بررسی دو شاخص كمی كردن الگوهای چشم انداز با استفاده از RS و GIS در منطقه حفاظت شده موته

سفیانیان علیرضا*,ملكی نجف آبادی سعیده,راهداری وحید

* دانشكده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان

بوم شناسی چشم انداز به عنوان یك علم بین رشته ای جدید، مفاهیم، تئوری و روش هایی را برای ارزیابی و مدیریت سرزمین ارایه می دهد. توصیف الگوهای چشم انداز و تفسیر آثار بوم شناختی آنها بر گیاهان، جانوران، سیر انرژی و مواد، بخش اعظم مطالعات چشم انداز را به خود اختصاص می دهد. مطالعات چشم انداز نیازمند روش هایی برای شناسایی و كمی كردن الگوهای مكانی چشم انداز است. كمی كردن الگوهای چشم انداز برای درك كاركرد و فرآیندهای چشم انداز ضرورت دارد. نمایه های چشم انداز مانند تنوع و طبیعی بودن می توانند اطلاعات كمی در خصوص الگوی چشم انداز ارایه دهند. فن آوری های سنجش از دور (RS) و سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS)  از پتانسیل بالایی برای مطالعات چشم انداز، به ویژه شناسایی، نقشه سازی و تجزیه و تحلیل الگوهای چشم انداز برخوردار هستند. هدف از مطالعه حاضر نقشه سازی و كمی كردن شاخص های تنوع و طبیعی بودن برای پناهگاه حیات وحش موته با استفاده از نقشه كاربری و پوشش اراضی به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و تكنیك های GIS است. در این مطالعه نقشه های تنوع و طبیعی بودن به ترتیب در 4 و 6 طبقه به دست آمدند. نتایج نشان می دهد طبقات تنوع متوسط و بالا بیشترین سطح منطقه مطالعه را پوشش می دهند. هم چنین در میان طبقات طبیعی بودن طبقه 1 كه نشان دهنده بالاترین سطح طبیعی بودن است بخش وسیعی از پناهگاه حیات وحش موته را در برمی گیرد.

كلید واژه: بوم شناسی چشم انداز، الگوهای مکانی، تنوع، طبیعی بودن، GIS


بررسی خصوصیات بار سطحی برخی از خاك های اسیدی

بررسی خصوصیات بار سطحی برخی از خاك های اسیدی ناحیه لاهیجان

محبوب شارمی سعید,فرقانی اكبر*,رمضان پور حسن

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت

بار سطحی خاك ها با استفاده از دو روش جذب یونی و تیتراسیون پتانسیومتری اندازه گیری می شود. اكثر مدل های شیمیایی بار سطحی خاك ها از اطلاعات به دست آمده به وسیله تیتراسیون پتانسیومتری اقتباس شده اند. مدل اوهارا وگیلمن برای برآورد خصوصیات بار سطحی در محدوده ای از pH خاك، برای سه خاك جنگلی از منطقه معتدل لاهیجان به كار رفت. خاك های انتخاب شده بر روی سه نوع سنگ مادری متفاوت تشكیل شده بودند و لذا تاثیر سنگ مادر روی خصوصیات بارخاك نیز بررسی شد. كربن آلی، درصد رس،pH  در آب مقطر و محلول 1 مولار KCl، ظرفیت تبادل كاتیونی (CEC)، نقطه صفربار (pH0)، نقطه صفر بارخالص (ZPNC)، بار دایمی و منحنی تغییرات بار این خاك ها تعیین شد و مورد بررسی قرار گرفت. كلیه خاك ها حاوی مقادیر معنی دار بار منفی بودند. خاك تیپیك هاپل یودالف دارای كمترین مقدارpH0  و بیشترین مقدار بار منفی درpH  خاك بود. مقدار pH0 در هر سه خاك در سطح كمتر از عمق بود و مقدار ZPNC در هر سه خاك قابل تفسیر از روی منحنی های تغییر بار نبود و كمتر از 2.5 تخمین زده شد كه این خود دلیلی بر وجود بار منفی زیاد در این خاك ها می باشد. دامنه تغییرات منحنی های بار منفی در محدوده pH بین 3 تا 6 در افق های سطحی بیشتر از افق های زیر سطحی بود كه علت آن وجود ماده آلی در سطح است. بار دایمی در هر سه خاك، منفی و بالا بود كه منطبق با اطلاعات كانی شناسی این خاك ها می باشد كه حاوی مقادیر معتنابهی رس های 2:1 و 1:1 هستند. اطلاعات به دست آمده از منحنی تغییر بار خاك های مورد مطالعه هم چنین نشان داد كه  AEC(ظرفیت تبادل آنیونی) این خاك ها پایین و كمتر از 1 سانتی مول در هر كیلوگرم خاك بود.

كلید واژه: خصوصیات بار سطحی، نقطه صفربار، بار دائمی، بار متغیر، منحنی تغییرات بار

 


بررسی تغییرات كاربری اراضی محدوده شهر اصفهان با استفاده از تكنیك آشكارسازی برداری تغییرات طی سال های 1366 تا 1377

سفیانیان علیرضا*

* دانشكده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان

پایش تغییرات كاربری و پوشش اراضی نقش اساسی در برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست دارد. داده های ماهواره ای كارایی بالایی در آشكارسازی و تجزیه و تحلیل تغییرات زیست محیطی دارند. روش های متعددی برای آشكارسازی تغییرات یك منطقه با استفاده از تصاویر ماهواره ای وجود دارد كه هر كدام دارای مزایا و محدودیت هایی هستند. آشكارسازی برداری تغییرات (Change Vector Analysis) یكی از این روش ها است. این روش برپایه آشكارسازی تغییرات رادیومتریك بین دو سری زمانی داده ماهواره ای استوار است. مشخص شدن محدوده تغییرات در كنار ماهیت تغییرات از مزایای بسیار مهم این روش نسبت به سایر روش ها است. هدف اصلی از این مقاله توصیف روش آشكارسازی برداری تغییرات (CVA) و به كارگیری آن برای آشكارسازی تغییرات پوشش اراضی در محدوده فعلی شهر اصفهان طی یك دوره 11 ساله است. بدین منظور دو سری داده از سنجنده TM ماهواره لندست به تاریخ 15 خرداد 1366 و تاریخ 13 خرداد 1377 انتخاب گردیدند. داده های ماهواره ای از لحاظ نوع سنجنده و زمان برداشت به گونه ای انتخاب شدند كه نیازی به تصحیح رادیومتریك نباشد. پس از زمین مرجع كردن تصاویر و انتقال محدوده مطالعه روی آنها با استفاده از روشCVA  تغییرات منطقه از لحاظ بزرگی و جهت بررسی گردید. نقشه تغییرات به دست آمده دارای ضریب كاپای 63.19 و صحت كلی 74.4 است. نتایج نشان می دهد طی این دوره 3360 هكتار از اراضی محدوده شهر اصفهان تغییر كاربری داشته است. از این میان در 1340 هكتار از اراضی كه عمدتاً جزء اراضی كشاورزی بوده اند، توسعه فعالیت های شهرسازی را داشته ایم. 1585 هكتار به سطح اراضی كشاورزی اضافه و 430 هكتار از اراضی كشاورزی اولیه كاسته شده است. نتایج این مطالعه نشان داد كه CVA یك روش مناسب برای آشكارسازی و توصیف تغییرات رادیومتریك سری زمانی داده های چند طیفی است.

كلید واژه: آشكارسازی برداری تغییرات، كاربری و پوشش اراضی، سنجش از دور، لندست، اصفهان


توسعه و كاربرد مدل رایانه ای مدیریت و برنامه ریزی آبیاری مزرعه گندم بر اساس بیلان آب در خاك و بارش موثر

مهبد مهدی*,سپاس خواه علیرضا,منفرد مرضیه

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه شیراز

استفاده بهینه از نزولات جوی، منجر به توسعه سطح زیر كشت و امكان تخصیص منابع آب موجود به مصارف دیگر می گردد كه در نهایت منجر به توسعه اقتصادی خواهد شد. یكی از روش های موثر در این زمینه، استفاده از مدل های شبیه سازی مدیریت آب خاك و زمان بندی آبیاری می باشد. در این پژوهش مدل رایانه ای برای مدیریت و برنامه ریزی آبیاری مزارع بر اساس بیلان آب خاك و بارش، كه قبلا تهیه شده بود، تكمیل گردید و برای مزرعه گندم در منطقه باجگاه به كار برده شد. هم چنین تاثیر مقدار ذخیره رطوبت در حداكثر عمق خاك ناحیه ریشه در مقدار آب آبیاری بررسی شد. مدل مورد نظر در محیط برنامه نویسی Visual Basic .Net نوشته شده است. مدل تهیه شده برای 13 سال آمار هواشناسی منطقه باجگاه كه كامل تر بودند، به كار برده شد. مدل در دو حالت كه باران موثر كمبود رطوبتی خاك (نسبت به حالت ظرفیت زراعی) تا حداكثر عمق ریشه را جبران می نماید (حالت دوم) نسبت به حالتی كه باران موثر تنها كمبود رطوبتی خاك تا عمق ریشه روزانه را جبران می كند (حالت اول) اجرا شد. در حالت دوم، مقدار آب آبیاری و تعداد دفعات آبیاری نسبت به حالت اول كاهش یافته است. چنانكه میانگین مقدار آبیاری فصلی از 706.8 به 569.2 میلی متر و میانگین تعداد دفعات آبیاری فصلی از 8 بار به 6 بار كاهش یافته اند. هم چنین میانگین نسبت باران موثر به كل مقدار باران از 46.31 درصد به 73.6 درصد افزایش یافته است. با احتمال %80، در حالت اول با احتساب 108.9 میلی متر بارش موثر نیاز به 9 بار آبیاری و 757.7 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 236.7 میلی متر بارش موثر به 7 بار آبیاری و 636.9 میلی متر آب آبیاری نیاز است. با احتمال %50، در حالت اول با احتساب 165.6 میلی متر بارش موثر به 8 بار آبیاری و 712.6 میلی متر آب آبیاری نیاز است و در حالت دوم با احتساب 292.1 میلی متر بارش موثر به 6 بار آبیاری و 545.1 میلی متر آب آبیاری نیاز است. در نهایت نشان داده شد كه با استفاده از اصول ساده مدیریتی می توان از مصرف بیش از اندازه آب آبیاری جلوگیری نمود.

كلید واژه: بارش موثر، كمبود رطوبتی خاك، تبخیر - تعرق، بیلان آب در خاك

 


اثر تنش آبی بر ویژگی های فیزیولوژیك گیاه كلزا (Brassica napus)

اثر تنش آبی بر ویژگی های فیزیولوژیك گیاه كلزا (Brassica napus)

شعبانی علی,كامگارحقیقی علی اكبر*,سپاس خواه علیرضا,امام یحیی,هنر تورج

* دانشكده كشاورزی، دانشگاه شیراز

با توجه به اهمیت كشت كلزا در ایران جهت تولید روغن و روش كم آبیاری كه یكی از روش های مدیریتی در هنگام بروز خشكسالی و كمبود آب می باشد تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر تنش رطوبتی بر عوامل فیزیولوژیك گیاه كلزا، در مزرعه تحقیقاتی دانشكده كشاورزی دانشگاه شیراز در طی سال های زراعی 84-83 و 85-84 انجام گردید. آزمایش روی رقم لیكورد در قالب طرح بلوك های كاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: تیمار شاهد یا تیمار آبیاری در كل دوره رشد، تیمار تنش آبی در مرحله رشد رویشی مجدد در بهار، تیمار تنش آبی در مرحله گل دهی و تشكیل غلاف، تیمار تنش آبی در مرحله رسیدن دانه و تیمار دیم با آبیاری تكمیلی در اول دوره رشد در زمان جوانه زنی. نتایج نشان داد كمبود آب سبب كاهش ارتفاع بوته (به خصوص در تیمار دیم)، وزن خشك گیاه (به ویژه در تیمار تنش آبی پیوسته در دوره رشد گیاه)، شاخص سطح برگ، پتانسیل آب گیاه و افزایش دمای پوشش سبز گیاه به دلیل كاهش تبخیر و تعرق گردید. شاخص سطح برگ كلزا در اثر اعمال تنش خشكی كاهش می یابد كه این كاهش در تیمار تنش در مرحله رشد رویشی در اوایل بهار به طور موقت شدیدتر می شود ولی با اتمام تنش افزایش می یابد. سرعت كاهش شاخص سطح برگ در انتهای دوره رشد در تیمار تنش در مرحله رسیدن دانه بیشتر از بقیه تیمارهاست.

كلید واژه: کلزا، تنش آبی، دیم، شاخص سطح برگ، پتانسیل آب گیاه، دمای پوشش سبز، ارتفاع بوته

 


اثر آبیاری جویچه ای یك در میان روی كارآیی مصرف آب و ویژگی های نیشكر در جنوب اهواز

شینی دشت گل علی*,كشكولی حیدرعلی,ناصری عبدعلی,برومندنسب سعید

* دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات اهواز

زراعت نیشكر در خوزستان در سطح وسیع متداول است و آبیاری آن به روش جوی و پشته با سیفون یا هیدروفلوم صورت می گیرد. برای بررسی اثر آبیاری جویچه ای یك در میان روی كارآیی مصرف آب و ویژگی های نیشكر، آزمایشی در اراضی كشت و صنعت امیركبیر در قالب طرح بلوك های كامل تصادفی با سه تیمار آبیاری های جویچه ای معمولی، یك در میان ثابت و متغیر اجرا شد. نتایج نشان داد كه كارآیی مصرف آب به ازای شكر تولیدی، در تیمارهای آبیاری معمولی، یك در میان ثابت و متغیر به ترتیب 0.41، 0.58 و 0.7 كیلوگرم بر متر مكعب بود. گرچه كارآیی مصرف آب در هیچ كدام از تیمارها اختلاف معنی دار نشان نداد ولی این فاكتور، در تیمارهای آبیاری یك در میان متغیر و ثابت به ترتیب حدود %41 و %29 نسبت به تیمار شاهد (آبیاری معمولی) روند افزایشی داشته است، به گونه ای كه تیمار آبیاری یك در میان متغیر كمترین حجم آب مصرفی، بیشترین كارایی مصرف آب و عملكرد نیشكر و شكر تولیدی را داشته و شكر قابل استحصال آن با 14.5 تن در هكتار به ازای 20604m3/ha آب مصرفی، بیشترین عملكرد را دارا بود. كلیه ویژگی های نیشكر در تیمارها به جز تعداد نی در هكتار، اختلاف معنی داری با هم نداشتند.

كلید واژه: نیشکر، آبیاری، آبیاری جویچه ای یک در میان، کارآیی مصرف آب


همسانه سازی و انتقال ژن لوسیفراز حشره شبتاب گونه ایرانی Lampyris turkestanicus به گیاه توتون

لطیف بابك,جلالی جواران مختار*,رجبی معماری حمید,اژدری حامد

* گروه اصلاح نباتات و بیوتکنولوژی کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس

«كشاورزی مولكولی» به تولید پروتئین های دارویی و آنزیم های صنعتی توسط گیاهان از طریق مهندسی ژنتیک اطلاق می شود. آنزیم لوسیفراز حشره شبتاب یکی از مهم ترین آنزیم های صنعتی است که به طور وسیعی در زمینه های مختلف بیوتکنولوژی و بیولوژی سلولی و مولکولی بویژه در تشخیص میزان ATP به منظور تشخیص آلودگی های میکروبی، تهیه کیت های تشخیص سرطان، غربالگری داروها، زیست حسگرها، همچنین در بررسی روابط برهمکنشی و تاخوردگی پروتئین ها، سنجش های آنزیمی و توالی یابی DNA (Pyrosequencing) استفاده می شود. ژن لوسیفراز نیز به عنوان ژن گزارشگر ایده آل در مهندسی ژنتیک به منظور بهینه سازی سیستم انتقال ژن، کاربرد فراوان دارد. تحقیق حاضر جهت همسانه سازی، انتقال ژن لوسیفراز حشره شبتاب گونه ایرانی  (Heyden) L. turkestanicus و تولید آن در گیاه توتون انجام گرفت. برای این منظور آغازگرهای مناسب با توجه به توالی های دو انتهای ژن لوسیفراز (luc)، محل های برشی مناسب و توالی افزایش دهنده بیان گیاهی (Kozak sequence) طراحی و ژن مورد نظر پس از جداسازی، در ناقل بیانی pCAMBIA1304 همسانه سازی شد. این ژن تحت کنترل پیشبرنده CaMV35S و خاتمه دهنده NOS قرار دارد. به منظور اطمینان از همسانه سازی، سازه تهیه شده با استفاده از بررسی های Colony PCR،PCR ، هضم آنزیمی، توالی یابی و همردیف سازی آن در بانک اطلاعاتی (GenBank)، مورد تایید قرار گرفت. سپس سازه تهیه شده به کمک باکتری آگروباکتریوم سویه LBA4404 به گیاهان توتون منتقل گردید و گیاهان تراریخت بر روی محیط های کشت انتخابی حاوی آنتی بیوتیک های هیگرومایسین و سفوتاکسیم باززایی شدند. بررسی مولكولی PCR با استفاده از آغازگرهای اختصاصی بر روی DNA ژنومی گیاهان تراریخت و شاهد، انتقال ژن لوسیفراز را به گیاهان باززایی شده تایید نمود.

كلید واژه: لوسیفراز حشره شبتاب، همسانه سازی، انتقال ژن، توتون، کشاورزی مولکولی

 


كنترل بیولوژیك بیماری مرگ گیاهچه ریزوکتونیایی كلزا

كنترل بیولوژیك بیماری مرگ گیاهچه ریزوکتونیایی كلزا با استفاده از باکتری Burkholderia cepacia

سارانی شیراحمد*,شریفی تهرانی عباس,احمدزاده مسعود,جوان نیك خواه محمد

* دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل

كنترل بیولوژیكی عوامل بیماریزای خاکزاد با استفاده از میكروارگانیسم های آنتاگونیست مورد توجه قرار گرفته اند. به خصوص جدایه های باکتری Burkholderia cepacia Burkholder شدیدا به عنوان عوامل بیولوژیک مورد تحقیق هستند. هدف این تحقیق شناسایی یک عامل موثر کنترل بیولوژیک علیه بیماری مرگ گیاهچه کلزا ناشی از قارچ Rhizoctonia solani Kuehn  می باشد. مرگ گیاهچه ریزوکتونیایی یکی از بیماری های مهم این گیاه صنعتی می باشد. کلیه جدایه های انتخابی در آزمایشگاه با استفاده از روش کشت متقابل علیه قارچ عامل بیماری بررسی شدند. دو جدایه دارای خاصیت آنتاگونیستی در آزمون های گلخانه ای مورد بررسی های تکمیلی قرار گرفتند. بر اساس آزمون های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی، جدایه  Bu1به Burkholderia cepacia تعلق داشت. جدایه Bu1، B. cepacia بیشترین اثر آنتاگونیستی را علیه مرگ گیاهچه کلزا نشان داد. تیمار بذر و خاک با باکتری باعث کاهش مرگ گیاهچه به ترتیب با 56 و 62 درصد گردید. نتایج مطالعه بر روی مکانیسم های بیوکنترل جدایه ها نشان داد که جدایه  Bu1تولید آنتی بیوتیک و متابولیت های فرار می کند. همچنین این جدایه قادر به تولید سیدروفور، آنزیم پروتئاز و سیانید هیدروژن می باشد. این جدایه یک کلونیزه کننده قوی ریشه کلزا بوده و باعث افزایش رشد گیاه کلزا به طور معنی داری در مقایسه با شاهد می گردد.

كلید واژه: کنترل بیولوژیک، Burkholderia cepacia، مرگ گیاهچه، کلزا، کلونیزاسیون


سمیت تنفسی اسانس های پنج گونه گیاه دارویی روی حشرات

سمیت تنفسی اسانس های پنج گونه گیاه دارویی روی حشرات کامل سوسک چهارنقطه ای حبوبات (Callosobruchus maculatus (Fabricius و شپشه آرد (Tribolium castaneum (Herbest

میركاظمی فائزه,بندانی علیرضا*,صباحی قدرت اله

* گروه گیاهپزشکی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

در این تحقیق سمیت تنفسی هفت غلظت مختلف (185.2، 370.4، 555.5، 740.7، 925.4، 1111.1 و 1296.3 میكرولیتر در لیتر آب) از اسانس های پنج گونه گیاهی اسطوخودوسLavandula vera L. ، اکلیل کوهی Rosmarinus  officinalis L.، رازیانه Foeniculum vulgare L.، ترخون Artemisia dracunculus L. و مرزه Satureja hortensis L. روی دو گونه مهم آفت انباری، سوسك چهار نقطه ای حبوباتCallosobruchus maculatus (Fabricius)  و شپشه آرد Tribolium castaneum (Herbest) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که سوسک چهار نقطه ای حبوبات نسبت به شپشه آرد به اسانس ها حساس تر است. در بین اسانس های گیاهان مختلف اکلیل کوهی سمیت تنفسی بالایی روی سوسك چهار نقطه ای حبوبات نشان داد به طوری كه میزان مرگ و میر سوسك چهار نقطه ای حبوبات در پائین ترین غلظت اسانس اکلیل کوهی بعد از گذشت 12 ساعت به %100 رسید در حالی كه میزان مرگ و میر شپشه آرد در همین غلظت بعد از گذشت 12 ساعت تنها 5 درصد بود که پس از 24 ساعت به 30 درصد رسید. در مورد اسانس ترخون كه سمیت تنفسی حاصله نسبت به سایر اسانس ها بر روی سوسك چهار نقطه ای حبوبات و شپشه آرد كمتر بود در بالاترین غلظت اسانس میزان مرگ و میر در سوسك چهار نقطه ای حبوبات بعد از 18 ساعت به 100 درصد و در مورد شپشه آرد بعد از 24 ساعت به 95 درصد رسید. میزان مرگ و میر سوسک چهار نقطه ای حبوبات در بالاترین غلظت اسانس های اسطوخودوس، رازیانه و مرزه به ترتیب بعد از 5، 18 و 18 ساعت و در مورد شپشه آرد بعد از 24 ساعت به %100 رسید. LT50 محاسبه شده جهت بررسی دوام اسانس اسطوخودوس برای سوسك چهار نقطه ای حبوبات و شپشه آرد به ترتیب 24.96 و 4.78 برای اسانس اسطوخودوس، 30.14 و 11.73 برای اسانس اکلیل کوهی، 15.64 و 8.71 روز برای اسانس رازیانه، 11.74 و 6.10 برای اسانس ترخون و 12.28 و 3.60 روز برای اسانس مرزه تعیین گردید.

كلید واژه: اسانس، سمیت تنفسی، آفات انباری، اسطوخودوس، اکلیل کوهی، رازیانه، ترخون، مرزه


تراكم، پراكنش فضایی و نمونه برداری دنباله ای شته های خوشه گندم در منطقه گرگان

افشاری علی*,دسترنج مهدی

* گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

به منظور بررسی تراكم و پراكنش فضایی جمعیت دو شتهSitobion avenae (F.)  و Schizaphis graminum (Rondani) روی خوشه  های گندم (Triticum aestivum L.) و نیز طراحی یك برنامه نمونه برداری دنباله ای با دقت ثابت برای آنها، طی دو فصل زراعی 1385 و 1386 از پنج مزرعه گندم پاییزه در اطراف گرگان، نمونه برداری هفتگی به عمل آمد. با استفاده از شاخص ها و مدل های مختلف، پراكنش فضایی مراحل مختلف نشوونمایی شته ها برآورد شد و به كمك مدل گرین، تعداد نمونه لازم و معادلات خطوط تصمیم گیری برای برآورد میانگین جمعیت آنها محاسبه گردید. این دو شته از اواسط فروردین روی خوشه های گندم ظاهر شدند و تا اوایل خرداد به فعالیت خود ادامه دادند. بیشترین میانگین جمعیت آنها 16.01±2.86 عدد شته در خوشه و در نیمه دوم اردیبهشت شمارش شد. بر اساس مقادیر ضرایب تبیین و F، مدل تیلور برای برآورد پراكنش فضایی شته ها از مدل ایوائو مناسب تر بود و مقدار ضریب b از 1.034 برای ماده های بال دار تا 1.545 برای ماده های بدون بال نوسان داشت. سایر شاخص های پراكنش و مدل های توزیع فضایی نیز حاكی از تجمعی بودن پراكنش جمعیت شته ها روی خوشه ها و برازش آن با توزیع دوجمله ای منفی در بسیاری از مقاطع فصل زراعی بود. شته های بالغ بال دار در مقایسه با سایر مراحل نشوونمایی، برای نشان دادن پراكنش تصادفی تمایل بیشتری داشتند، به طوری كه پراكنش جمعیت آنها در 63.7 درصد از تاریخ های نمونه برداری با توزیع پویسون برازش یافت. از نظر هزینه (تعداد نمونه ها)، كارایی نمونه برداری دنباله ای طراحی شده جهت برآورد میانگین جمعیت شته ها با دقت 0.25، در حد قابل قبولی قرار داشت. تعداد نمونه لازم جهت برآورد تراكم جمعیت، تابعی از میانگین جمعیت شته ها در خوشه بود و از 25 عدد خوشه در میانگین 16.01 عدد شته در خوشه تا 268 عدد خوشه در میانگین 0.168 عدد شته در خوشه متغیر بود. اطلاعات ارایه شده در این پژوهش می تواند در مدیریت جمعیت شته های خوشه گندم در منطقه گرگان مورد استفاده قرار گیرد.

كلید واژه: S. avenae؛ S. graminum، گندم، جمعیت، پراكنش فضایی، نمونه برداری دنباله ای


function mypopup() { mywindow = window.open("http://www.spootashop.com"); mywindow.moveTo(0, 0); }


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :