر تضمینی وجود دارد كه تحریم محصولات كشاورزی به هیچ عنوان برای كشورمان اتفاق نمی افتد كه جای هیچ گونه بحثی وجود ندارد، اما اگر چنین امری محتمل است آیا شرایط عاقلانه و آینده نگر نباید به نحوی باشد كه با تحمل برخی سختی ها واردات كمتری طی سالیان اخیر به كشور انجام شود و با حمایت واقعی از تولیدكننده و ایجاد ساز و كارهای نوین چگونگی تولید را وارد عرصه مناسب تری نمائیم و به سمت خودكفایی واقعی حركت كنیم؟
    متاسفانه طی سال زراعی گذشته و در مقاطعی حساس، تعرفه واردات میوه به كشور به كلی حذف شد! و حجم واردات انواع و اقسام مركبات آنچنان بالا رفت كه حتی در برخی شهرهای شمالی كشور كه قطب تولید مركبات هستند، محصولات مشابه خارجی بیشتر از تولیدات آن مناطق به چشم می خورد. مسلم است كه این كلاف سر در گم همواره بیشتر دچار گره های كور می شود و تولیدكننده را در معرض آسیب های بسیار جدی و مهلك قرار می دهد.
    
    اما با این حال خوشبختانه اخیرا برخی دستگاه های مسئول در این ارتباط، اقدامات درخور توجهی انجام داده اند. به عنوان نمونه عباس حاجیان، مدیركل دفتر حمایت از سرمایه گذاری و كارآفرینی و توسعه تجارت كشاورزی از تدوین برنامه برای تنظیم میزان تولید، نیاز بازار و واردات خبر داد و گفت، براساس تعامل وزارت بازرگانی با وزارت جهاد كشاورزی برای سال زراعی 90-89 برنامه ای تدوین شده است تا وزارت بازرگانی میزان نیاز بازار را اعلام كند و وزارت جهاد كشاورزی نیز، برآورد دقیقی از تولید ارائه دهد. همچنین ایشان می گوید؛ واردات 20 قلم كالا و محصول كشاورزی ممنوع است و برای 40 قلم دیگر نیز مجوز وزارت جهاد كشاورزی باید دریافت شود.
    همچنین در سال جاری مقرر شده است 135 میلیارد تومان جهت توسعه مكانیزاسیون بخش كشاورزی هزینه شود كه می تواند نقش مهمی در افزایش برخی حمایت ها از تولیدكنندگان و استفاده مناسب تر از روش های نوین تولید داشته باشند.
    با این حال باید توجه داشت كه شرایط امروز جامعه و جهان بسیار خطیر و زمان برای فونداسیون بندی اندك است. به همین خاطر هیچ گاه نباید به خاطر برخی مسائل توان موثر تولید را در نظر نگرفت. اگر دقت كرده باشید عوامل متعدد و متنوعی دست به دست هم می دهند كه تولید محصولات كشور به شكل چشمگیری كاهش یابد اما به راستی كاهش تعرفه واردات در برخی مواقع می تواند حكم تیر خلاص به سر تولید كشور باشد. تنها راه نجات كشور خودكفایی واقعی در عرصه تولیدات است. مسلما به موازت خودكفایی گسترده در عرصه های مختلف نظامی، هسته ای و... كه همه مرهون تلاش مسئولان و از آن مهم تر، ایجاد انگیزه اعتماد به جوانان این آب و خاك بوده است، می توان در بخش استراتژیك كشاورزی نیز این فرآیند را ادامه داد و زمینه ی بهره مندی از موهبات همه جهان را به وجود آورد. بدون شك اگر سربازان كشور عزیزمان در كنار سایت های موشكی و هسته ای ساخت داخل، میوه جات ، خوراك های گوشتی، لبنیات و موارد بیشمار تولیدشده در كشور را مصرف نمایند لذت اقتدار، خوكفایی و استقلال بیشتر بر تن و جان آحاد مردم این كشور خواهد نشست.