اضطراب و نگرانی مانع از پیشرفت كار است

راهكار نجات كشاورزی ایران با تعیین نظامهای بهره برداری

بیش از 100 هزار مدیر كل، مدیر، ریاست سازمان، كارشناس، مجری طرح، كارمند و پرسنل وزارتخانه از وضعیت موجود وزارت جهاد كشاورزی ناراضی اند. روحیه پائین، دل ندادن به كار و انگیزه ضعیف، به راحتی در جلسات مدیران و در نشست های كارشناسان قابل مشاهده است. افراد نمی دانند وقتی جبرا از تهران به شهرستان ها یا به مزارع و حواشی اتوبان ها، انتقال پیدا می كنند تكلیف خانه و كاشانه آنها چه می شود.
    حتی افرادی كه از بلوار كشاورز به خیابان طالقانی رفته اند نیز چشم انتظار بازگشت و از سرگیری مجدد كارها و مسئولیت های خود هستند.
    من نمی دانم اگر قرار است كارمندان انتقالی زمین مسكونی دریافت كنند یا حق ماموریت و اضافه كاری بگیرند چرا باید این پیشنهادات خوب مالی با چوب و كتك بایدهای انتقال همراه باشد. آیا بهتر نبود انگیزه های مادی و تشویق ها در ابتدا برای كسانی در نظر گرفته می شد كه:
    محل مهاجرت آنها سنخیتی با رشته تحصیلی و فعالیتشان داشته باشد.
    اهل آن شهرستان یا استان محل اجرای طرح ذی ربط یا محل سازمانی بودند.
    انگیزه های مالی در حد حداقل اجاره یك واحد مسكونی بود.
    پیشنهادهای دیگر مانند امكان استفاده از بازنشستگی پس از 25 یا 22 سال كار با دریافت 30 روز حقوق مشروط به 3 سال كار مستمر در شهرستان باشد.
    و....
    پرسنل وزارتخانه امروز كه به پرسنل سازمان گردشگری و میراث فرهنگی می نگرند و سرنوشت مهاجرت آنها را در رسانه ها مطالعه می كنند، آینده خود را بهتر از آنها نمی بینند! بیایید در مورد كارشناسان و پرسنلی كه در 9 سال گذشته جوانی و عمر مفید خود را در وزارتخانه های جهاد سازندگی و كشاورزی صرف كرده اند كمی مهربانانه تر تصمیم بگیرید.
    از روزی كه تابلوی معاونت نظام های بهره برداری از طبقه 12 وزارتخانه رخت بربست، همه ی نگاه ها متوجه كرسی خالی تولیت نظام های بهره برداری شد.
    اینكه در هر منطقه، در چه فصولی چه محصولاتی باید كشت شود تا چرخه عرضه محصول و حفظ حقوق مصرف كننده دچار كندی یا نابودی حرفه كشاورزی نشود.
    این وظیفه خطیر سپس به سازمان مركزی تعاونی روستایی واگذار شد زیرا شاخك های حسی این سازمان حتی گسترده تر از مدیریت جهاد كشاورزی شهرستان ها و مراكز خدمات جهاد كشاورزی دهستان ها در سراسر ایران بیشترین اطلاعات را دارد.
    وجود 13 هزار و 250 تشكل با حدود 5/6 میلیون عضو فعال، همراه با حدود 15 هزار فروشگاه و 5000 مركز خرید و صدها كارخانه و كارگاه تولیدی قدرتی عظیم را برای كسب اطلاعات، جمع بندی سوابق تولید و كشت و كار، تجارب عرضه و تقاضا در سال های مختلف برای سازمان فراهم می آورد كه بتواند با تحلیل داده ها به كمك كارشناسان سازمان و با بهره گیری از نظام های بهره برداری بهترین انتخاب را در بین نظام بهره برداری و مناطق موجود كشاورزی داشته باشد. این كار بزرگ چنانچه با خرد جمعی و نگاه كارشناسی، همراه با رعایت موازین فنی، انجام شود در حقیقت راه نجات كشاورزی و كشاورزان است.
    در روستاهای خالی از سكنه یا كم جمعیت، شاید گسترش شركت های سهامی زراعی و در روستاهایی كه اراضی آن خردشده یكپارچه سازی و در مواردی برای برخی از روستاها یا تعاونی ها كشت و صنعت ها یا خرید آنها كارساز باشد.
    مهندس سجادی كه چند ماهی است مسئولیت هدایت مجموعه عظیم سازمان تعاون روستایی را به عهده گرفته است، نیك می داند وظیفه چند معاونت وزارتخانه به عهده وی قرار گرفته است و در نخستین قدم، سازمان می بایست از تشكل های كشاورزی مستقیما حمایت كند، سپس با ابزار موجود، كه بسیار كارا و موثر نیز هست، تنظیم بازار را به نفع كشاورز تولیدكننده (اعضاء تعاونی ها) و مردم مصرف كننده انجام دهد.
    البته سازمان تعاون روستایی در ابتدا باید از قید و بندهای مسئولیت های چند دهه پیش و مامور خرید شدن رها شود و تمامی وظایف تصدی گری را واگذار كند.
    آنچه در این میان مهم است باور و اعتماد عموم اعضاء تعاونی به سازمان است. تقویت روحیه تعاون بین این افراد، آموزش و ترویج فرهنگ مشاركت، كار به منظور پیشگیری از ضایعات، همه و همه می تواند اعضاء تعاونی ها را در كنار مدیران و برنامه ریزان به سمت تعیین و پیاده كردن مناسب ترین نظام های بهره برداری پیش برد و دولت نیز با توجه به این امر انتظار خواسته های سنگین تری از مدیران سازمان مركزی تعاون روستایی داشته باشند.